رفتن به مطلب

داستان گی کون دادن پسر زنپوش به شوهرخاله ش


minimoz

ارسال‌های توصیه شده


کون دادن مجید به شوهرخاله
 

سلام من اسمم مجید هست میخوام داستان گاییده شدن کونم توسط شوهر خالم و براتون تعریف کنم.
این داستان برمیگرده به ۱۶ سالگیم.
از خودم بگم براتون من یه پسر چاق هستم و کون و ران پاهام بزرگه و خیلی بدن زنونه ای دارم و بدنم کلا بدون مو هست و عاشق زن پوشی و پوشیدن لباس های زنونه مخصوصا جوراب زنونه هستم.
همیشه تو خلوت و تنهایی لباس زنونه میپوشم و واقعا از این کار خیلی لذت میبرم و همیشه دوست داشتم از بچگی مثل زن ها سکس کنم و .
برگردیم به داستان .
من کلا یه خاله دارم که تو روستا زندگی میکنن.و خاله من یه زن ۴۸ ساله چادری هست و خیلی خوشگل و سکس هست و کون خیلی بزرگی داره مثل مامانم. کلا بدن من به مامانم و خالم رفته.و شوهر خالم هم یه مرد ۵۰ ساله و راننده کامیون هست و اسمش احمد هست. و دوتا بچه دارن که ازدواج کردن و تو شهر زندگی میکنن.یه روز که خالم و شوهر خالم اومده بودن خونه ما موقع رفتن خالم بهم گفت یه چند روز بیا خونه ما و پیش ما بمون .اون موقع چون تابستان بود منم که مدرسه نداشتم سریع قبول کردم و با کمال میل گفتم که میام .مامانم هم گفت برو و چند روز دیگه میاییم دنبالت .منم که خیلی خوشحال بودم چون همیشه وقتی میرفتیم خونه خالم از کمد لباس هاش شورت و سوتین و جوراب هاش و برمیداشتم و با خودم میاوردم خونمون و همیشه اون ها رو میپوشیدم.خلاصه ما بعد از ظهر راه افتادیم و رفتیم و من تو ماشین همش به فکر کون دادن با لباس های خالم و یعنی آرزوم بود که یروز کون دادن رو تجربه کنم اونم با لباس های خالم .بالاخره رسیدیم و فردای اون روز من همش دنبال یه موقعیت بودم که برم سر وقت کمد خالم .
ظهر بعد خوردن نهار شوهر خالم رفت بیرون . و خالم هم گفت من یه چند ساعت باید برم خونه خواهر آقا احمد . گفت چون یه خورده مریض هست و برم یه سَر بزنم و زود میام.
منم با شنیدن این واقعا خوشحال شده بودم و خیلی حشری بودم بعد رفتن خالم من سریع رفتم تو اتاق و رفت سر کمد خالم که همیشه قفل می کرد ولی من چند بار دیده بودم که کلیدش رو کجا میزاره .بالاخره کلید رو پیدا کردم و در کمد رو باز کردم و یهو چشمم افتاد به شورت و سوتین خالم و دیگه خیلی حشری شده بودم و اصلا تو حال خودم نبودم و یه شورت و یه سوتین مشکی برداشتم و یه جوراب شیشه ای ساق بلند مشکی هم برداشتم و سریع لباس هام رو در اوردم و شورت و سوتین رو پوشیدم و جوراب ها رو هم پوشیدم و واقعا حشری شده بودم و اون لحظه فقط دلم یه کیر کلفت میخواست که کونم رو پاره کنه و مثل یه زن کون بدم و از کونی بودنم لذت ببرم.رفتم جلوی ایینه وقتی خودم رو با لباس خالم دیدم خیلی حشری شدم و دیگه نمیدونستم باید چیکار کنم .
دوربین گوشیم رو روشن کردم و روبه روی تخت تنظیم کردم که از خودم فیلم بگیرم . و رفتم رو تخت خالم و داگی شدم و هی به کونم اسپنگ میزدم و هی با انگشت سوراخم رو میمالیدم و داشتم تصور میکردم که دارم کون میدم و واقعا اون لحظه تو حال خودم نبود و دیگه برام ترس معنایی نداشت و فقط به فکر کون دادن و لذت بردن بودم.
که همون لحظه شوهر خالم از بیرون اومد . و نمیدونم در. رو چجوری باز کرده بود که من اصلا متوجه نشده بودم و اصلا نفهمیدم که اومده تو خونه .اومده بود جلوی در اتاق وایساده بود و داشت من رو نگاه میکرد ولی من اصلا نفهمیده بودم و من تو حالت داگی بودم و هی خودم رو انگشت میکردم که یدفعه برگشتم که دیدم شوهر خالم وایساده جلوی در و همینجوری من رو نگاه میکنه کلا خشکش زده بود و منم داشتم سکته میکردم و قلبم از دهنم داشت میومد بیرون نمیدونستم که باید چیکار کنم و من یدفعه بلند شدم و شروع کردم به عوض کرد لباس هام که یهو شوهر خالم اومد و یه دست کشید روی کونم و بهم گفت عجب کون بزرگی داره توله سگ.یه دفعه بهم گفت اگه مامانت بفهمه چی میشه که من شروع کردم به التماس کردن بهش که تو رو خدا به کسی چیزی نگو و از این حرف ها .
که بهم گفت صبر کن الان خالت میاد و من میدونم با تو …
من دیگه داشتم گریه میکردم که به کسی نگو و هر کاری بگی برات میکنم تو رو خدا به کسی نگو دیگه اون لحظه از استرس داشتم میمردم و به غلط کردن افتاده بودم .
یهو شوهر خالم بهم گفت پس هر چی که بهت بگم گوش میکنی و من گفتم باشه و یه دفعه کیرش رو در اورد و گفت پس شروع کن کونی…
یه کیر تقریبا ۱۷ یا ۱۸ سانتی داشت و من که تا حالا ساک نزده بودم و بلد نبودم و با دستم کیرش رو گرفت و سرش رو گذاشتم تو دهنم یه خورده میک زدم و شروع کردن به خوردن که هی دندون میزدم که یهو یه کشیده محکم زده به صورتم گفت درست بخور و یه چند دقیقه براش خوردم و گفت برو لباس هاتو عوض کن الان خالت میاد.تا بعدا به حساب کونت برسم. من سریع لباس ها و جوراب هاشو در آوردم و گذاشتم سر جاش و لباس های خودم رو پوشیدم.
شوهر خالم هم رفت و شروع کرد به دیدن تلویزیون و من خجالت میکشیدم که از اتاق بیام بیرون و رو تخت دراز کشیدم و بعد از یک ساعت خالم اومد رو گفت من برای شما شام درست میکنم و میرم خونه خواهر احمد آقا که حالش خوب نیست و شب پیشش میمونم و منم با شنیدن این حرف ترس تمام بدنم رو گرفته بود و میترسیدم که با شوهر خالم تنها باشم و میدونستم که قرار کونم رو پاره کنه .خالم هم شام درست کرد و بعد چند ساعت رفت و منم با شوهر خالم تنها شدیم و بعد رفتن خالم شوهر خالم بهم گفت برو حموم و خودت رو تمیز بشو رو کونت رو هم خالی کن و تمیز کن که امشب میخوام کونت رو مثل کون خالت پاره کنم و جر بدم .
منم رفتم حموم و اومدم بیرون و بعد شوهر خالم گفت تا من برم یه دوش بگیرم میری و آماده میشی تا بیام به خدمتت برسم.
من رفتم از کمد خالم یه شورت و یه سوتین و یه جوراب شیشه ای مشکی ساق بلند که تا بالای ران پاهام بود پوشیدم و رو تخت نشستم و بعد چند دقیقه شوهر خالم اومد و به من گفت دمر بخواب روتخت و بعد مثل وحشی ها شروع کرد به مالیدن کونم و هی به کونم اسپنگ میزد انقدر محکم اسپنگ میزد که کون قرمز شده بود بع شورت رو کشید و در اورد و سرش رو گذاشت رو کونم و شروع کرد به خوردن سوراخم و وقتی زبونش خورد به سوراخ کون حشری شده بودم داشتم یه لذت بی نهایت رو تجربه میکردم و بعد یهو انگشتش رو فرو کرد تو کونم هی عقب و جلو میکردو من درد داشتم چون کونم تنگ بود و اصلا کون نداده بودم و اولین بارم بود و دیگه خبری از ساک زدن نبود و انگشتش رو در اورد و یه تف انداخت رو سوراختم و کیرش رو گذاشت رو سوراخم و یکم کیرش رو مالید به سوراخم و بعد یهو سر کیرش رو کرد تو کونم و من یه جیغ محکم کشیدم و اونم دستش رو گذاشت رو دهنم و تمام کیرش رو فرو کرد تو کونم و خوابید رو و من داشتم گریه میکردم واقعا درد خیلی بدی داشت و نمیتونستم تحمل کنم و فکر نمیکردن کون دادن انقدر در داشته باشه.
بعد شروع کرد به تلمبه زدن تو کونم و زیر گوشم هی میگفت جووون داری مثل خالت کون میدی بهم گفت کون خالت رو هم همینجوری پاره کردم و دارم کون تو رو هم جر میده و تو همون پوزیشن دمر چند دقیقه تلمبه زد و بعد بهم گفت داگی شو .
تو پوزیشن داگی هم چند دقیقه من رو کرد و هی بهم فحش میداد و میگفت اره کون بده مادر جنده .هی میگفت دوست دارم کون مامانت رو هم جر بدم .هی بهم میگفت قربون کون مامانت برم .
بعد چند دقیقه دیگه خیلی محکم داشت تلمبه میزد تو کونم و یدفعه یه داد محکمی زد و منم تو کونم یه گرمی رو احساس کرد که تو کون ارضا شده بود و آبش رو ریخته بود تو کونم همونجوری که کیرش تو کونم بود خوابید رو چند دقیقه روی من خوابید و بعد کیرش رو در اورد و من دیگه نای حرکت کردن نداشتم و بعد کنارم دراز کشید و تا صبح کنار من خوابید و تا صبح هم یکبار دیگه من رو از کون کرد و فردای اون روز مامانم و بابام اومدن دنبالم و من رفتم و دیگه از اون روز به بعد شوهر خاله من دو تا زن داره که یکی خالم و یکی هم من .
دیگه جنده ی شور خالم شدم و همیشه با لباس و جوراب مامانم و خالم کونم میزاره و جرم میده.و من از کونی بودنم لذت میبرم بالاخره به آرزوم رسیدم.

نوشته: majid

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18