رفتن به مطلب

داستان سکس رویایی با زن شوهردار


dozens

ارسال‌های توصیه شده


سمیه زن رویایی
 

سلام به همه دوستان کون باز اولین باره می خوام داستان خودم را اینجا بنویسم اگه بد بود ببخشید چون نویسنده نیستم و از اسامی واقعی استفاده میکنم که گیج نشم خب بریم سراغ داستان همسرم مرضیه جراح هستش یه روز یکی از دوستاش بنام سمیه که یک زن عرب بود آورد خونه مون گفت این در حال طلاق گرفتنه و همسرش قصد جونشو کرده و گفته اگر طلاق بگیره می کشتش و به من که دوست دانشگاهیش بودم پناه آورده و از اینجور حرفها سمیه هم زن قد بلند و خوش هیکلی بود زن قشنگی نبود و قیافه معمولی داشت با یه دماغ گنده اما هیکلش کیر هر مردی راست می کرد اون رونها و کون گنده که وقتی شلوار جین می پوشید دیونم می کرد اون سینه های گندش که به جای کیرم سرم باید می گذاشتم وسطش توی یک ماهی که خونمون بود همیشه تاپ و شلوار می پوشید و هیکلش دیونم می کرد سمیه با هیکلش تحریکم می کرد منم شب کوس و کون مرضیه جر میدادم قبل از اومدن سمیه ما هفته ای یه بار سکس می کردیم اما با اومدن سمیه تقریبا هر شب شده بود مرضیه می گفت زشته سمیه اینجاست بعد هر شب صدای سکس ما بیاد تو اینجوری نبودی آرش ؟چته ؟نمیشدم بهش بگم سمیه کیرم راست میکنه با اون هیکلش تا اینکه شب جمعه بود سمیه از عصر که از کار اومده بودم تحریکم کرده بود شهوتم زده بود بالا کیرم در حالت عادی راست بود
مرضیه صدا میزدم توی اتاق بهش می چسبیدم در گوشش می گفتم امشب می خوام از کون بکنم قربون این کون خوشکلت امشب تا دسته می خوام توش جا کنم گفت نه اول کوس بعد کون گفتم نه دوست دارم اول آبم توی کونت بریزه که بتونم طولانی تر توی کوست تلمبه بزنم توی این عشق و حالها بودیم که از بیمارستان زنگش زدن که پرستار شیفت تصادف کرده نیومده تو باید بیای جاش جز تو کسی نداریم بنده خدا به زور مجبور شد بره و رفت منم راست کرده بودم ناجور سمیه روی مبل نشسته بود و با ماهواره یه شبکه عربی که دوست داشت میدید که شبکه آهنگ بود رفتم پیشش روی مبل نشستم یه آهنگ شاد عربی گذاشت که سمیه بلند شد عربی رقصیدن وای اون کونش دیونم می کرد برای کونش بوس فرستادم کونشو به صورتم نزدیکتر می کرد تا اینکه کونش به صورتم چسبوند منم کونش می بوسیدم دیگه نفهمیدم چیکار می کنم کونش سفت گرفتم و نشوندمش روی کیرم می خندید و می گفت باشه امشب من مرضیت میشم و کونشو روی کیرم قر میداد تاپش کندم شروع کردم خوردن اون سینه های گندش اومد بلند بشه نذاشتم گفت باشه باشه میدونم کون دوست داری اینجا نه بریم توی اتاق تا ایستاد شلوار لی اش کشیدم پایین و کامل از تنش در آوردم یه شورت مشکی پاش بود که با هم رفتیم توی اتاق شورتشم کندم با اینکه فارسی خوب حرف میزد اما لابه لاش یه کلمات عربی می گفت داگی شد دوتا سوراخاش جلوم بود یکم کوسشو لیس میزدم یکم سوراخ کونش سوراخاش یه بوی عجیبی میداد که تا حالا به مشامم نرسیده بود نه خیلی خوب بود نه خیلی بد یه بوی خاص بود کوسش که لیس میزدم عربی یه چیزایی می گفت و جیغ میزد کیرم به کوس و کونش میمالیدم خیلی حال میداد یکم به سوراخ کونش مالیدمش سکوت می کرد اما وقتی به سوراخ کوسش میمالیدمش عربی یه چیزی می گفت و جیغ و داد می کرد کیرم کردم توی کوسش و شروع کردم تند تند تلمبه زدن اونم عربی یه چیزایی می گفت و آه و ناله می کرد که آبم اومد ریختم توی کوسش بهش گفتم خاک تو سر شوهرت چرا چنین جواهری باید طلاق بده؟ گفت اون نمی خواد طلاقم بده من می خوام طلاق بگیرم گفتم حق داره حق داره با تو بهشت هر شب تجربه میکنه گفتم تو چرا می خوای طلاق بگیری؟ گفت قصه اش مفصله الان دوست دارم ادامه بدی خوابید روی تخت پاهاشو باز کرد گفت هنوز بهش بدهکاری گفتم باشه بریم بدهیم باهات صاف کنم من سینه هاشو می خوردم اون برام حرف میزد و از شوهرش احمد می گفت کیرم راست شده بود کردم توی کوسش و شروع کردم تلمبه زدن توی اون کوس خوشکل بهش گفتم من به احمد حق میدم منم نمی تونم ازت بگذرم دوست دارم هیچ وقت آبم نیاد و تا ابد توی کوست تلمبه بزنم خندید گفت به خدا احمد هم همیشه همینو می گفت شما دو تا چقدر شبیه هم هستید گفتم تو زنی هستی که اکثر مردها دوست دارن زنشون مثله تو باشه کیرم که توی کوسته احساس غرور می کنم اینکه چه زن محشر و سکسی دارم میکنم کیرم تا ته کردم توی کوسش و خم شدم روش گفتم بهترین کوس دنیا داری سمیه و از هم لب گرفتیم بعدش تندتر تلمبه زدم چون سمیه داشت ارضا میشد انقدر تند تند تلمبه زدم که دوتایی با فاصله کم ارضا شدیم گفت بلند نشو همینجوری روم بخواب ازش خیلی لب گرفتم و درباره زندگیش با هم حرف زدیم یکم خوابیدیم که حدود ساعت 5 و نیم صبح بود بیدار شدم مرضیه ساعت 8 کارش تمام میشد تا میرسید خونه 9 بود شروع کردم خوردن سینه های سمیه که اونم بیدار شد گفتم پاشو باید بهم کون بدی کیرم کون می خواد گفت بذار یه بار دیگه گفتم نه الان گفت اگه مرضیه بیاد چی ؟گفتم به کیرم که بیاد من جلوی مرضیه هم می کنمت گفت لاف نیا ترسو الان بیاد داخل میشاشی به خودت دستش روی کیرم گذاشتم تا بمالتش خودمم سینه های گنده گوشتی اش می خوردم و گاز می گرفتم می خواستم داگی بشه که نا نداشت همون جوری که خوابیده بود روی سوراخ کونش دو تا توف کردم و با کیرم به سوراخش میمالیدم که یهویی تا ته کردم توی کونش گشاد بود معلوم بود احمد هم عاشق این کون رویایی بوده و تا تونسته کردتش اما کوسش تنگ تر بود این پوزیشن اولین بار بود تجربش می کردم خیلی کون کردن توی این پوزیشن لذت بخش بود بخصوص اگه کون زن مثله سمیه گنده باشه انقدر تلمبه زدم تا آبم اومد سمیه گفت پاشو باید کمکم کنی گفتم نا ندارم گفت بلند شو باید همه لباسام تنم کنی تو لختم کردی خودتم باید لباس تنم کنی گفتم نمی تونم گفت باشه پس منم همینجوری کنارت می خوابم تا مرضیه بیاد بهش میگم آرش بهم دست زد بلند شدم تک تک لباساش تنش کردم بغلم کرد و از هم لب گرفتیم گفت تو تنها مردی بودی که دوست داشتم بهش بدم و الان اصلا پشیمون نیستم چون از تک تک لحظاتش لذت بردم من حاضرم برگردم سر اون خونه زندگی تو حاضری هر وقت خواستم باهام سکس کنی ؟گفتم آره اما اگه کسی بفهمه چی ؟گفت نگران اون نباش بلدم چیکار کنم کسی نفهمه تو حاضری ؟گفتم بله عزیزم تو یه زن رویایی هستی از اون روز تا الان که دو سال می گذره سمیه هم پیام میده بهم توی تلگرام هم تلفنی حرف میزنیم هم میرم خونشون یا میاد خونمون سکس می کنیم و هیچ کس هم نفهمیده نه مرضیه نه احمد .
تازه فهمیدم اگه زنی بخواد چیزی پنهان کنه فلک هم نمی تونه بفهمه .

نوشته: آرش

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18