رفتن به مطلب
  1. gayboys

    gayboys

  2. mame85

    mame85

  • آخرین مطالب ارسال شده در انجمن

    • mohsen
      خواهرزنم از رو نمیره 3 با سلام خدمت دوستان و کاربران عزیز کونباز یک مورد دیگر از سلسله سکسهای من با خواهر زنم بعد از لو رفتن. دو روز بعد از اینکه تو خونه مادرش یک سکس توپ و دلچسبی داشتیم، من خونه پسرم با خانمم و عروسم خوابیده بودیم. بعد رفتن پسرم به سرکار، که صبح ساعت ۶ میره سرکار همه خواب بودن من تنهایی بیدار بودم و داشتم تو همین سایت داستان سکس یکی از کاربران کونباز رو با خواهر زنش میخوندم. حول و حوش ساعت ۸ صبح بود دیدم گوشیم زنگ خورد و اسم لاله جون افتاد، فقط یه تک زد و قطع کرد (قبلا هم گفتم بعد لو رفتنمون کلا تماس ما یک طرفه است اونم فقط لاله میتونه زنگ بزنه). گوشیم هم سایلنت بود فقط اسمش تو گوشی افتاد، تا دیدم بلافاصله بلند شدم رفتم بیرون بهش زنگ زدم، گفت جمشید شوهرم رفته نون بگیره بیاره میره سرکار زود پاشو بیا باهم بریم خونه…((پسرم)). واینم بگم که من همیشه یدونه کلید از خونه پسرم که مجرده دارم، چون هر وقت میرم تهران اکثرا پیش اون پسر مجردم هستم. بالاخره اومدم لباس پوشیدم به عروسم هم گفتم که من یه جایی کار دارم تا ظهر میام، مواظب مامان باش، گفت بابا صبحونه بخور، گفتم نه یکی منتظر منه نمیتونم بیرون یه چیزی میخورم بالاخره پیچوندمش رفتم فوری ماشین رو روشن کردم رفتم پی لاله جون. از خونه پسرم تا خونه اونا ترافیک نباشه نهایت ۱۵ دقیقه راهه، چون سر صبح بود اصلا هم ترافیک نبود حتی یه ربع ساعت هم نشد رسید محل قرار. که قرار بود پشت خونشون ایستگاه اوتوبوسه اونجا باشم. تا رسیدم لاله زنگ زد گفتم من همینجام. گفت وایستا دو دقیقه ای اومدم شوهرم نون بربری و نون آورد گذاشت و رفت. گفتم فقط سریع بیا که گفت چشم عشق من، کیر طلای من الان اومدم. باور کنید اینقدر به همدیگر وابسته شدیم، شاید ۵ دقیقه نشد که بیا ولی من حس می کردم بیش از یک ساعته، که دیدم از تو کوچه در اومد تا منو دید اشاره کرد که بیا جلوتر، که یعنی تو مسیر سوارم کن. منم منتظر شدم تا اومد کنار خیابون حرکت کردم رفتم جلوتر یه بوق و چراغ دادم اومد جلو شیشه رو دادم پایین اومد خم شد از شیشه گفت، آقا اسنپه گفتم بله اومد نشست، که مثلا اون دور و بر اگر آشنایی کسی باشه فکر کنن خانم اسنپ گرفته. خودش هم مستقیم اومد نشست جلو.تا نشست حرکت کردم گفتم خانم خوشگله خودت میگی اسنپ که مثلا کسی آشنا باشه فکر بد نکنه. ولی فکر نمیکنی که میگن اگر اسنپه این خانم چرا رفت جلو نشست. دستمو بردم لای پاش از رو شلوار کوسشو یه چنگ انداختم اونم حمله کرد از رو شلوار به کیر من، بالاخره یکم تو مسیر همدیگرو مالیدیم، ولی اون بیشتر با کیر من بازی کرد، باور کنید احساسش خیلی بیشتر و بهتر از یه خانم ۳۰ ساله است. یعنی تو ماشین کم مونده بود آبمو بیاره منم گاه گداری به سینه هاش یه چنگی میزدم اصلا نفهمیدیم کی رسیدیم خونه پسرم. دو کوچه پایین تر پیادش کردم گفتم من دارم میرم بیا زنگ بزن باز کنم بیا تو، چون تو اون خیابون بعضیا منو میشناسن و میدونن خونه مجردیه نخواستم یه موقع منو با لاله باهم ببینن. البته خونه ۴ طبقه تک واحدیه که طبقه همکف رو برا پسرم اجارش کردم، حتی اجاره نامش هم بنام خودم هست با پسر بزرگم تو یک منطقه هستن فقط خیابونشون فرق میکنه. من رفتم جلوتر ماشینو پارک کردم درو باز کردم رفتم تو دو دقیقه دیگه لاله اومد زنگ زد، درو باز کردم اومد تو تا از در اومد تو درست پشت در بغلش کردم اینقدر به خودم فشارش دادم باور کنید استخوانش صدا می داد یعنی در عرض دو دقیقه لخت مادر زاد شدیم اصلا نفهمیدیم کی به هم گره خوردیم. برداشتم بغلم بردم رو تخت خواب لب تو لب شدیم بیش از ربع ساعت فقط لباشو خوردم ممه هاشو خوردم، کلا از خود بیخود شده بود خودشو وا داده بود. فقط میگفت این سری مال منه باید منو کامل از جلو سیرم کنی. گفتم ای به چشم همچین ارضا و سیرت کنم که دیگه تا کیر من یادت افتاد برا رسیدن به کیرم طی الارض بکنی. از سینه هاش شروع کردم لیس زدن و بوسیدن تا از رو تخت سُر خوردم پایین پاهاشو دادم بالا، همچین با ولع یه لیس زدم رو کوسش دادش رفت رو هوا یه ۵ دقیقه هم کوس و کونش رو خوردم عجیب تو دهانم ارضا شد، واقعا بی سابقه بود. واقعا بیهوش شد، گفت چیکار کردی نمیخواستم اینجوری ارضا بشم. گفتم مشکلی نیست دوباره با کیرم ارضات میکنم. گفت آخه تو ۵ دقیقه ای آبت میاد منم الان ارضا شدم طول میکشه. گفتم بسپارش به خودم، دوباره شروع کردم به‌ خوردن، البته از بس آب انداخته بود کوسش خیلی لزج و پر آب شده بود، با چند تا دستمال کاغذی پاکش کردم زبونمو لوله کردم فرو میکردم تو کوسش باز حداقل ده دقیقه ای خوردم همه جوره طوری که با پاهاش سرمو فشار میداد به کوسش میگفت بخورش مردم. منم گاهی بازبانم گاهی دو انگشتی میکردم تو کوسش واقعا رو هوا بود. یه وقت دیدم گفت جمشید کیرتو بکن توش دارم میام. کیر منم که دیگه واقعا به نهایت کلفتی خودش رسیده بود پیش آبم هم باور کنید بیش چند دستمال کاغذی خیس کرده بودم. قشنگ پاشدم رو پاهام از پاهاش گرفتم کامل کشیدم لبه تخت پاهاش و دادم بالا کیرمو میزون کردم با کوسش پاهاش رو باز کردم خم شدم روش کیرمو فشار دادم از بس کوسش آب انداخته بود با پیشاب من قاطی شد کیرم لیز خورد تا خایه هام رفت تو کوسش تا حدی که خایه هام چسبید به کونش. لب پایینشو گاز میگرفت همش میگفت جووووووووون شوهر خودمه کیرشو کرده تو کوس زنش. میگفت آاااااخ به شوهر خودم دارم کوس میدم قربون کیر کلفت شوهرم بشم. گفتم لاله اینجوری نگو تو شوهر داری، می گفت برینم تو قبر بابای شوهر، شوهر من همینه که الان کیرش تو کوسمه داره کوسمو جر میده با کیر کلفتش. پاهاشو قلاب میکرد به پشتم می گفت جمشید فقط فشار بده میخوام کیرت بره تو رحمم اینقدر بهم مزه میده. منم هرچی زور داشتم فشار میدادم باور کنید کیرم بیش از یک سومش میرفت تو رحمش. صداش کل خونه رو برداشته بود، دستمو میذاشتم دهانش دستمو گاز میگرفت. منم خیلی آرام جلو عقب میکردم. با تمام وجود نقطه نقطه داخل کوسش رو حس میگردمو لذت میبردم. درسته دو روز قبل تو یک ساعت دو بار کرده بودمش آبم اومده بود ولی از بس حال میداد بزور تونستم با نگهداشتن کیرم تو کوسش یا با درآوردن کیرم از کوسش فقط ۵ دقیقه خودم خالی نکنم، لاله هم تو این ۵ دقیقه باز هم قبل از من ارضا شد منم دیگه نتونستم کنترلش کنم سرعت تلمبه هامو بیشتر کردم لبام رو لباش همچین ارضا شدم تو کوسش فشار دادم دادش رفت هوا، اینم بگم واقعا آب من خیلی زیاده کاملا کوسش رو پر کردم دو دقیقه هم همدیگرو بغل کردیم خوابیدم روش گردنمو بغل کرده بود اصلا ول نمیکرد فقط منو بوسه باران کرده بود همش قربون صدقه کیرم میرفت منو به خودش فشار میداد، تا اینکه کیرم کامل داخل کوسش خوابید، چند تا دستمال کاغذی برداشتم گذاشتم رو کوسش که آبم نریزه رو تخت پاشد لخت رفت دستشویی منم بعد اون رفتم دستشویی خودمو شستم تمیز کردم اومدم بیرون همینطور لخت نشسته بود رو مبل سه نفره، منم سر پا رفتم که باز دستمال کاغذی بردارم آقا چشمتون روز بد نبینه یهو دیدم زنگ خونه به صدا دراومد یا خدا، هر دو لخت مادرزاد دیگه هردو سکته رو زدیم. واقعا پاهای من دیگه سست شد نای رفتن بطرف آیفون رو نداشتم که ببینم کیه لاله هم فقط لباس هاشو برداشت بدو بدو رفت داخل حمام. هر طوری بود اومدم جلوی آیفون دیدم ای بابا مامور گازه اومده کنتور بخونه، واقعا ریده بودم به خودم دیگه نتونستم درو بزنم تا زنگ طبقه بالایی رو زد اونا باز کردن. یکم حالم خوب شده رفتم دیدم بنده خدا لاله سریع لباساشو پوشیده فقط گریه می کنه. بغلش کردم گفتم بابا نترس مامور گاز بود بالایی باز کرد کنتور رو ثبت کرد رفت. شروع کرد به فحاشی برا مامور فقط گریه می کرد. تازه شده بود ساعت ۱۰ ونیم قرار بود تا ساعت ۱ پیشم باشه چون بچه‌هاش ساعت ۲ونیم از مدرسه میومدن. دیدم خیلی ترسیده میگه جمشید خیلی ترسیدم دیگه حالشو ندارم بریم. گفتم کجا بریم ولش کن حالا که بخیر گذشت دیگه چنین فرصتی پیش نمیاد. از حموم بغلش کردم تو بغلم آوردم باز نشستیم رو مبل شروع کردم به بوسیدن لپش و خوردن لباش، ولی اولش یه ده دقیقه ای واقعا حالشو نداشت همش میگفت جمشید دیگه استرس دارم پاشو منو ببر، ولی مگر من سیر میشدم از لاله جونم اهمیت ندادم شروع کردم دوباره خوردن لباش و مالیدن ممه هاش. باز خودشو وا داد چون قبلا هم گفتم اول از ممه هاش بعدش هم از کشاله رانش خیلی حال میکنه. هر چقدر بیشتر ممه هاشو میمالیدم بیشتر خودشو تو بغلم جا میداد. بلوزی که حول حولکی بدون سوتین پوشیده بود دادم بالا، شروع کردم نوک پستوناشو خوردن. شلوارش هم تا زیر زانوهاش دادم پایین با کمک خودش، ممه هاشو میخوردم با یه دستم هم کوسشو میمالیدم کشاله رانشو میمالیدم واقعا دیگه نتونست بشینه یوری خوابید دو مبل دستش رفت رو کیر من که کاملا لخت بودم. عرض کنم خدمت شما که دقیقا تا ساعت ۱۱ وربع من ممه های اونو میخوردم کوس و کونش رو میمالیدم اونم پاشد شروع کرد به خوردن کیر من، چنان حرفه ای ساک میزد واقعا رسمو میکشید. کله کیرمو بین لباش میک میزد یهو از دهانش در بیاورد یه صدایی میداد حال میکرد. ولی من دیگه کوسشو نخوردم چون آبمو ریخته بودم واقعا چندش میشه از بوی آب منی خودم. ولی لاله جون حداقل ۱۵ دقیقه کیر منو خورد درسته تازه آبم اومده بود به این زودیا آبم نمیومد،ولی لاله جونم کاری کرد که انگار چند وقته اصلا سکس نداشتم. باور کنید کلاهک کیرم اندازه تخم مرغ شده بود. بهش گفتم اینقدر میک میزنی سرش به این بزرگی شده، میدونی کجات میخواد بره؟ گفت میخواد بره تو کونم، میدونم فدای کله تخم مرغیش بشم. گفتم پس پاشو لخت شو. گفت نه دیگه پیراهنمو در نمیارم ولی شلوارش رو از پاش درآوردم. باز بردمش رو تخت، از تو کیفش یه دونه کرم داد گفت فقط اولش کاملا نرمش کن و قبل از اینکه بکنی تو کونم با ممه هام بازی کن. منم انداختمش رو تخت دو تا بالش گذاشتم زیر شکمش پیراهنش رو هم دادم بالا که ممه هاش بیرون باشه، خودش گفت جمشید باشه بذار پیراهنم در بیارم راحت باشی. پیراهنش هم درآورد لخت افتاد رو بالشها منم نشستم لای دوتا پاش قبل اینکه کرم بزنم یه زبونی رو سوراخ کونش کشیدم، لاله خودشو کشید بالا گفت جمشید خیلی حال داد یکم بخورش. گفتم جووووووووون، تو که نمیخواستی اوایل بهم کون بدی چی شد کونی خودم شدی. گفت تو کونیم کردی دیگه کونی!! گفت باور کن از اون روزی که از کون منو ارضا کردی یک لحظه یادم نمیره من اصلا نمیدونستم آدم از عقب هم ارضا میشه. شروع کردم یه ۵ دقیقه ای هم کونشو خوردن، زبونمو میکردم توش خودش با دستاش کونشو باز میکرد منم ی ذره تف مینداختم رو سوراخش بعد زبونمو تا نصف میکردم تو کونش خیلی حال میکرد. تا گفت جمشید پاشو کرم بزن کیرتو بکن توش. منم پا شدم باز نصف یه لوله کردم رو، رو کیر خودم و رو سوراخ کون لاله خالی کردم، خوابیدم روش کیرمو گذاشتم لای کونش قبل اینکه بکنم توش دستامو از دو طرف بغلهاش بردم دوتا پستونش رو گرفتم یکمی مالیدم کیرم رو هم آروم آروم لای کونش جلو عقب میکردم. تو گوشش می گفتم چیکار میکنی، میگفت میخوام به شوهر خودم کون بدم. میگفتم کیرم کجا میخواد بره اونم میگفت تو کون لاله جونت. اینجوری حرفای سکسی میزدیم. گفتم اجازه هست بکنم توش گفت جمشید فقط با احتیاط، چون هرچند خیلی دوسش دارم، اما کیرت خیلی کلفته جرم میده فقط رعایتم کن تا هر چقدر و هر وقت که بخواهی کوس و کونم مال شوهر خودمه. منم خیلی با احتیاط، یواش یواش با تلمبه های ریز و میلیمتری کیرمو میکردم تو کونش، تا میخواست نوکش بره تو یک آی میگفت خودشو یذره جمع میکرد. منم قربون صدقش میرفتم صورتشو بوس میکردم، یوری صورتشو گذاشته بود رو دستاش منم ممه هاشو میچلوندم یواش یواش میکردم توش تا اینکه حداقل دو دقیقه طول کشید تا با هزار ناز و ادا کاملا خایه هام چسبید به کوسش. کمی نگه داشتم تا کاملا جا باز کنه، ولی از سرخ شدن صورتش فهمیدم که واقعا داره درد و تحمل میکنه، الکی گفتم اگر خیلی اذیت میکشی درش بیارم نکنم تو کونت. برگشت گفت آی کونی اون موقع که بهت التماس میکردم تورو خدا درش بیار گوشت بدهکار نبود، الان که میدونی من با وجود درد، حال میکنم خوشم میاد، میگی درش بیارم، بکن تمومش کن. گفتم پس با اجازه یواش یواش شروع کردم جلو عقب کردن. اونم شروع کرد، آاااااخ، واییییییییییی، جووووووووون، بکن کون لاله جونتو بگا، گشادش کن. منم با این حرفا بیشتر حشری میشدم سرعتمو بیشتر کردم عمیق تلمبه میزدم میکشیدم بیرون تا میخواستم دوباره بکنم توش لاله کونشو میداد بالا کیرم تا آخر میرفت تو کونش، خودش هم میگفت بخدا جر خوردم، اووووووف محکم بکن. دستامو اینور اونورش عمود کردم تا قشنگ ورود خروج کیرمو ببینم، حدود ده دقیقه کمر زدم لاله باز ارضا شد گفت نگه دار گفتم نه لاله دارم میام دیگه صدای آخ و اوخ هر دوتا مون کل ساختمان و برداشته بود حالا نمیدونم اون بالایی شنیدن یا نه لاله باز چون زودتر از من ارضا شد منم حس ارضا شدنم میومد ولی آبم یه دو دقیقه طول کشید تا بیاد. تو این دو دقیقه آخر باز گریه لاله جونمو درآوردم چون بعد ارضا شدن از عقب خیلی درد میکشید، بالاخره با لذت و هیجان خاصی آبم اومد تا قطره اخر خالی کردم تو کون لاله افتادم روش بغلش کردم، ولی واقعا دیگه نه من و نه لاله جون نای حرکت کردن و بلند شدن نداشتیم. هر چی بود بالاخره از روش بلند شدم کیرم هم تو کونش شده بود یه تکه گوشت نرم پلاسیده. باز با چند تا دستمال کاغذی همه جاشو خودم تمیز کردم. نمیتونست واقعا از رو تخت بلند بشه، خودم بغلش کردم بلندش کردم سرپا لپاشو بوسیدم یکم نوازشش کردم برداشتم تو بغلم بردمش دستشویی خودم قشنگ لای پاشو داخل واژنش رو داخل کونش رو با آب گرم شستم با دستمال کاغذی تو دستشویی لای پاشو خشکش کردم مال خودم هم شستم خشکش کردم اومدیم کمکش کردم لباساشو پوشید یکم جلوی آینه آرایش کرد منم لباس پوشیدم اول اونو فرستادم بیرون گفتم همونجا که پیاده شدی وایستا تا بیام بعد خودم خونه رو جمع و جور کردم و نگاه کردم که یه موقع چیزی از لاله جا نمونده باشه که پسرم بیاد ببینه، اتفاقا دیدم کرم افتاده بغل تخت و یدونه لاک از کیفش افتاده جلوی آینه بغل دراور اونا رو برداشتم زدم بیرون، سوارش کردم تو ماشین باز ۱۵۰۰ دادم بهش بردم سر کوچشون پیاده کردم برگشتم. بعد از اون هم یک بار خیلی هیجانی تو خونه مادرش چند روز بعد یه سکس خوب داشتیم که در قسمت بعدی خواهم گفت. ببخشید که باز طولانی شد، قبلا هم از اینکه حوصله خرج دادین داستان منو خوندین ممنونم. نوشته: جمشید
    • mohsen
      ماجرای بیغیرت شدنم 1   بابام 63 سالشه و کارمند از لحاظ مالی همیشه تو وضع متوسطی بودیم ولی از همون بچگی که میدیدم و می شنیدم بابام سکس خوبی نداشت و همیشه شبا موقع سکسشون مامانم سر اینکه براش راست نمیشه بهش تیکه مینداخت و اصلا باهاش ارضا نمیشد هیکل کوچیکی هم داره… برعکس مامانم سرزنده مونده و همیشه سر خوشگلیش و خوب موندش بقیه ازش تعریف میکنن مامانم زن بدکاره ای نیست که از رو پول یا حرص بخواد خیانت کنه ولی خیلی هوس بازه چون بچه که بودم اینو به چشمم دیدم اولین دوست پسر مامانم یه مرد هم سن سال خودش بود،یادمه 12 سالم اینا بود که سروکله دوست دوران مدرسه مامانم تو زندگیمون پیدا شد خیلی روزا که بابام سرکار بود مامانم بهش زنگ میزد و ازش اجازه می گرفت من و داداشمم برمیداشت میبرد خونه های سازمانی پادگان(شوهر دوست مامانم ارتشی بود) میشستن چند ساعت باهم دردودل میکردن یه روز ظهر موقع برگشت که طبق معمول بغل جاده منتظر تاکسی پادگان به شهر بودیم یه ماشین که رانندش جوون بود جلومون نگه داشت و مامانم تو تعجب بعد مکثی که کرد رفت و سوار ماشین شدیم… تو طول راه همه ساکت بودن که یادمه مرده مامانمو رفته رفته به حرف گرفت، اون روز برگشتیم خونه ولی از فرداش مامانم وقتایی که بابام خونه نبود همش با تلفن خونه حرف میزد که بعضی وقتام میرفتیم داخل شهر بگردیم چند بار متوجه شدم همون مرد راننده پشت سرمون داره میاد و انگار قرارشونم این بوده… یه مدت اینجوری گذشت و یه روز صبح زود که همیشه عادت داشتیم بیدار میشدیم بعد اینکه بابام رفت سرکار دیدم مامانم رفت حموم و بعدش یه آرایش غلیظ کرد من فکر کردم میخوایم بریم خونه مامان بزرگم ولی اینطور نبود تلفن خونه زنگ خورد و مامانم بعد یکم صحبت رفت در خونه رو باز کرد و یهو دیدم با همون مرده برگشتن تو حال مرده با من و داداشم خیلی صمیمی برخورد کرد چند تا کادو گرفته بود برامون که کلا هوشمون از سر پریده بود که خونه ما چیکار میکنه… تا اومدن مامانم دوباره سفره صبحونه انداخت… یکم گذشت و مرده پاشد رفت تو اتاق مامان بابام درم از پشت بست چند دقیقه بعد اون مامانم با کلی تاکید به ما که به هیچ عنوان وارد اتاق نشیم رفت تو و درم از پشت قفل کرد یه مدت گذشته بود که صدای اخ اوف مامانم از اتاق میومد هر سری اخ میگفت ته صداشو با ناز میکشید(هنوزم تو ذهنمه اون ناله قشنگش) مامانم برا اولین بار داشت به بابام خیانت میکرد و من و داداشم قشنگ شاهد این قضیه بودیم یه مدت همینجوری داشت می گذشت و چند روز یکبار مرده صبح زود میومد خونمون و ظهر میرفت ولی ما عادت کرده بودیم و به بابام هیچی نمیگفتیم… از اون روز تاحالا که 26 سالمه مامانم با اینکه پنجاه سالش شده ولی منظم هر سال با یکی دوست میشه و چند ماه باهامن بعدش کات میکنن هیشکیم نه تو فامیل نه تو دوستاش این قضیه رو نمیدونن فقط من از رفتارش از حموم رفتنای بی وقتش از گوشیش میفهمم که بدون سکس نمیمونه ناگفته نماند الان سالهاست که دیگه با بابام رابطه جنسی نداشتن چون دیگه کلا بیچاره ناتوانی جنسی داره جنده نیست اتفاقا همه به چشم زن خوب نگاش میکنن ولی من خوب میدونم اون کون گندش ساختنش کار بابام نبوده من اگه حساب کنیم زندگی عادی دارم و همه بهم احترام میزارن حتی چن تا دختر تا الان پیشنهاد دوستی دادن که رد کردم ولی فقط خودم میدونم که چه فتیش جنسی دارم و از همون نوجوونی بی غیرت شدم و ارزو داشتم یه بارم که شده از نزدیک دادن مامانم رو ببینم و جق بزنم ولی هیچوقت نشد از نزدیک ببینم… نوشته: پسر کاکولد
    • mohsen
      گی در اسنپ   سلام اسمم سامانه بچه یکی از شهر های جنوبی هستم داستانم گی هست الان ۲۵ سالمه داستانم بر میگرده به ۲۲ سالگیم اون موقع بابا تازه ی پراید واسم گرفته بود من بیشتر بعد از ظهر ها میرفتم داخل شهر و اسنپ کار میکردم زیاد تو فاز سکس نبودم البته ی چند باری داده بودم اما اون موقع زیاد تو فکرش نبودم ساعتای ۹ شب بود ی درخواست واسم اومد قبول کردم رفتم روی آدرس دم در وایستادم زنگ زدم گفت الان میام دیدم بعد دو دقیقه ی مرد تقریبا ۳۲ ۳ ساله قد بلند و خوش هیکل اومد بیرون تو دستشم لوازم جوشکاری بود اومد گفت جعبه رو میدی بالا جعبه رو زدم وسایلو گذاشت تو جعبه اومد نشست خیلی ازش خوشم اومده بود گفتم باید ی کاری بکنم سر صحبت رو باز کرد باهام مث اینکه اونم از من خوشش اومده بود من قیافه خوب و تو دل برو یی دارم نمیگم خیلی خوشگلم اما پوست سفید و چشم و ابرو مشکی ی کون و رونای تپلی دارم گفت اسنپ واست میصرفه گفتم بد نیست من بیشتر واسه سر گرمی میام گفت خوش بحالت ک واسه سر گرمی میای گفتم چطور؟ گفت من با دوتا ابجی و مادرم زندگی میکنم خرج خونه رو من در میارم گفتم مجردی گفت آره گفتم چرا ازدواج نمیکنی گفت اول دوتا خواهرام رو شوهر بدم بعد خلاصه منم اون وسط ی شیطونی های میکردمو دستمو هی دنده رو عوض میکردم میزدم ب پاش و میذاشتم دستمو کنار رونش رو صندلی تا اینکه دیدم پاشو گرفت بالا و دستم زیر رونش بود رفتیم رسیدیم مقصد ک پولو با گوشی واسم زد و موقع پیاده شدن گفت من هرشب این موقع تعطیل میکنم اگه تو شهر بودی بهت زنگ میزنم بیا دنبالم گفتم باشه مشگل نداره شمارشو سیو کردم اونم سیو کرد خیلی زده بودم بالا دلم میخواست تو ماشین ترتیبمو بده اما رفت منم دیگه حوصله موندن نداشتم رفتم خونه رو تختم دراز کشیدم همش تو فکرش بودم دلو زدم ب دریا و ی پیام دادم بهش گفتم خوابی جواب داد نه چطور؟ گفتم همینجوری خواستم احوالی بگیرم ک گفت ممنون دیگه تا ی پنج دقیقه پیام ندادیم دیدم ی پیام از طرفش اومد باز کردم دیدم نوشته میدی بزنیم اولش شوکه شدم بعد قند تو دلم آب شد و ی علامت سوال واسش گذاشتم ک دیدم پی داد ک ببخشید اشتباه شد معذرت خواهی منم گفتم اشکال نداره گفتم خیلی هم تو کفی ها گفت چی کار کنم آخه بلند شده گفتم مگه کسیو نداری بخوابوندش گفت نه والا گفتم میخوای واست اوکی کنم گفت اگه اینکارو کنی ممنونت میشم فهمیده بود منظورم خودمه گفتم مکان داری گفت واسه فردا شب اره گفتم پس خبر بده گفت باشه فردا شب تو خیابون بودم دیدم زنگ زد دل تو دلم نبود ک الان چیکار باید بکنم جواب دادم گفت خونمون کسی نیس بیا گفتم باشه ی مسافر داشتم رسوندم و رفتم زنگ زدم گفتم من دم درم اومد با ی شلوارک و دیگه چیزی تنش نبود تعارف کرد رفتم داخل ی خونه معمولی بود اما ترو تمیز منو برد تو اتاق کناری و گفت پس کجاست ؟ گفتم کی کیرشو از رو شلوارک ک فکر کنم نیمه شق بود گرفت دستش و گفت همونکه قراره اینو بخوابونه وقتی اینکارو کرد دستو پامو گم کردمو چیزی نگفتم خندید و گفت شوخی میکنم خوش اومدی فقط میخواستم خودتو ببینم رفت دیدم با ی پیک‌نیک گاز اومد و بساط شیره رو راه نداخت و گفت میخوام امشب ی کم نعشه کنم خیلی خستم منم گفتم نوش جونت نشست شرو کرد منم صدا زد گفت بیا توهم ی دودی بگیر بدنت نرم میشه گفتم تا ب حال نکشیدم گفت بیا ی امشبو سخت نگیر سینه سبزه و پشمالوش داش دیوونم میکرد با کاغذ ی لول واسم درست کرد گفت بیا بشین پیش خودم دود می‌گرفت واسم و رونمو یواش یواش می‌مالید کیرم شق شده بود کیر اونم معلوم بود شق شده بهم گفت اونیکه قرار بود اینو بخوابونه خودت بودی اره هیچی نگفتم ک ی لبخند زد و گفت اشکال نداره امشب ی حال توپ با هم میکنیم اگه خوشت اومد ادامه میدیم اگه نه از فردا اصلا دیگه همو نمی‌بینیم سرم ک پایین بود رو گرفت بالا و گفت اوکی؟ منم سرمو ب نشانه تایید تکون دادم شرو کرد ب مالوندن بازو و سینه هام لبامو کشید تو دهنش تو ابرا بودم خیلی حرفه ایی بود داشتم خیلی حال میکردم دستمو گرفت گذاشت رو کیرش ی کیر معمولی ک زیاد کلفت نبود اما بلند بود ی ۱۹ سانتی میشد شرو کردم مالیدن کیرش دستمو بردم داخل شلوارک و گرفتمش تو دستم گرم گرم بود واقعا داشتم لذت می‌بردم اونم این وسط ی دود می‌گرفت بعد دوباره مشغول میشد بهم گفت میخوای بری دستشویی منظورشو فهمیدم بلند شدم رفتم داخل دستشویی خودمو خالی کردم داشتم بر میگشتم ک تو حموم خونشون چشمم ب شرتش افتاد مث اینکه قبل اومدن من حموم بوده شرتشو در آورده بود همونجا گذاشته بود ی شرت مشکی رکابی منم فیتیش شرت مردونه دارم خیلی خوشم میاد زمانیکه ی مرد میشینه و پیراهنش بالا میره و شلوارش میره پایین و شرتش پیدا میشه واقعا حشری میشم شرتو برداشتم داشتم بو میکردم و بوی عرق کیرو خایه هاش و باسنش رو می‌فرستادم تو ریه هام و مست میشدم تو حال خودم بودم دیدم اومد دم در وایستاد گفت داری چیکار میکنی ی کم خجالت کشیدم ک گفت اشکال نداره کارتو بکن خودشم همونجا از پشت بهم چسپید پیرنو در اورد شلوارمم در اورد لخت با ی شرت بودم گفت دو لا شو ی شرت زرد با کش آبی تنم بود ی کم از رو شرت با کیرو کونم ور رفت بعد شرتمو در اورد شلوارک خودشم در اورد کیرشو اورد جلو صورتم گفت بیا خودشو بو کن بخورش چرا شرتمو؟ گفتم از شرت مردا خوشم میاد از بوی عرقشون کیرشوکردم تو دهنم شرو کردم ساک زدن حلقی میزدم پر تف خیلی خوشش اومده بود دارز کشید گفت حالا بخور کلمو گرفته بود تو دستاش محکم تو گلوم تلمبه میزد اشکم در اومده بود اونم همش آه اوه میکرد و قربون صدقم میرفت از ساک خسته نمیشد ی ربع بود داشتم واسش ساک میزدم دوباره منو ب کمر خوابوند اومد رو صورتمو کیرشو کرد تو گلوم نگه داشت تا اینکه نفسم بند اومد تمام صورتم پر از تف خودم شده بود آب دهنم از رو خایه هاش می‌چکید رو صورتم همش میگفت خوشت میاد دوس داری ؟اذیت نمیشی؟ منم که خلی داشت بهم حال میداد فقط میگفتم نه دوس دارم ادامه بده کیرشو در اورد لای باسنشو باز کرد نشست رو صورتم کون پشمالوش رو گذاشته بود رو دهنم و میگفت لیس بزن بو بکش مگه بوشو دوس نداشتی خیلی خوشم اومده بود ی ۱۰ دقیقه واسش کیرو خایه و کونشو خوردم ک بلند شد و گفت صورتت رو بشور بیا صورتمو شستم رفتم تو دیدم کنار بساطش دراز کشیده داره با کیرش ور میره گفت بازم میخوری یا تمومش کنم گفتم نه دیگه بکن بسمه بغلم کردم افتا ب جون لبام و سینه ام محکم مک میزد رفت پایین پاهامو داد بالا ی تف انداخت رو سوراخم کیرشم خیس کرد و آروم آرم کیرشو فرو کرد تو خیلی دردم اومد اما تحمل کردم میدونستم قراره لذت ببرم تا اینکه خایه هاش چسپید ب سوراخم در گوشم گفت خوبی گفتم اره ی کم نگه داشت شروع کرد تلمبه زدن تلمبه هاش تند تر شدخیلی داشتم کیف میکردم گفت راحتی یا بریم رو تخت گفتم خوبه بکن محکم تلمبه میزد دیگه بی حال زیرش بودم داشت تا دسته تو کونم تلمبه میزد منم لذت می‌بردم ک با بدن مردونش داره از بدن سفید و بی موی من لذت میبره و همش داره جواب ناله هامو با جون جون گفتن میده دیدم بلند شد و گفت برو رو تخت داگی شو شیره کشیده بود آبش نمیومد الان دیگه از یک ساعتم بیشتر شده بود داشتم واسش ساک میزدم و داشت من میگایید و سوراخم میسوخت هر دومون عرق کرده بودیم من بی‌حال گفتم خسته شدم دارم اذیت میشم تمومش کن گفت چشم عزیزم ی کم تحمل کنی الان بهت آب میدم ی پنج دقیقه دیگه هم تلمبه زد و صدای ناله منم دیگه اتاقو پر کرده بود آبشو کامل خالی کرد تو کونم روم دراز کشید و منو ب بغل کرد کیرش هنوز تو کونم بود کیرمو گرفت دستش کیرم خیس از پیش آبم بود و عرق واسم جق زد تا آب منم با فشار ریخت رو تختش بی حال تو بغلش افتادم ی نیم ساعت همینجوری بودیم و نوازشم میکرد دست تو موهام میکشید دیدم گفت بلند شو برو ی دوش بگیر گفتم خودت نمیای گفت من بعد تو میام اونجا میبینی دوباره شق میکنم کار دستت میدم میدونم اذیت شدی واسه امشب کافیه ی تشکر کرد و من رفتم دوش گرفتم اومدم اونم بعد من رفت منم لباس پوشیدیم رفتم در حموم ازش خدافظی کردم گفت دوباره میبینمت ؟ گفتم بهت پی میدم خیلی خوشم اومده بود ازش واسه همین رفتم تو ماشین بهش پیام دادم مرسی خیلی خوش گذشت دوباره بعد دو روز خودم زنگش زدم با هم رفتیم گردش همونجا تو چادر مسافرتی دوباره منو کرد اونم خیلی حال داد مرسی ک خوندید عزیزان منتظر نظراتتون هستم پایان نوشته: سامان
    • chochol
      بدن نمایی دختر تینیجر جلوی اینه . تایم: 02:40 - حجم: 17 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
    • chochol
      بدن نمایی دختر کون گنده ایرانی . تایم: 02:45 - حجم: 18 تماشای آنلاین فیلم لینک دانلود فیلم
×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18