behrooz ارسال شده در 23 خرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 23 خرداد زن پوشی من برای خیاط سن بالای مشهدی سلام من رامین هستم الان ۳۲ سالمه بدنم سبزه و تپلم قدم ۱۸۴ و وزنم ۱۰۵ مشهدم خیلی دوست دارم مفعول باشم و به مردای سن بالا گرایش دارم داستان من در مورد رابطه من با یک خیاط که تو محلمون هست اسمش جواد و ۵۳ سالشه و خوب بین همه پیچیده که همجنسبازه و اونایی که اهلشن میشناسنش ۵ ساله پیش خیلی میخواستم بهش بفهمونم که دوست دارم با اون باشم ولی نمیدونستم چی کار کنم از طرفی هم روم نمیشد مستقیم بهش بگم برای همین تصمیم گرفتم به بهانه دوخت شلوار برم و بهش بفهمونم که من مفعولم شب حدودا ساعت ۹ یه شرت قرمز توری زیر شلوارم پوشیدم طوری که وقتی تیشرتمو میدادم بالا شرت معلوم بشه رفتم داخل و سلام و احوال پرسی کردم و گفتم که میخوام یه شلوار بدوزم و چه مقدار لازمه جواد توی باغ نبود و گفت بیان اینور تا اندازتون رو بگیرم اول قد شلوار و روی رون و اندازه گرفت وقتی که می خواست دور کارمو اندازه بگیره تی شرتو دادم بالا تا شرت معلوم بشه تا جواد چشمش به قرمزی شرت افتاد فهمید موضوع چیه و ازم خواست برم تو اتاق پرو که انتهای مغازه بود من دیگه استرس گرفته بودم و رفتم تو اتاق پرو همزمان یه مشتری دیگه ام اومد که مشغول صحبت با اون شد و من توی اتاق منتظر بودم بعد از اینکه اون رفت دیدم جواد در مغازه رو قفل کرد و اومد پیش من دوباره شروع کرد به اندازه گرفتن و دیگه کم کم داشت کونمو میمیمالوند من و برگردوند و دکمه شلوارمو باز کرد و تا روی رونام کشید پایین چشمش به شرت که افتاد گفت جون چی ساختی و شروع کرد به مالوندن من داشتم دیوونه میشدم یه کم که گذشت بهم گفت امشب میای بریم خونمون منم توی کف بودم فکر میکردم همون موقع بخواد کارشو بکنه ولی گفت توی مغازه نمیشه من گفتم باشه من میرم بعد تلفنی با هم هماهنگ میکنیم اومدم از اتاق پرو بیرون و جواد کارت مغازه داد ۳ روز بعد بهش زنگ زدم و گفتم میتونم امشب بیام و اونم گفت اوکی و میاد دنبالم منم حسابی به بدنم رسیدم و یه بادی سکسی زنبوری تنم کردم و آماده شدم که جواد زنگ زد و گفت داره میاد رفتم سر خیابون و سوار شدم تا نشستم جواد گفت چه طوری خوشکل خانم تو امشب جنده من باید بشی اینجوری که گفت فهمیدم خیلی حشری شده رفتیم رسیدیم خونه رفتیم توی آسانسور از همون جا شروع کرد به دستمالی کردن من وارد خونه که شدیم من نشستم و جواد گفت که بره لباس عوض کنه و بیاد رفت توی اتاق و با یه شلوارک اومد بیرون اومد کنارم نشست و ازم پرسیدچیزی میخورم و منم گفتم نه دیگه کم کم شروع کرد به بوسیدن گردنم و تیشرتم رو زد بالا وقتی چشمش به بادی افتاد حسابی حشری شده بود دستمو گرفت برد توی اتاق تی شرتمو در آورد و شلوارمو کشید پایین منو حل داد روی تخت و اومد روم دستمو گرفت گذاشت روی کیرش و هی میگفت دوست داری همش ماله تو جنده خانم اینجوری که میگفت منم حشری میشدم از کنار تخت یه ژل و قوطی کرم برداشت و به انگشتاش مالوند همینجوری که توی بغلش بودم کرم و زد دم سوراخم و داشت می مالوند و با انگشتش کرم و میکرد توی سوراخم کم کم داشت بی حس میشد و کیر جواد حسابی راست شده بود منو برگردوند و کارشو گذاشت و آروم کرد اولش یه خورده درد داشت ولی کم کم خوب شد و از عقب و جلو کردنش لذت میبردم یه ۵ ۶ دقیقه ای که گذشت و حسابی تلمبه زد یه هو احساس کردم داغ شدم و فهمیدم که ارضا شده و ابشو ریخته توش بعد از اینکه ارضا شد روم دراز کشید و گفت تو خیلی تنگ بودی دوست دارم همیشه ماله من باشی تا حسابی جرت بدم …از اون به بعد هر از چند گاهی میرفتم پیشش و یه حال اساسی میکردیم نوشته: رامین مشهد . آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر . لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده