رفتن به مطلب

داستان آنال سکس با زن کون پروتزی پسر دایی


arshad

ارسال‌های توصیه شده


کردن کون گنده و پروتز کرده زن پسر داییم
 

سلام دوستان ، اسمم نوید ، ۲۷ سالمه ، قدم ۱۸۰ ، وزنم ۸۵ کیلو ، از ۱۸ سالگی بدنسازی کار میکنم ، و بدنم حسابی خوش فرمه ، شکم شیش تیکه ، پاهای بزرگ و عضلانی ، سینه های درشت و سر شونه خوش فورم و بازو های بزرگ . واقعا برا بدنم زحمت میکشم ، تمرینم هیچ وقت قطع نمیشه .
کیرمم ۱۸ سانته و چیزی که خیلی جذابش می‌کنه کیرمو ، کلفتی کیرم و تخمای بزرگمه.
صبح ها ۷ صبح باشگاهم ، بعد کلی تمرین سخت برمیگردم خونه دوش میگیرم ، بعدش معمولا یه پیراهن جذب میپوشم و دکمه بالا رو باز می‌زارم و شلوار پارچه ای و کفش همیشه واکس زده . ساعت ۱۱ صبح سر کارم هستم . توی یه نمایشگاه ماشین تو عباس آباد تهران کار میکنم ، یه دوست دختر فابریکم دارم که ۲ سال پیش از شوهرش جدا شد و با پدر مادرش زندگی می‌کنه ، بدن خوب و جذابی داره .همه جوره پایه عشق و حال منه ، قدش ۱۶۵ ، هروقت جا داشته باشم یا اون جا داشته باشه جوری میکنمش که هردومون لذت می‌بریم . واقعا دوسش دارم ، الان یه سال با هم هستیم و من تو این مدت اصلا به این فکر نمی‌کردم با یه نفر دیگه سکس کنم .
فکرم فقط ورزش و کارم و دوست دخترم هست .
یه اکانت اینستاگرام دارم که باز هست و همه میتونن ببینن که توش کلی عکس از خودم تو باشگاه می‌زارم ، بیشتر عکسام لخت و فقط با شورت هست که فیگور گرفتم و تو بعضی عکسا کیر و خایه گندم از رو شورت هم معلومه .
با دوست دخترم که بیرون می‌رفتیم حسابی بهم می‌چسبید و معلوم بود از با من بودن لذت میبره ، منم واقعا دوسش داشتم ، چند بار بهم گفت چجوریه که دخترا بیرون بهت نگاه میکنن تو اصلا محل نمیدی ، یا تو اینستا برات کامنت می‌زارن حتی جواب نمیدی ؟
منم همیشه تو جوابش میگفتم ، اولا من خیلی دوست دارم ، بعدشم برا خودم ارزش قائلم .
دوست دخترم تو کارخانه مواد غذایی داییش سرپرست یه قسمت بود ، درآمدش خوب بود و واقعا از این دخترای دنبال پول نبود .
یه روز تو نمایشگاه طبق معمول تو اینستا می‌چرخیدم ، اکسپلورم و باز میکردی یا تمرین بدنسازی بود یا ماشین ، دیدم دایرکتم پیام اومد ، نوشته بود : از این عکسا می‌زاری نمیگی آدم هوس کنه ؟ ماشالا معلومه ورزش به اونجاتم خوب ساخته .
من قبلاً هم از اینجور پیام ها داشتم ، معمولا توجه نمی‌کردم ، یه دلیلش این بود که فکر میکردم دوست دخترم داره امتحانم می‌کنه ، دلیل دیگه این بود من با یه نفر بودم و اصلا وقت اینجور کارا رو نداشتم .
اکانتی که بهم پیام داده بود هیچ عکسی نداشت ، فقط اسم اکانت یه اسم دختر بود با کلی عدد .
بعد نیم ساعت دوباره پیام اومد : مال خوب نصیب غریبه ها میشه دیگه ، به آشنا نمی‌رسه .
یه جورایی می‌خاست بگه می‌شناسه منو ‌.
راستش اهل بلاک کردن نبودم ، آنقدر سگ محل میکردم از رو بره طرف .
یکی از عکسای خودمو برام فرستاد تو دایرکت که جلو آیینه فیگور گرفتم ، تو عکس یه شورت هفتی زرد تنگ پام بود و کیرم توش حسابی خودنمایی میکرد . بعد زیرش نوشت : کاش میشد بدون شورت اون کیر گندتو ببینم .
دوباره نوشت نوید تورو جون مامانت سمیه جواب بده دیگه . بهت نیاز دارم .
نوشتم : خانوم محترم چرا قسم میدی ؟ چرا باید جواب شمارو بدم ، اولا من شما رو نمیشناسم ، دوما من با کسی تو رابطه ام .
نوشت : باشه میگم کی ام ، فقط تو رو جون مامانت که میدونم چقدر دوسش داری بین خودمون بمونه .
نوشتم : اوکی ، بفرمایید ‌.
نوشت : من نسرین ام زن مهدی پسر داییت .
اووووه ، این دیگه چی میخواد ، هر از گاهی مهدی و نسرین رو خونه پدر بزرگم یا مراسم ها می‌دیدم ، مهدی وضع مالیش خیلی خوبه ، ما که نرفتیم خونشون ، ولی شنیده بودم ولنجک یه خونه بزرگ دارن . خود مهدی ۳۷ سالشه و پدرش هم خیلی پولداره ، پدرش شرکت واردات صادرات داره ، خود مهدی هم یه پاش ایرانه یه پاش دبی .
نسرین هم ۲۷ سالشه و هم سن خودمه . یه کلینیک زیبایی داره ، خدمات لیزر و پوست و لیپو و از این حرفا .
نسرین رو دو هفته پیش تولد پدر بزرگم دیدم ، تو مهمونی یه شلوار لی با یه تاپ تنش بود ، باسن و سینه هاشو معلوم بود عمل کرده ، با اون لبای پروتز کرده ، واقعا بدنش عالیه ، اون کمر باریکش با اون کون گنده که نمیدونم طبیعی آنقدر گنده و گرده یا پروتز کرده ولی واقعا عالیه . قدش ۱۷۰ فکنم .
مهدی و نسرین بچه ندارن هنوز ، خودشون میگن نمیخایم ، به نظرم این که بچه دار نمیشن یا نمیخان اصلا به من و بقیه فامیل ربط نداره .
نسرین موهاش تا یکم بالا تر از باسنش بود ، معلوم بود کراتین کرده ، موهاش مش کرده و صاف ، با یه آرایش کم ولی خوشگل . خودش واقعا خوشگل بود چهرش . همیشه به خودم میگفتم نوید همچین زنی بگیری که همیشه به اندام و چهرش برسه دیگه هیچی کم نداری . ولی واقعا هیچوقت تو نخ کردنش نبودم .
نسرین نوشت : نوید نمیخوای جواب بدی ؟
نوشتم : نسرین جان سلام ، مهدی خوبه ؟
نمی‌خواستم تو دایرکت جوری پیام بدم که بعداً دردسر بشه برام .
دیدم نسرین شمارشو گذاشت ، گفت لطفا زنگ بزن الان .
من یه خط داشتم که کاری بود . زنگ زدم به نسرین که با اولین بوق برداشت .
بعد سلام و احوال پرسی ، گفتم نسرین خانم باور کنید فکر کردم کسی داره اذیت می‌کنه . اصلا به روش نیاوردم که تا چند دقیقه پیش تو دایرکت چیا داشت در مورد کیر گنده من می‌گفت .
یه دفعه نسرین زد زیر گریه پشت تلفن . نسرین گفت : نوید حالم خیلی بده ، دیگه خسته شدم از دست مهدی ، منم زنم ، تو این سن یه نیازهایی دارم ، تا کی تحمل کنم ، فقط به تو میتونم اعتماد کنم ، باید ببینمت . دلم یه آغوش مردونه میخواد …
یه ربع داشت حرف میزد و من فقط گوش میکردم ، واقعا نمی‌دونستم چه اتفاقی داره میوفته ، یه دفعه نسرین پیام داده بود و ازم درخواست سکس کرده بود ، شاید نباید تو اینستا اصلا از خودم عکس میزاشتم . واقعا گیج بودم و به این فکر میکردم که به نسرین چی بگم ، نسرین واقعا بدن خوبی داشت ، هرکسی آرزوی اینو داشت که لخت نسرین رو ببینه .
گفتم : نسرین جان آروم باش ، میخوای با مهدی حرف بزنم ؟ من واقعا اهل این رابطه ها نیستم ، تو متاهلی نسرین .
واقعا جانماز آب نمیکشیدم ، اولا سکس با فامیل هزار تا دردسر داشت ، بعدشم من رابطمو با دوست دخترم دوست داشتم .
نسرین : نوید واقعا فکر می‌کنی من جنده ام ؟ من واقعا به تو حس خوبی دارم ، دوست دارم ، اگه قرار باشه با کسی به جز مهدی باشم ، دوست دارم اون یه نفر تو باشی .
واقعا دلم نمی‌خواست تو این شرایط ولش کنم ، بهش گفتم نسرین جان لوکیشن یه کافه تو نیاوران رو بهت میدم ، ساعت ۵ عصر اونجا باش ، باهم صحبت میکنیم .
خودمم یه اسنپ میگیرم ۵ اونجام .
نسرین انگار خیلی خوشحال شده باشه ، گفت : خودم میام دنبالت ، منم لوکیشن نمایشگاه و دادم ، گفت ساعت ۴ اونجام .
به خودم گفتم با نسرین میریم کافه یکم حرف می‌زنیم از این حال و هوا در میاد .
اون روز یه پیراهن سفید تنگ تنم بود ، با شلوار پارچه ای مشکی ، با کالج . یکم ادکلن زدم به خودم ، آستین پیراهن مو تا کردم ، که ساعتم بیشتر خودشو نشون بده .
نزدیک ساعت ۴ بود ، نسرین زنگ زد ، گفت نوید جونم تا یه ربع دیگه پیشتم .
خیلی شوق داشت تو صداش . مثل دخترای کم سن که میرن سر قرار با دوست پسرشون .
یه ربع بعد دیدم یه نیسان جوک پلاتینیوم قرمز وایستاد جلو در نمایشگاه . میدونستم نسرین ، ماشینشو قبلا دیده بودم . ولی منتظر موندم زنگ بزنه بهم نسرین .
وقتی زنگ زد گفت : عشقم نمیای ؟ رسیدم .
به همکارم گفتم من میرم علی ، حواست باشه . نزدیک ماشین شدم دیدم نسرین پیاده شد ‌ . خیلی تیپ جذابی زده بود . یه مانتو بلند خوشگل جلو باز ، با یه لگ براق طلایی . کفش پاشنه بلند ، و یه شال خوشگل دور گردنش ‌ یه آرایش بی نظیر و یه عینک آفتابی که معلوم بود کلی پولشه . باهام دست داد ، گفت خودت بشین پشت فرمون .
نشستم پشت فرمون ، یکم صندلیو دادم عقب ، با خنده گفتم نسرین خانوم شما که ماشالله قد بلندی ، چرا آنقدر صندلیو میدی جلو ؟
اونم خندید گفت : اره اما نه به بلندی شما .
وایی اصلا فکر نمی‌کردم نسرین آنقدر حشری باشه .
گفتم : نسرین خانم مدل ماشین ۲۰۱۷ ؟
نسرین : نوید بهم نگو نسرین خانم لطفا ، همون نسرین . میدونم پسر مودب و خوبی هستی ، ولی ازت خواهش میکنم باهام راحت باش. بعد گفت ، اره ۲۰۱۷ .
یه جا وقتی مثلاً میخام آیینه راست رو نگاه کنم ، یه نگاه کوتاه به رونای نسرین کردم که داشت اون لگ براق طلایی رو پاره میکرد ، واقعا رونای خوشگلی داشت ، سینه های خوش فرمش که خیلی بزرگ نبودن اما معلوم بود حسابی سفتن .
گفتم بزار یکم بیشتر ازش حرف بکشم ببینم مشکلش چیه .
گفتم نسرین جان ، میشه تو مسیر باهم در مورد اون مشکلت بگی ، میخام باهم راحت باشیم .
نسرین گفت : نوید ، دیگه مهدی اون آدم سابق نیست ، الان چند ماهه ۳ روز دبی ، ۴ روز ایران ، همیشه مشروب میخوره . معلومه وقتایی که می‌ره دبی سکس داره ، و دیگه من براش با این که این همه به خودم میرسم جذاب نیستم . الان یه ماهه هر روز عکساتو نگاه میکنم ، تا دیگه دلو زدم به دریا بهت پیام دادم . اولش که سرد برخورد کردی ، دلم خیلی شکست . تا این که گفتی بریم بیرون .
گفتم : نسرین الان از من چی میخوای ؟ من واقعا نمیتونم همیشه باهات باشم ، بهتره یکیو پیدا کنی همیشگی .
نسرین : نوید تو فقط یکبار با من باش ، هر کاری بگی برات میکنم ، مهدی صبح رفت دبی ، من پنج شنبه و جمعه و شنبه تنهام ، واقعا حالم خیلی بده . باور کن یه وقت تصمیمی میگیرم که هم آبروی خودم هم آبروی مهدی و پدرش می‌ره .
پیش خودم گفتم این زن الان آنقدر حشریه ، که ممکنه هر کاری بکنه .
گفتم : نسرین جان ، میدونی که باید خیلی احتیاط کرد ، ما فامیلیم ، نمی‌خوام مشکلی پیش بیاد . تو خیلی خوشگلی و هر پسری آرزوشه تو رو داشته باشه . هم چهره قشنگی داری ، هم بدنت واقعا زیباست .
یکم از خودم بدم اومد این حرفا رو میزدم ، اما خب نظر کیرم فرق داشت ، چون با دیدن نسرین کنارم تو ماشین و تصور کون گندش لخت روی تخت ، حالا کیر کلفتم راست شده بود .
نسرین : نوید تو هم بدن خوبی داری ، باور کن من یه وقتایی روی تخت موقع سکس با مهدی به تو فکر میکنم .
با خنده گفتم : حالا مهدی چیزی داره لای پاش که راضیت کنه یا نه ؟
نسرین یه نگاهی به بین پام کرد و گفت : بد نیست ، ولی کیرتو معلومه خیلی بزرگه ، بعد باسنشو داد سمت در ماشین و روبه من نشست .
پشت چراغ قرمز بودیم ، تو چشای خوشگلش نگاه کردم ، گفتم : نسرین فکر نکنم بتونی تحمل کنی اینو تو اون باسن خوشگلت .
نسرین ابروهاشو به حالت اخم در آورد بعد گفت : نوید باورت میشه من به مهدی کلا ۲ بار کون دادم ، اونم قبل این که پروتز کنم باسنمو .
گفتم : پس نسرین شیرینی خوشگل کردن اون سینه و کون خوشگلتو باید بدی .
نسرین دستشو آروم آورد گذاشت رو کیر گندم که داشت شلوارو جرر میداد . واییی تازه به دستاش دقت کردم ، چه ناخن‌های خوشگلی داشت ، انگشتای کشیده ، با یه انگشتر طلای گنده .
نسرین : وایییی ، چه گندست ، اذیت نمیشه اینجوری تو شلوار ؟ میخوای درش بیاری ؟ گناه داره بیچاره .
گفتم : نسرین توقع نداری پشت فرمون کیرمو در بیارم که ؟
نسرین : آخه میخوام لمسش کنم .
گفتم ، شالتو در بیار از دور گردنت بده .
نسرین شالشو داد ، من انداختم روی پام ، آرووم زیپ شلوارمو دادم پایین . کیرمو از کنار شورت رد کردم ، از زیپم در آوردم ، نرمی شالش روی کیرم واقعا عالی بود .
گفتم : نسرین شالت خیلی نرمو خنکه .
نسرین دست چپش و آورد آروم زیر شال کیرمو گرفت تو دستاش . گفتم نسرین نظرم عوض شد . دستات خیلی نرم ترن .
نسرین حرف نمی‌زد ، آروم با دستاش کله کیرمو نوازش کرد بعد تنه کلفت کیرمو گرفت تو دستش . مطمئن بودم تو حسه و کوسش الان حسابی خیسه .
نسرین یه دفعه گفت : نوید بریم خونه ما ؟
گفتم الان نه نسرین ، فردا صبح میام پیشت . قول میدم .
نسرین : آخه نوید من الان میخوام ، تا صبح خوابم نمیبره ، بهت التماس میکنم ، من امشب کیییر میخام .
داشتیم به کافه می رسیدیم ، کیرمو کردم سره جاش . شلوارمو درست کردم . شال نسرین و دادم .
رفتیم تو کافه ، یه نوشیدنی خوردیم . نسرین فقط از کیرم حرف میزد و این که چه جوری قراره حسابی بهم حال بده ، چند تا عکس هم از خودش با شورت و سوتین نشونم داد . واقعا دیگه مغزم کار نمی‌کرد . بدن نسرین عالی بود ، کون گندش ، پاهاش ، سینه هاش ، پوست روشنش ، موهاش .
بعد کافه گفتم بریم سمت خونت من میرسونمت بعد اسنپ میگیرم . جلوی خونشون که رسیدیم ، تو ماشین لباشو بوسیدم ، گفتم من فردا سره کار نمیرم ، میام پیشت .
رسیدم خونه ، به دوست دخترم زنگ زدم یکم حرف زدیم ، آنقدر مهربونو ناز بود که حالم از خودم بهم میخورد دارم این کارو میکنم .
شب رو تخت تصمیم گرفتم فردا با نسرین یه سکس خیلی خشن کنم ، و هم اون کون خوشگل و گندشو بکنم هم کوسشو . داشتم تو ذهنم مرور میکردم چه کارایی با نسرین انجام بدم .
تو این فکرها بودم نسرین پیام داد : عزیزم مرسی که امروز قبول کردی باهام بیای بیرون ، فردا کلی سورپرایز دارم برات .
نوشتم : نسرین مطمئنی میتونی از پس سکس با من بر بیای ؟ من به خاطر تو میخوام با دوست دخترم کات کنم ، اگه نمیتونی بگو .
نسرین : مگه چیکارا قراره بکنی باهام ؟
نوشتم : سکس از کون گندت ، کوس خوشگلت . من یکم خشنم تو سکس . این دوست دخترم هم چون همه جوره باهام راه میاد باهاش موندم . خلاصه قراره فردا حسابی جررت بدم با کیر گندم .
داشتم خالی میبوسم ، من یه بارم دوست دخترم و از کون نکرده بودم ، و همیشه عاشقانه سکس میکردیم . ولی میخواستم بدونه که ممکنه گیر آدمایی بیفته که حسابی کون گندشو جررر بدن .
نسرین که معلوم بود خیلی حشریه نوشت : نوید واقعا کیرت کلفته ، ولی به خاطر تو تحمل میکنم و بهت کون میدم .
تو دلم گفتم آقا مهدی فردا جوری کون زنتو بگام که دیگه جلوت راه بره بگوزه .
نوشتم : باشه عشقم فردا می‌بینمت .
دلم میخواست فردا جوووری نسرینو بکنم که از من بدش بیاد . و دیگه بهم پیام نده . نمی‌خواستم رابطه ما ادامه دار بشه .
ساعت ۱۰ صبح پاشدم ، رفتم حموم موهای کمه کیرمو زدم ، کیر گندمو تو دستم گرفتم ، گفتم امروز بهترین روز تو .
موهامو سشوار کشیدم ، یه شورت اسلیپ مشکی جذب پوشیدم ، یه شلوار مشکی با یه پیراهن جذب آبی روشن .
ساعتمو انداختم و کلی ادکلن خالی کردم رو لباسام .
یه کیف چرمی داشتم ، چند تا کاندوم و یه ژل تاخیری انداختم توش . مسواک و دهانشویه زدم .
ساعت شده بود ۱۱ و نیم . زنگ زدم نسرین گفتم : خودتو آماده کردی برا جرر خوردن یا نه ؟
با ناز گفت : نوید من از ۸ صبح بیدارم . بیا دیگه .
گفتم تا نیم ساعت دیگه اونجام .
اسنپ گرفتم تا دم خونشون ، وقتی رسیدم ، بهش زنگ زدم .
نسرین گفت : در پارکینگ و میزنم بیا تو پارکینگ بعد با آسانسور پارکینگ بیا طبقه ۶ . از لابی نیا که لابی من نبینتت .
واقعا ساختمون شیکی بود یه ساختمان ۶ طبقه تک واحدی، رفتم تو پارکینگ ، ماشین نسرین و دیدم تو پارکینگ ، کنارشم یه لندکروز که مال مهدی بود .
رفتم طبقه ۶ ، نسرین درو باز کرد برام .
واییی چی می‌دیدم ، نسرین با یه شورت سفید توری و سوتین سفید تور ، با یه جوراب توری سفید تا زیر کون گندش با کفش پاشنه دار سفید ، یه گردنبند با مرواریدهای سفید ، آرایش غلیظ و خوشگل ، موهاشو دم اسبی بسته بود .
با کفش رفتم داخل ، درو بستم ، همونجا وایسادم ، نسرین جلوم شروع کرد راه رفتن ، وایی کون گندش چه بالا پایینی میشد . یهو نسرین برگشت سمتم گفت : نمیای تو نوید ؟
بهش گفتم : نسرین من ناراحتی قلبی دارم ، این همه حجم از هیجان برام خوب نیست . میشه برگردم ؟
نسرین زد زیر خنده و گفت : بیا تو مسخره ، نمیخواد نمک بریزی.
کفشامو در آوردم رفتم نشستم رو مبل ، نسرینم رفت یه نوشیدنی بیاره . رو میز کلی میوه و تنقلات بود .
خونشون پر از دکوری و وسایل گرون بود ، یه خونه بزرگ با لوستر خفن ، مبل شیک .
نسرین برگشت گفت : برات شیر موز و عسل درست کردم تا کارتو درست انجام بدی ، مثل مهدی ۲ دقیقه ای نیاد آبت .
شیر موز و برداشتم ، گفتم پیامهای دیشبم فکنم یادت رفته ؟ نسرین گفت : ببینیم و تعریف کنیم .
سینه های نسرین تو اون سوتین سفید داشت دیوونم میکرد . لباس های سکسی و سفید نسرین اونو شبیه عروس هایی کرده بود که خودشون رو برای اولین شب عروسی و اولین کوس دادن آماده کردن .
خیلی دوست داشتم سریع نسرین رو ببرم رو تخت و همه بدنشو بلیسم ، ولی جوری رفتار میکردم انگار هیچ عجله ای ندارم .
نسرین رو به من گفت نمیخوای لباساتو در بیاری راحت باشی ؟
گفتم : نسرین جون مثل این که مهدی بهت شوهرداری یاد نداده ها . اینا وظیفه شماست .
نسرین بلند شد با اون کفشهای پاشنه دارش با ناز و عشوه اومد جلوم وایستاد ، گفت باید چیکار کنم قربان ؟
گفتم : اول جورابمو در بیار ، یکم پامو ماساژ بده ، بعد پیراهن ، بعد شلوار .
نسرین جلوم نشست رو زانوش ، وایی از این نما سینه هاش عالی بود .
جورابمو در آورد ، با اون دستای خوشگل و نرمش یکم پنجه های پامو مالید ، بعد پاشد با کون گندش نشست رو پام ، کیرم حسابی سفت شده بود زیر کونش . شروع کرد دکمه های پیراهنم و باز کردن ، همزمان لبشو آورد جلو شروع کردم لبای گوشتی و خوشگل شو خوردن ، پیراهن مو که در آورد کامل ، یه دستی به بدن و سینه هام کشید و چند تا بوس از بازوهامو سینه هام کرد و گفت : کوفتش بشه اون دوست دخترت . منم که دیگه طاقتم تموم شده بود ، دستمو بردم رو کون خوشگل و گندش بعد یکی محکم زدم رو کونش و گفتم : کوفتش بشه مهدی قدرنشناس و زن جنده بعد هردو خندیدیم .
دوباره زانو زد جلوم ، کمربند و دکمه شلوارمو باز کرد بعد زیپمو کشید پایین ، من خودمو یکم از رو مبل بلند کردم و کمک کردم شلوارمو از پام درآورد .
کیرم حسابی سیخ سیخ بود .
نسرین شروع کرد بوس کردن کیرم از رو شورت . خواست شورتمو در بیاره نذاشتم . گفتم دوباره بشین رو پام ، میخوام لبای خوشگلتو بخورم .نشست رو پام . دستاشو حلقه کرد دور گردنم ، شروع کردم لباشو مک زدنو لیسیدن . هر از گاهی گردنشو میخوردمو و کونشو دو دستی میمالیدم ‌. خیلی پوست نرمی داشت . خیلی بوی خوبی میداد بدنش .
لباشو آورد در گوشم گفت : نوید کیر میخوام ، شورتم خیس خیسه .
بهش گفتم نسرین نرم کننده موی سر داری ؟
گفت آره .
گفتم برو بیار ، یه برس مو هم که دستش گرد باشه هم بیار ‌.
نسرین گفت : چشم سرورم ، اطاعت میشه .
نسرین سریع رفت آورد ، گفتم حالا شورتمو درآر ، رو کاناپه حالت ۶۹ کیرمو بخور .
دراز کشیدم رو کاناپه ، نسرین اومد حالت ۶۹ روم خوابید . شروع کرد کیرمو لیسیدن و خوردن ، کونش نزدیک صورتم بود ، اون کون گنده و سفید ، تو اون شورت توری سفید .
شروع کردم کونشو از رو شورت لیس زدن و خوردن ، وایی چه بوی خوبی داشت ، معلوم بود به لباس زیراش ادکلن زده ، بدنش هم بوی خوب شامپو میداد .
شورتشو زدم کنار یکم سوراخ خوشگلشو که وسط اون دوتا لوپ کون گنده بود لیس زدم ، اما شورتش مزاحم بود . یکی محکم زدم رو کون گندش ، که یه آااااااخ بلند و حشری گفت . گفتم پاشو شورتتو در بیار دوباره همون حالت بخواب و کیرمو بخور . شورتشو در آورد ، شروع کرد لیس زدن کیرم ، خیلی خوب تخمامو کیرمو لیس میزد . اصلا عجله نمی‌کرد . آب کوسش حسابی گردنمو خیس کرده بود . با نوک زبونم سوراخ خوشگل کونشو یکم لیس زدم ، بعد آروم آروم انگشت اشارمو کردم داخل کونش . واقعا کونش تنگ بود ، ولی چیزی نگفت ، منم انگشتمو آروم عقب جلو میکردم . شامپو نرم کننده رو برداشتم ، خیلی بوی خوبی میداد . یکم ریختم کف دستم ، بعد دسته برس رو حسابی لیز کردم . دسته برس حدود ۱۲ سانت میشد . اما کلفتیش یک سوم کیر من بود ، نوک دسته برس و گذاشتم رو سوراخش آروم تا نصف بردم داخل . دیگه صدای آه و ناله نسرین داشت در میومد . ولی باز شروع میکرد ساک زدن. گفتم عزیزم تحمل کن ، دارم آمادت میکنم واسه کیر کلفتم . دسته برس و تا آخر فشار دادم و شروع کردم با دسته برس تو کونش تلمبه زدن . وقتی دیدم خیلی راحت دسته برس عقب جلو میشه بهش گفتم پاشو وایسا . ولی دسته برس و نگه دار از کونت نیاد بیرون . نسرین وایستاد و با یه دست سر برس رو گرفته بود که از کونش لیز نخوره بیاد بیرون ، از پشت سوتینشو باز کردم و شروع کردم سینه هاشو مالوندن ‌. ژل تاخیری رو حسابی رو کیرم ماساژ دادم . بعد شروع کردم سرپا سینه های نازشو خوردن . کاندومو برداشتم بازش کردم .
نسرین گفت : نوید میشه بدون کاندوم بکنی ؟ میخوام کیر کلفت تورو تو خودم حس کنم .
کاندومو پرت کردم اونور . گفتم پس بریم رو تخت ، میخوام کوس زن مهدی رو روی تختی که خودش خریده و پول داده جرر بدم . دسته برس و کشیدم بیرون از تو کونش ، یه دونه محکم زدم در کونش ، گفتم بدو جنده ، خیلی کار داریم ، بعد دوتا دستامو حلقه کردم از پایین کونش گرفتم بلندش کردم رو هوا ، بردمش تو اتاق خواب ، عکس عروسی مهدی و نسرین رو دیوار بود ، همینجوری که نسرین بغلم بود روبه عکس گفتم ، مهدی جون داداش ، با اجازت من کوس زنتو میخام جرر بدم .
نسرین و گذاشتم پایین ، رفت روی تخت حالت داگی شروع کرد کون گندشو تکون دادن ، رفتم پشتش سر کیرمو تنظیم کردم رو کوسش ، یکم بازی دادم ، کوسش حسابی لیز و خیس بود . خم شدم موهاشو گرفتم تو دستم ، یکم کشیدم ، بعد کیرمو تا ته فشار دادم تو کوس تنگ و خوشگلش .
نسرین یه جیغی زد که گوشام کر شد . یکم نگه داشتم بعد شروع کردم تلمبه زدن ، نسرین معلوم بود خیلی درد داره ، از چنگی که تو بالشت زده بود مشخص بود .
دو سه تا تلمبه آروم زدم ، بعد شروع کردم عین وحشیا تلمبه زدن .
نسرین التماس میکرد آروم ولی از کوس خیسش معلوم بود داره لذت میبرم . بهش گفتم دهنتو ببند کستو بده جنده . برش گردوندم رو کمرش ، دوباره کیرمو فشار دادم تو کوسش ، با تلمبه های من سینه های گردش تکون میخورد . چند تا چک محکم رو سینه هاش زدم و باز تلمبه میزدم .
نسرین : نوید جون آبتو بیار خسته شدم ، پارم کردی . چه کیر کلفتی داری . کیرت سه برابر مهدی ‌. دیگه دلم نمیخاد به اون مهدی کوسمو بدم . قربون بدن ورزشکاریت . چه بازوهایی داری ، چه زوری داری .
همینجوری که میکردمش ، کوسشو میمالیدم که یهو آبش با فشار پاشید و شروع کرد لرزیدن .
کیرمو کشیدم بیرون تا یکم حالش جا بیاد .
نسرین : خیلی وقت بود این حس و تجربه نکرده بودم ، مرسی نوید .
بهش گفتم باز حالت داگی شو تا بیام .
رفتم تو پذیرایی شامپو نرم کننده رو و سوتینشو آوردم ، دیدم نسرین داگی شده و کونش سمت منه .
بهش گفتم آبمو کجا دوست داری خالی کنم ؟
نسرین : بریز تو کوسم آبتو عشقم .
فکر میکرد میخام باز کوسشو بکنم .
گفتم دستاتو بیار پشت کمرت . دستاشو گرفتم پشت کمرش با سوتینش محکم بستم . یکم از شامپو ریختم رو سوراخ کونش ، شروع کردم انگشت کردن کون گندش . تازه متوجه قصدم شد .
نسرین : نوید توروخدا کونم نه ، کیرت خیلی کلفته . از کوسم به زور تحمل کردم ، هرچقدر میخای کوسمو جرر بده اما کون نه ‌
پاره میشم . دستمو بردم بالا ، یدونه محکم زدم رو کونش ، قشنگ جای انگشتام روی کون گندش موند . کیرمو گرفتم دستم ، سرشو گذاشتم رو سوراخ کونش بازی میدادم .
یکم کیرمو فشار دادم داخل ، که نسرین باز دادش رفت هوا . دیدم اینجوری پیش برم کل همسایه ها میان جلو در .
یه شال کنار تخت بود ، باهاش چشماشو بستم .
پاشدم رفتم تو سالن گوشیمو آوردم ، اول سایلنت کردم ، بعد گذاشتم رو حالت فیلم برداری ، کیرمو گذاشتم رو سوراخش اینبار تا ته کردم تو کونش .
نسرین یه جیغ بلند زد بعد حق حق زد زیر گریه . دلم براش سوخت ، ولی واقعا اگر این کون گنده و خوشگل رو نمی‌کردم بعدا حسرتشو می‌خوردم . کیرمو نگه داشتم تو کونش ، یکم آروم شه ، بعد شروع کردم تلمبه زدن ، اونم فقط آی و اوی و ناله میکرد ، منم از داخل رفتن و بیرون اومدن کیر کلفتم تو کون گنده نسرین فیلم می‌گرفتم .
نسرین گفت نوید دستام درد می‌کنه ، ولم کن .
دیگه نمی‌تونستم تحمل کنم ، کون تنگش داشت کیرمو میمکید . خوابوندمش به پهلو . دوباره کیرمو کردم تو کون گندش ، همینجوری که فیلم می‌گرفتم ، گوشی رو گرفتم سمت عکس مهدی و نسرین ، گفتم مهدی زنت دیگه جنده خودم شد ، دیگه کوسش فقط به کیر خودم عادت داره ، یکمم از سینه هاش فیلم گرفتم و صورتش که چشاش بسته بود با شال ، بعد گوشیو قطع کردم انداختم اونور . کیرمو تو کونش نگه داشتم ، دستاشو از پشت وا کردم ، چشاشو باز کردم . گفتم عشقم آماده ای کون گندتو پور از آب کنم ؟ ساعد دستشو گذاشت رو چشاش ، باهام حرف نمی‌زد . که آبم با فشار خالی شد تو کونش ، کیرمو کشیدم بیرون ، پاشدم از کنار تخت که یه دستمال رولی بود برداشتم کیرمو تمیز کردم بعد پرت کردم سمتشو رفتم تو پذیرایی دراز کشیدم رو کاناپه .
واقعا لذت برده بودم از سکس ، مخصوصا کردن کونش .
بعد نیم ساعت نسرین اومد بیرون ، یه تاپ کوتاه تنش کرده بود با همون شورت سفید . از جلوم رد شد رفت تو آشپزخونه ، پیش خودم گفتم قهر کرده حتما .
اصلا برام مهم نبود ، روی کاناپه لخت خوابیده بودم و کیرم آویزون لای پام که دیدم داره با یه لیوان شربت میاد سمتم . شربتو گذاشت کنارم .
اومد لبامو بوسید ، بعد خم شد کیرمو بوسید و گفت : مرسی نوید ، تا حالا اینجوری لذت نبرده بودم .
گفتم پس گریه و جیغ ها چی بود ؟
نسرین : خب خیلی درد داشت ، میخای یه خیار بیارم بکنم تو کونت تا دردشو بفهمی ؟ بعد خندید و گفت واقعا سوزش دارم هنوز نوید .
خندیدم ، گفتم خوب میشی زود ، میخوام برم دوش بگیرم ، حموم کجاست ؟
نسرین حمومو نشون داد ، خودش دراز کشید رو تخت . یه دوش آب گرم گرفتم ، اومدم بیرون لباسامو برداشتم بپوشم که نسرین گفت : نوید کجا ؟ گفتم باید برم دیگه .
نسرین اومد دستاشو دور کمرم گرفت و سرشو گذاشت رو سینه هام بعد گفت : نوید تورو خدا یکم بیشتر پیشم بمون ، تنهام . حداقل شب پیشم بخواب . شب برات یه شام خوشمزه درست میکنم . نمیخوای دست پخت منو بخوری ؟
گفتم نسرین جون خیلی کار دارم ، باشه یه وقت دیگه .
زدم بیرون ، واقعا حس خوبی داشتم ، تو عمرم همچین کوس و کون خوبی نکرده بودم .
بعد اون روز چند بار نسرین بهم پیام داد ، منم کم و بیش جوابشو میدادم . تا این که چند روز بعد عید غدیر مثل هرسال خونه داییم که خانومش سیده دعوت بودیم .
نسرین خیلی عادی برخورد می‌کرد ، به جز یبار که چشم تو چشم شدیم و یه لبخند کوچیک زد .
تا این که بعد از دو هفته تو نمایشگاه نشسته بودم که دیدم نسرین با ماشینش جلو نمایشگاه ایستاد .
چون خیلی طولانی شد ، اگه دوست داشتید ادامشو تو قسمت بعد میگم .

نوشته: نوید

  • Like 2
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

  • 3 هفته بعد...


کردن کون گنده و پروتز کرده زن پسر داییم 2

 

سلام دوستان ، تو قسمت قبل گفتم چطور با کیر کلفتم گریه نسرین رو موقع کردن کونش در آوردم .
همون طور که گفتم دم نمایشگاه نشسته بودم که دیدم نسرین با ماشینش جلو نمایشگاه وایستاد .
علی همکارم یه نگاه به من کرد بعد با خنده گفت : آقا نوید با شما کار دارن .
همون لحظه گوشیم زنگ خورد ، دیدم نسرین .
نسرین : عشقم جلو نمایشگاهم ، یه لحظه میای تو ماشین .
گفتم : کی بهت گفته بیای اینجا ؟ چرا قبلش نگفتی میای ؟
نسرین : یه لحظه بیا ، کار مهم دارم .
رفتم نشستم تو ماشینش ، نسرین یه شلوار مشکی پارچه ای خوشگل پوشیده بود که کوتاه بود و ساق پای سفیدش تو کفشهای پاشنه دار برق میزد ، با یه تاپ سفید و مانتو بلند مشکی .
راستش دلم میخواست باز اون کون خوشگل و گندشو بلیسمو و بکنم ، دوست داشتم عسل بریزم رو سینه هاش و یک روز کامل سینه هاشو بلیسم و بخورم . اما نمی‌خواستم جوری رفتار کنم که متوجه بشه چقدر واسه گاییدنش مشتاقم .
نسرین : هفته دیگه میخوام ۳ روز برم کیش ، سمینار زیبایی صورت .
گفتم : خب ؟ به سلامتی ، خوش بگذره .
نسرین : مسخره بازی در نیار دیگه ، میخوام تو هم باهام بیای ، هزینه بلیط و هتلت هم با من .
گفتم : نسرین جان ، مگه من فقیر و بدبختم که اینجوری میگی ، بخوام برم کیش خودم میتونم ، تو هم پولاتو نگه دار واسه خودت .
نسرین : واا ، چرا ناراحت میشی ، منظورم اینه تو فقط با من بیا تنها نباشم ، بعدشم هوس کیر گندتو کردم باز .
گفتم : آخه مگه میشه منو تو با هم بریم هتل ؟ نمیگن نسبتتون چیه ؟
نسرین : اونش با من ، شناسنامه خودمو مهدی رو میارم ، عکس شناسنامه مهدی آنقدر قدیمیه که اصلا متوجه نمیشن .
من کیش زیاد رفتم . اونجا کلی ویلا و سوییت هست ، که اصلا شناسنامه نمیبینن ، با خودم گفتم نهایتا ویلا میگیریم .
یه رفیق هم دارم کیش اسمش امیر علی اصالتا اهوازیه ، ۳۲ سالشه و مجرد ، بدنساز حرفه ای و ۲ سال پیش طلای سنگین وزن بدنسازی گرفت . قدش ۱۹۰ و الآنم استخر المپیک کیش دست خودشه .
گفتم : میام نسرین ، ولی میدونی که چی میخوام ؟
نسرین : میدونم سرورم ، بعد یه دست کشید به کون گندشو گفت اینو ، بعد اشاره کرد به کیرم و گفت منم اون هیولای لای پاهاتو میخوام .
زدم زیر خنده ، گفتم ، ساعت و روز پرواز و بهم قبلش خبر بده .
از ماشین پیاده شدم برگشتم تو نمایشگاه ، به علی گفتم من احتمالا ۳ روز نباشم ، اونم خندید گفت کاره همیشه شماست آقا نوید .
چند روز بعد عکس بلیط و برام فرستاد ، ساعت ۱۱ شب از تهران به سمت کیش ، برگشتش هم ۲ روز بعد ساعت ۷ و نیم عصر . بعد نوشت یه اتاق تخت کاپل روبه دریا هم گرفتم هتل داریوش واسه ۳ شب .
من پارسال هتل داریوش رفته بودم ، اتاقش از شبی ۱۰ میلیون شروع میشد ، ولی خب میدونستم این پولا برا نسرین و مهدی چیزی نیست .
روز پرواز یه چمدون کوچیک داشتم ، چند دست لباس زیرو تیشرت و شلوار برداشتم ، مسواک و ژیلت و ادکلن و از همه مهم تر ژل تاخیری .
قرار بود ساعت ۹ فرودگاه باشم ، نسرین هم خودش بیاد .
رسیدم فرودگاه ، جلو ترمینال ۱ با چمدون منتظر نسرین بودم که دیدم پیام اومد از نسرین : من با مهدی دارم میام ، مواظب باش نبینتمون .
رفتم پشت یه ستون وایستادم ، نگاهم به اطراف بود که دیدم یه لندکروز مشکی داره میاد ، میدونستم مهدی .
ماشین و نگه داشت ، صندوق و باز کرد ، یه چمدونه بزرگ در آورد گذاشت پایین . نسرین هم کنارش بود .
خیلی برام جذاب بود این صحنه ، مهدی خودش زنشو آورده فرودگاه که من ببرمش کیش جررر بدم زنشو .
گرچه مهدی هم میدونستم الان خوشحال که زنش داره می‌ره و اون الان می‌ره خونه با رفیقاش شروع می‌کنه مشروب خوردن .
نسرین با مهدی دست داد بعد مهدی نشست تو ماشین گازشو گرفت رفت . حتی منتظر نموند زنش وارد ترمینال فرودگاه بشه . آخ چقدر این مهدی کوس نشناس بود .
تیپ نسرین برعکس همیشه خیلی پوشیده بود ، یه کتونی نایک سفید ، یه شلوار جین . یه مانتو مشکی که دکمه هاشو بسته بود .
منم یه تیشرت تنگ مشکی پوشیده بودم ، که حسابی بازو گندم خودشو نشون بده .
نسرین داشت می‌رفت داخل که صداش کردم ، اومد سمتم ، بغلم کرد ، منم پیشونیشو بوسیدم ، گفتم سلام خانوم خوشگل خودم .
رفتیم داخل ، چمدونا رو تحویل دادیم و کارت پرواز گرفتیم ، رفتیم نشستیم یه قهوه بخوریم .
گفتم نسرین چه خبره چمدون به این بزرگی ؟ مگه قراره یه سال بمونیم .
نسرین : خب نمیشه که اونجا همش همین لباس تنم باشه ، بعدشم کلی لباس خوشگل آوردم برات بپوشم .
سوار هواپیما شدیم ، طبق معمول یه هواپیما داغون ، نسرین دکمه های مانتوشو باز کرد ، رفت کنار پنجره هواپیما نشست منم کنارش نشستم . وقتی نشست تازه دیدم زیر مانتو چه خبره ، یه تاپ سفید تنگ خیلی نازک ، که سوتین مشکیش قشنگ معلوم بود .
گفتم : نسرین حس میکنم داریم میریم ماه عسل .
نسرین : کاری برات بکنم که تو ماه عسل خودم برا مهدی نکردم .
رسیدیم کیش ، معطل نکردیم ، با تاکسی فرودگاه مستقیم رفتیم هتل داریوش .
اونجا خدمه در ماشین و باز کردن ، چمدون و تحویل گرفتن . ما هم رفتیم پذیرش واسه تحویل اتاق .
پذیرش یه خانوم خوشگل بود که شناسنامه نسرین و مهدی و گرفت ، قسمت ازدواج و چک کرد گذاشت پایین و کلید اتاق و داد و گفت اقامت خوبی داشته باشید . برام جالب بود حتی نگاه نکرد تو صورتم ببینه شناسنامه مال منه یا نه .
نسرین یه خنده ای تو صورتم کرد و دستمو گرفت رفتیم سمت آسانسور .
رفتیم طبقه سوم ، وارد اتاق شدیم . خیلی اتاق شیکی بود ، منظره روبه دریا قشنگ ، یه جکوزی تو حموم ، تخت تمیز .
من لباسامو کندم ، با شورت دراز کشیدم رو تخت .
نسرین هم لباسش رو در آورد ، یه شورت و سوتین خوشگل مشکی تنش بود . یه شومیز یقه هفت سفید پوشید که تا نصف کون گندش بود .
همون لحظه زنگ اتاقو زدن ، نسرین گفت : چمدونا رو آوردن ، من میگیرم .
گفتم نه تو لباست مناسب نیست من میرم .
ولی اون اصلا توجه نکرد ، رفت سمت در ، درو باز کرد ، چمدونا رو آورد داخل و درو بست .
گفتم : نسرین آخه با این لباس کوتاه و شورت که نصفش لای کون گندته باید بری جلو در ؟ نمیگی یارو بیاد تو بکنتت ؟
نسرین : وا ، مگه چیه ؟ اینا از این جور موردا زیاد دیدن .
فهمیدم نسرین واقعا یه جندست که فقط به کیر فکر می‌کنه .
گفتم نسرین حالا سمینارت چه ساعتیه ؟
نسرین بلند خندید و گفت : سمینار کجا بود .
واقعا این زن یه جنده کیر پرسته .
نسرین رفت دوش گرفت ، ولی من چون قبل اومدن دوش گرفته بودم نرفتم ، بعد اومد حولشو درآورد ، لخت اومد کنارم رو تخت ، شروع کردم لباشو خوردن ، سینه هاشو لیسیدن ، بعد رفتم پایین کونشو لیسیدن ، چند بار کون گندشو حسابی گاز ریز گرفتم .
دراز کشیدم رو تخت ، گفتم نسرین : ۶۹
نسرین خندید و سریع حالت ۶۹ خوابید روم ، شروع کرد تخمامو لیس زدن ، کیرمو تا جایی که می‌تونست میکرد دهنش بعد در می آورد ، منم که دلم میخواست اون کوس خوشگلشو بخورم ، زبونمو از پایین کوسش تا سوراخ کونش می‌کشیدم و باز تکرار میکردم .
اونم با دهنش و زبونش هر کاری بلد بود با کیر کلفت و تخمام میکرد .
رو کمر خوابوندمش ، یه بالشت گذاشتم زیر باسن گندش ، کیرمو آروم فشار دادم تو کوسش .
یکم که عقب جلو کردم ، شروع کردم همزمان موقع تلمبه زدن سینه های نازشو خوردن ، لباشو لیس زدن .
دیگه وقتش بود سرعت تلمبه بیشتر کنم .
گفتم داگی شو ، فکر کرد میخوام کونشو بکنم .
نسرین : نوید کرم مرطوب کننده دارم ، میخای بمالی به کونم .
گفتم عزیزم امشب فقط کوس ، وقتی داگی شد ، اون کون گندش دیوونم کرد . از پشت گذاشتم تو کوسش ، انگشت شصتمو کردم تو کونش ، خیلی راحت رفت ، خندم گرفت ، گفتم نوید چیکار کردی با کون این بیچاره .
دو طرف کونشو گرفتم ، شروع کردم سریع تلمبه زدن تو کوسش و گفتم : جووون ، چه کوسی داری ، مهدی زنت خودش برام بلیط گرفته تا کوسشو بگام ، دارم یه جنده حسابی برات میسازم مهدی .
نسرین که حسابی آه و ناله های حشری میکرد گفت : بکن عشقم ، مهدی خر کیه ، من مال تو ام ، جنده و کونی تو ام ، تو صاحبمی ، سرورمی ، میمیرم واسه کیر گندت .
۱۵ دقیقه ای کرده بودمش و آبم داشت دیگه میومد ، به خودم گفتم نوید کاش ژل می‌زدی به کیرت ، ولی بعد گفتم وقت زیاده .
کیرمو کشیدم بیرون ، آبمو با فشار خالی کردم رو سینه و گردن نسرین .
نسرین : عزیزم مرسی که آنقدر خوب می‌کنی .
بعد با دست آب کیرمو مالید به سینه هاش . بعد انگشتش که آب کیرم بهش چسبیده بود و کش میومدو کرد تو دهنش و حسابی لیس زد .
کنار هم دراز کشیده بودیم و با دستش کیرمو نوازش میکرد . گوشیمو برداشتم زنگ زدم به امیر علی .
گذاشتم رو اسپیکر ، بوق دوم برداشت .
امیر علی : به به ، سلام آقا نوید ، یاد ما کردی . چه عجب .
نوید : سلام داداش ، اومدم کیش ، یادت افتادم .
امیر علی : خالی نبند بابا ، تو هیچ موقع این وقت سال جایی نمیری . فقط فکر پول در آوردنی .
نوید : به جون تو کیشم ، هتل داریوش ام .
امیر علی : خیلی نامردی ، خونه منو قابل نمیدونی ؟
گفتم داداش تنها نیستم ، با دخترم .
امیر علی : آها ، خب اگه با دوست دخترت هستی بحثش فرق داره .
گفتم : نه بابا ، جندست ، گفتم بیارمش کیش یه کوسی ازش بکنم ببینه کیر ورزشکار چه طعمی داره . بعد بلند زدم زیر خنده .
نسرین یه نیشگون محکم از بازوم گرفت ، که یعنی من جندم ؟
امیر علی : خب داداش بیارش اینجا با هم بکنیم که ببینه کیر بدنساز از نوع عربش یعنی چی , بعد زد زیر خنده .
گفتم امیر علی ولی جدا اگه حوصله داری شام بیا بیرون ببینمت . اونم اوکی داد و قرار شد یه ساعت دیگه اون رستورانی که گفته باشم .
رفتم دوش گرفتم ، نسرین هم بدنشو شست . اومدم بیرون شروع کردم لباس پوشیدن که نسرین گفت آنقدر عجله نکن حالا بزار منم بپوشم .
گفتم مگه تو هم میخوای بیای ؟ نسرین : پس تنها بمونم هتل ؟ گفتم خب برمیگردم سریع ، بعد با خنده گفتم نکنه هوس کیر امیر علی و کردی ؟
نسرین : خیلی بیشعوری ، خب منم گشنمه .
گفتم خودت میدونی ، برا من فرقی ندارد میخوای بیای بیا .
نسرین همون‌جوری لخت نشست آرایش کردن ، منم که لباسام و پوشیده بودم ، رو تخت دراز کشیده بودم کون گندشو نگاه میکردم .
آرایشش که تموم شد ، چمدونشو باز کرد ، یه شورت لامبادا قرمز پوشید . خندیدم و گفتم : من اصلا نمیدونم چرا این شورتا رو میپوشن ، پوشیدنش با نپوشیدنش فرق نداره .
بعد یه سوتین قرمز برداشت پوشید ، خیلی ناز شده بود .
یه پیراهن سفید پوشید که از بالا خط سینش معلوم بود ، بعد دیدم یه لگ چرمی مشکی برداشت نشست لبه تخت پاش کرد ، بعد بلند شد به زور از کون گندش داد بالا و لبه پیراهنشو داد تو لگ ، رو پیراهن هم یه کت کوتاه پوشید که تا بالای باسنش بود .
اومد کنارم گفت خوبه ؟
دقت کردم دیدم قشنگ لگ از جلو رفته لای کوسش ، از پشت هم لای کونشه ؟
گفتم : به نظرم که تو یه جنده واقعی هستی .
یه کفش پاشنه بلند پوشید ، یه کلاه نقاب دار چرم همسرش کرد .
گفتم نسرین اینجا کیش ، دبی نیستا .
نسرین یه خنده ای کرد و گفت : پیاده که نمی‌ریم با تاکسی میریم رستوران .
وقتی جلوم راه می‌رفت به سمت آسانسور ، کون گندش تو اون لگ چرمی حسابی بالا پایین میشد . کونش داشت لگ و جر میداد .
به خودم گفتم نسرین الان شوهرش نیست ، دوست داره مثل جنده ها بگرده ، به تو چه که کاسه داغ تر از آش میشی .
سوار تاکسی هتل شدیم ، گفتم لطفا رستوران هوک لانژ .
قبلا با امیر علی رفته بودم هوک لانژ ، پیشنهاد میکنم رفتید کیش حتما برید .
امیر علی زنگ زد کجایی پس ، گفتم ۵ دقیقه دیگه اونجام .
وارد رستوران شدیم دیدم امیر علی با اون هیکل گولاخش با یه تیشرت سفید شلوار جین نشسته .
رفتیم سمتش معلوم بود هم تعجب کرده چرا تنها نیومدم هم خوشحاله .
نسرین دستشو برد جلو امیر علی و دست داد گفت : نسرین هستم .
امیر علی هم باهاش دست داد ، بعد دستشو آورد بالا یه بوس کرد و گفت : منم امیر علی هستم نسرین جون .
چه کوسکش ی بود امیر علی و من نمیدونستم .
تو چشای نسرین می‌تونستم بخونم که خیلی دلش میخواد کیر امیر علی و تو کوسش حس کنه .
واقعا برام مهم نبود ، امیر علی به گردنم خیلی حق داشت . نوش جونش .
میدونستم نسرین عاشق مردای قویه . و به خاطر همین از مهدی با اون شکم گندش متنفره .
گفتم : امیر علی چی می‌خورید سفارش بدیم ؟
امیر علی : ببین نسرین جون چی میل دارن ، من که میدونی همیشه میگو میخورم اینجا .
نسرین گفت من ماهی کبابی بدون برنج ، منم میگو سفارش دادم .
نسرین گفت نوید جان من برم دستم و بشورم بیام .
بعد بلند شد وایستاد کتشو در بیاره ، دیدم نگاه امیر علی به کوس نسرینه که لگ چرمی رفته لاش .
امیر علی سریع بلند شد به نسرین گفت اجازه بدید کمکتون کنم ، بعد کت نسرین و گرفت و با صدای بلند داد زد ، حسن کت خانومو آویزون کن .
نسرین کنار امیر علی با اون قد بلند و هیکل گنده مثل یه دختر بچه به نظر میومد .
نسرین : ببخشید سرویس کجاست امیر آقا ؟
امیر علی : انتهای رستوران ، اجازه بدید من راهنماییتون میکنم ، خودمم میخوام دست بشورم ، این نوید که نمی‌فهمه نظافت یعنی چی . بعد خندید .
منم نگاهش کردم و سرمو تکون دادم ، یعنی برو کوسکش و کوس لیس . خخ
بعد ۵ دقیقه برگشتن ، امیرعلی صندلی و کشید عقب نسرین بشینه ، وقتی نسرین نشست ، امیر صندلیو با نسرین باهم داد جلو . که زورشو به رخ من بکشونه .
شامو آوردن ، حین شام خوردن امیر یه زیتون برداشت ، برد جلو لبای خوشگل نسرین ، نسرین لباشو غنچه کرد که یکم انگشت امیر رو هم با لباش لمس کرد و زیتون و خورد .
امیر گفت زیتون این رستوران عالیه . نسرین هم گفت هم خوش طعمه هم درشت . بعد تو چشام چشمک زد .
تابلو بود وقتی رفتن دست بشورن ، امیر مخ نسرین و زده .
شامو که خوردیم ، گفتم امیر صورت حساب و بگو بیارن .
گفت تا حالا دیدی اینجا من پول بدم ؟
گفتم آخه مفتی ؟ امیر گفت : داداش تو که غریبه نیستی ، نسرین جونم که از خودمونه ، اینجا مال خودمه .
گفتم دهن سرویس میترسی چشت کنیم نمیگی ؟
بلند شدیم ، امیر کت نسرین رو گرفت که نسرین تنش کنه ، تو دلم گفتم نسرین خانوم به این مهربون بازیاش نگاه نکن ، جوری میکنتت که آب کیر از چشت در بیاد .
گفتم امیر ما میریم هتل کاری چیزی ؟
امیر : حرف نزن ، امشب همه خونه من ، مگه من می‌زارم برید هتل .
نسرین : آخه من لباس نیاوردم آقا امیر .
بله ، انگار همه چی از قبل چیده شده بود .
امیر : با ماشین من میریم هتل وسایلی که می خواهید بردارید .
امیر یه تویوتا هایلوکس داشت که مارو برد هتل ، وقتی رسیدیم گفتم من که چیزی لازم ندارم ، نسرین تو اگه چیزی لازم داری برو بیار .
نسرین پیاده شد ، رفت داخل هتل ، وقتی می‌رفت داخل ، کونش حسابی دلبری میکرد . امیر گفت : نوید چه شاه کوسیه این نسرین .
گفتم : امیر دهن سرویس ، چیکار کردی که این نسرین اینجوری برات تو رستوران دلبری میکرد .
امیر : وقتی رفتیم دست بشوریم ، نسرین خم شده بود دستاشو بشوره ، از پشت کیرمو فشار دادم به کونش ، تو آیینه تو چشاش نگاه کردم گفتم اگه میخوای یه شب رویایی برات تو کیش بسازم ، هرچی گفتم نه نیار . نسرین گفت پس نوید چی ؟ منم گفتم نوید رو حرف من حرف نمیزنه .
امیر گفت : نوید اینو از کجا پیدا کردی ناموسا ، خیلی بدن و چهره خوشگلی داره ، خیلیم حشریه ، راحت پا میده .
گفتم : امیر علی داستانش طولانیه ، حالا شاید یه روز گفتم ، تو فقط بکنشو لذت ببر ، نوش جونت .
امیر زنگ زد به یکی شروع کرد عربی حرف زدن و قطع کرد .
دیدم نسرین با چمدونش داره میاد سمت ما .
امیر علی سریع پیاده شد ، چمدونش و گرفت گذاشت پشت ماشین ، در ماشین و براش باز کرد نسرین بشینه .
کاری به کوس لیسی امیر ندارم ولی واقعا امیر تو مهمون نوازی درجه یکه .
رفتیم سمت خونه امیر علی ، خونه امیر علی قبلا رفته بودم ، یه خونه ویلایی دوبلکس .
ریموت و زد ، با ماشین رفتیم تو حیاط خونش .
امیر چمدون و برداشت و راهنماییمون کرد داخل .
طبقه پایین خونه یه سالن بزرگ با مبل و یه اتاق خواب داشت ، طبقه بالا ۲ تا اتاق با یه سالن کوچیک و یه تراس بزرگ روبه حیاط .
امیر علی گفت : نوید تو که همه جا خونه رو بلدی ، بعد روبه نسرین گفت : یه اتاق اینجاست ، دو تا اتاق بالا ، همه اتاق ها هم مستر هستن .
نسرین : امیر جان خونت خیلی تمیز و شبکه ، اصلا به خونه مجردی نمیخوره . بعد گفت من با اجازتون همین اتاق پایین وسایلمو می‌زارم . بعد با چمدون رفت تو اتاق و درو بست .
امیرم رفت بالا ، وقتی از پله ها میومد پایین دیدم فقط یه شلوارک پاشه که اون کیر گندش توش تاب میخوره این ور اون ور . بعد وایستاد جلوم چند تا فیگور گرفت ،. گفت : حال می‌کنی بدن و یا نه ؟
منم لباسامو کندم ، یه شورت هفتی پام بود ، جلوش چند تا فیگور گرفتم ، گفتم درس پس میدیم .
نشستیم رو مبل یکم در مورد کار و ورزش و اینجور چیزا حرف زدیم که در اتاق نسرین باز شد اومد بیرون .
اووووف ، یه دامن چرمی تنگ تا زیر باسن گندش پوشیده بود با یه نیم تنه تا زیر سینه های گندش ، نوک سینه هاش حسابی معلوم بود ، مشخص بود سوتین نداره .
یه صندل رو فرشی مشکی پاش بود که یه پاشنه ۵ سانتی داشت .
وای چه پاهای ناز و سفیدی داشت ، چه رونای خوردنی .
داشت میومد سمت ما که رو مبل بشینه که زنگ خونه امیرعلی خورد .
نسرین مات و مبهوت داشت سمت در نگاه میکرد ، خودمم تعجب کردم چرا باید کسی بیاد .
امیر علی : بشنید بچه ها ، راحت باشید .
دو دقیقه بعد دو تا خانوم با چادر عربی بلند . پوشیه که فقط چشمشان معلوم بود اومدن تو .
امیر اومد پیش ما نشست ، گفتم : امیر علی نمیخوای بگی چه خبره ؟
امیر زد زیره خنده گفت : چقدر عجولی .
نسرین وقتی نشست روی مبل روبروی من حسابی دامنش رفت بالا ، شورت نپوشیده بود ، یه لحظه اون کوس توپول و خوشگلشو دیدم که سریع پاشو انداخت رو هم .
دوتا خانوم ، چادرشونو در آوردن ، زیر چادر لخت بودن و فقط یه لباس رقص عربی بود که فقط سوتین و شورت با کلی تور و پولک بود . سینه های بزرگی داشتن ، بدن سبزه و تو پور . بهشون میخورد حدود سی و پنج شیش سالشون باشه
امیر یه آهنگ عربی پلی کرد ، اونا هم شروع کردن رقص عربی جلوی ما . حسابی سینه و کونشونو میلرزونن .
بعد یکیشون رفت از یخچال امیر یه بطری ویسکی و کلی میوه آورد گذاشت جلومون و ادامه داد رقصیدن .
امیر گفت : اینا همه به افتخار نسرین جونه ، بفرمایید تعارف نکنید .
گفتم : امیر میدونی که من مشروب نمی‌خورم
نسرین : ولی من دو سه تا شات میخورم .
امیر براش ، می‌ریخت ، نسرین هم میخورد .
تقریبا ۴ تا شات خورد و گفت بسمه امیر جون .
اون دوتا خانوم اومدن دست نسرین و گرفتن بلند کردن برقصه .
وقتی نسرین بلند شد اصلا دامنشو نداد پایین و با اون کون گندش رفت وسط یکم رقصید که امیر دست کرد تو کشو یه دسته تراول ۱۰۰ هزاری در آورد ، چنتا چنتا ریخت رو سر نسرین و اون خانوما ، نسرین قشنگ معلوم بود مسته مسته ، بعد امیر دستشو انداخت کمر لخت نسرین و آوردش رو مبل بشینه کنار خودش . بعد آهنگ و قطع کرد و عربی یه چیزی گفت ، اون دوتا خانوم پولارو جمع کردن و رفتن .
نسرین : نوید خوب کون و سینه هاشونو نگاه میکردیا . بعد زد زیر خنده .
بعد سرشو گذاشت رو شونه امیر علی و گفت : مرسی امیر ، امشب خیلی تو زحمت افتادی .
میخواستم یه جوری تنهاشون بزارم حالشونو بکنن .
گفتم : بچه ها ساعت ۳ صبح ، من میرم بالا بخوابم .
امیر : ضد حال نزن دیگه .
پاشدم گفتم من میرم بالا بخوابم . بالا دو تا اتاق داشت ، یکی اتاق خود امیر بود که یه تخت دو نفره بزرگ بود ، یک اتاق هم یه تخت یه نفره که من رفتم روش دراز کشیدم و با گوشی ور میرفتم .
صدای خنده های بلند نسرین و امیر از پایین میومد . هر از گاهی هم نسرین جیغ میزد .
فیلم کردن کون نسرین رو تو گوشیم باز کردم و نگاه میکردم ، چه جنده ایه نسرین . چه کونی داره .
دیدم صداشون داره میاد که از پله ها دارن میان بالا .
یه دفعه در اتاقم باز شد ، برق روشن شد .
نگاه کردم دیدم امیر ، لخت لخت با اون کیر گنده آویزان ، نسرین و از پاهاش گرفته انداخته رو شونش ، کون گندش سمت منه . نسرین هم لخت لخت بود .
خندم گرفت ، امیر گفت : میدونستم نخوابیدی پاشو بیا تو اتاقم . نسرین جون امشب هوس دوتا کیر کرده . بعد یدونه محکم زد رو کون نسرین . نسرین یه آاااااخ بلند گفت . بعدش گفت : نوید بیااا دیگه . من میترسم از امیر . بیا مواظبم باش .
خیلی صحنه قشنگی بود .
شورتمو در آوردم ، رفتم جلو ، یه بوس از کوون نسرین کردم ، گفتم : مگه میشه آخه تورو نکرد .
رفتیم تو اتاق ، امیر آروم نسرین و گذاشت رو تخت . پاهاشو داد بالا ، کیرشو کرد تو کوس نسرین و گفت : نوید با اجازت من یه تستی بکنم .
خندیدم گفتم : من که میدونم تو سالن پایین یه راند کوسشو کردی ولی بفرما .
امیر یکم تو کوس نسرین تلمبه زد بعد خوابید رو تخت ، نسرین و کشوند رو خودش ، کیرشو چپوند تو کوسش . کلفتی کیر امیر مثل کیر خودم بود اما حس میکنم یکم دراز تر ، کمره نسرین و گرفته بود و سینه نسرین و به سینه خودش چسبونده بود محکم تلمبه میزد .
نسرین هنوز مست بود و آخ و ناله میکرد .
امیر یه نگاه به من کرد یه نگاه به کون نسرین که یعنی شروع کن . بعد دستشو برد از کشو کنار تخت وازلین برداشت پرت کرد سمتم .
وازلین و مالیدم به کیرم یه کمم رو سوراخ نسرین . بعد آروم فشار دادم داخل نگه داشتم ، نسرین داد زد : واییییی مامان ، پاااره شدم ، جلو عقب رفتن کیر امیر رو با کیرم حس میکردم .
شروع کردم تند تند تلمبه زدن تو کون گندش ، بعد به امیر اشاره کردم جامونو عوض کنیم .
خوابیدم رو تخت ، نسرین و آوردم رو خودم ، کیرمو کردم تو کوسش ، شروع کردم یکم لبشو خوردن ، فهمیدم حسابی پایین واسه امیر ساک زده ، لبمو جدا کردم یکم چندشم شد .
امیر که حسابی کیرشو چرب کرده بود ، گذاشت رو سوراخ نسرین ، آرووم تا ته کرد توش .
نسرین : آااااخ ، امیر کونم انگار داره از هم جدا میشه . واییی در بیار .
امیر : نوید عجب کونی داره زن پسر داییت . دیگه هر وقت بیام تهران باید بکنمش .
بله فهمیدم نسرین تو مستی همه چیو تعریف کرده واسه امیر علی .
امیر علی : نوید من یکم دیگه بکنم آبم اومده تو چی ؟
گفتم : منم دارم میام داداش .
امیر علی : پس همزمان آبمونو میریزیم تو کوس و کون این جنده .
بعد شروع کرد سریع تلمبه زدن ، منم سرعتمو زیاد کردم ، یه دفعه امیر علی یه آاااه بلند گفتو و آبشو خالی کرد تو کون خوشگل نسرین ، منم بعدش با یه جووون بلند ، آبمو پاشیدم ته کوسش .
خیلی لذت بخش بود ، افتادیم رو تخت ، نسرین بین منو امیر لخت و بیهوش و تو اوج لذت دراز کشید .
ساعت ۱۲ ظهر بود ، بلند شدم ، هنوز امیر و نسرین خواب بودن ، زیر نسرین ، روی پتوی تخت پور از آب کیر خشک شده بود .
آرایش نسرین حسابی بهم ریخته بود .
به این فکر میکردم که روز اول اینجوری گذشت ، خدا رحم کنه بقیشو تو کیشو .

نوشته: نوید

  • Like 1
لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر


کردن کون گنده و پروتز کرده زن پسر داییم 3

سلام دوستان ، تو قسمت قبل گفتم چطور با کیر کلفتم گریه نسرین رو موقع کردن کونش در آوردم .
همون طور که گفتم دم نمایشگاه نشسته بودم که دیدم نسرین با ماشینش جلو نمایشگاه وایستاد .
علی همکارم یه نگاه به من کرد بعد با خنده گفت : آقا نوید با شما کار دارن .
همون لحظه گوشیم زنگ خورد ، دیدم نسرین .
نسرین : عشقم جلو نمایشگاهم ، یه لحظه میای تو ماشین .
گفتم : کی بهت گفته بیای اینجا ؟ چرا قبلش نگفتی میای ؟
نسرین : یه لحظه بیا ، کار مهم دارم .
رفتم نشستم تو ماشینش ، نسرین یه شلوار مشکی پارچه ای خوشگل پوشیده بود که کوتاه بود و ساق پای سفیدش تو کفشهای پاشنه دار برق میزد ، با یه تاپ سفید و مانتو بلند مشکی .
راستش دلم میخواست باز اون کون خوشگل و گندشو بلیسمو و بکنم ، دوست داشتم عسل بریزم رو سینه هاش و یه روز کامل سینه هاشو بلیسم و بخورم . اما نمی‌خواستم جوری رفتار کنم که متوجه بشه چقدر واسه گاییدنش مشتاقم .
نسرین : هفته دیگه میخوام ۳ روز برم کیش ، سمینار زیبایی صورت .
گفتم : خب ؟ به سلامتی ، خوش بگذره .
نسرین : مسخره بازی در نیار دیگه ، میخوام تو هم باهام بیای ، هزینه بلیط و هتلت هم با من .
گفتم : نسرین جان ، مگه من فقیر و بدبختم که اینجوری میگی ، بخوام برم کیش خودم میتونم ، تو هم پولاتو نگه دار واسه خودت .
نسرین : واا ، چرا ناراحت میشی ، منظورم اینه تو فقط با من بیا تنها نباشم ، بعدشم هوس کیر گندتو کردم باز .
گفتم : آخه مگه میشه منو تو با هم بریم هتل ؟ نمیگن نسبتتون چیه ؟
نسرین : اونش با من ، شناسنامه خودمو مهدی رو میارم ، عکس شناسنامه مهدی آنقدر قدیمیه که اصلا متوجه نمیشن .
من کیش زیاد رفتم . اونجا کلی ویلا و سوییت هست ، که اصلا شناسنامه نمیبینن ، با خودم گفتم نهایتا ویلا میگیریم .
یه رفیق هم دارم کیش اسمش امیر علی اصالتا اهوازیه ، ۳۲ سالشه و مجرد ، بدنساز حرفه ای و ۲ سال پیش طلای سنگین وزن بدنسازی گرفت . قدش ۱۹۰ و الآنم استخر المپیک کیش دست خودشه .
گفتم : میام نسرین ، ولی میدونی که چی میخوام ؟
نسرین : میدونم سرورم ، بعد یه دست کشید به کون گندشو گفت اینو ، بعد اشاره کرد به کیرم و گفت منم اون هیولای لای پاهاتو میخوام .
زدم زیر خنده ، گفتم ، ساعت و روز پرواز و بهم قبلش خبر بده .
از ماشین پیاده شدم برگشتم تو نمایشگاه ، به علی گفتم من احتمالا ۳ روز نباشم ، اونم خندید گفت کاره همیشه شماست آقا نوید .
چند روز بعد عکس بلیط و برام فرستاد ، ساعت ۱۱ شب از تهران به سمت کیش ، برگشتش هم ۲ روز بعد ساعت ۷ و نیم عصر . بعد نوشت یه اتاق تخت کاپل روبه دریا هم گرفتم هتل داریوش واسه ۳ شب .
من پارسال هتل داریوش رفته بودم ، اتاقش از شبی ۱۰ میلیون شروع میشد ، ولی خب میدونستم این پولا برا نسرین و مهدی چیزی نیست .
روز پرواز یه چمدون کوچیک داشتم ، چند دست لباس زیرو تیشرت و شلوار برداشتم ، مسواک و ژیلت و ادکلن و از همه مهم تر ژل تاخیری .
قرار بود ساعت ۹ فرودگاه باشم ، نسرین هم خودش بیاد .
رسیدم فرودگاه ، جلو ترمینال ۱ با چمدون منتظر نسرین بودم که دیدم پیام اومد از نسرین : من با مهدی دارم میام ، مواظب باش نبینتمون .
رفتم پشت یه ستون وایستادم ، نگاهم به اطراف بود که دیدم یه لندکروز مشکی داره میاد ، میدونستم مهدی .
ماشین و نگه داشت ، صندوق و باز کرد ، یه چمدونه بزرگ در آورد گذاشت پایین . نسرین هم کنارش بود .
خیلی برام جذاب بود این صحنه ، مهدی خودش زنشو آورده فرودگاه که من ببرمش کیش جررر بدم زنشو .
گرچه مهدی هم میدونستم الان خوشحال که زنش داره می‌ره و اون الان می‌ره خونه با رفیقاش شروع می‌کنه مشروب خوردن .
نسرین با مهدی دست داد بعد مهدی نشست تو ماشین گازشو گرفت رفت . حتی منتظر نموند زنش وارد ترمینال فرودگاه بشه . آخ چقدر این مهدی کوس نشناس بود .
تیپ نسرین برعکس همیشه خیلی پوشیده بود ، یه کتونی نایک سفید ، یه شلوار جین . یه مانتو مشکی که دکمه هاشو بسته بود .
منم یه تیشرت تنگ مشکی پوشیده بودم ، که حسابی بازو گندم خودشو نشون بده .
نسرین داشت می‌رفت داخل که صداش کردم ، اومد سمتم ، بغلم کرد ، منم پیشونیشو بوسیدم ، گفتم سلام خانوم خوشگل خودم .
رفتیم داخل ، چمدونا رو تحویل دادیم و کارت پرواز گرفتیم ، رفتیم نشستیم یه قهوه بخوریم .
گفتم نسرین چه خبره چمدون به این بزرگی ؟ مگه قراره یه سال بمونیم .
نسرین : خب نمیشه که اونجا همش همین لباس تنم باشه ، بعدشم کلی لباس خوشگل آوردم برات بپوشم .
سوار هواپیما شدیم ، طبق معمول یه هواپیما داغون ، نسرین دکمه های مانتوشو باز کرد ، رفت کنار پنجره هواپیما نشست منم کنارش نشستم . وقتی نشست تازه دیدم زیر مانتو چه خبره ، یه تاپ سفید تنگ خیلی نازک ، که سوتین مشکیش قشنگ معلوم بود .
گفتم : نسرین حس میکنم داریم میریم ماه عسل .
نسرین : کاری برات بکنم که تو ماه عسل خودم برا مهدی نکردم .
رسیدیم کیش ، معطل نکردیم ، با تاکسی فرودگاه مستقیم رفتیم هتل داریوش .
اونجا خدمه در ماشین و باز کردن ، چمدون و تحویل گرفتن . ما هم رفتیم پذیرش واسه تحویل اتاق .
پذیرش یه خانوم خوشگل بود که شناسنامه نسرین و مهدی و گرفت ، قسمت ازدواج و چک کرد گذاشت پایین و کلید اتاق و داد و گفت اقامت خوبی داشته باشید . برام جالب بود حتی نگاه نکرد تو صورتم ببینه شناسنامه مال منه یا نه .
نسرین یه خنده ای تو صورتم کرد و دستمو گرفت رفتیم سمت آسانسور .
رفتیم طبقه سوم ، وارد اتاق شدیم . خیلی اتاق شیکی بود ، منظره روبه دریا قشنگ ، یه جکوزی تو حموم ، تخت تمیز .
من لباسامو کندم ، با شورت دراز کشیدم رو تخت .
نسرین هم لباسش رو در آورد ، یه شورت و سوتین خوشگل مشکی تنش بود . یه شومیز یقه هفت سفید پوشید که تا نصف کون گندش بود .
همون لحظه زنگ اتاقو زدن ، نسرین گفت : چمدونا رو آوردن ، من میگیرم .
گفتم نه تو لباست مناسب نیست من میرم .
ولی اون اصلا توجه نکرد ، رفت سمت در ، درو باز کرد ، چمدونا رو آورد داخل و درو بست .
گفتم : نسرین آخه با این لباس کوتاه و شورت که نصفش لای کون گندته باید بری جلو در ؟ نمیگی یارو بیاد تو بکنتت ؟
نسرین : وا ، مگه چیه ؟ اینا از این جور موردا زیاد دیدن .
فهمیدم نسرین واقعا یه جندست که فقط به کیر فکر می‌کنه .
گفتم نسرین حالا سمینارت چه ساعتیه ؟
نسرین بلند خندید و گفت : سمینار کجا بود .
واقعا این زن یه جنده کیر پرسته .
نسرین رفت دوش گرفت ، ولی من چون قبل اومدن دوش گرفته بودم نرفتم ، بعد اومد حولشو درآورد ، لخت اومد کنارم رو تخت ، شروع کردم لباشو خوردن ، سینه هاشو لیسیدن ، بعد رفتم پایین کونشو لیسیدن ، چند بار کون گندشو حسابی گاز ریز گرفتم .
دراز کشیدم رو تخت ، گفتم نسرین : ۶۹
نسرین خندید و سریع حالت ۶۹ خوابید روم ، شروع کرد تخمامو لیس زدن ، کیرمو تا جایی که می‌تونست میکرد دهنش بعد در می آورد ، منم که دلم میخواست اون کوس خوشگلشو بخورم ، زبونمو از پایین کوسش تا سوراخ کونش می‌کشیدم و باز تکرار میکردم .
اونم با دهنش و زبونش هر کاری بلد بود با کیر کلفت و تخمام میکرد .
رو کمر خوابوندمش ، یه بالشت گذاشتم زیر باسن گندش ، کیرمو آروم فشار دادم تو کوسش .
یکم که عقب جلو کردم ، شروع کردم همزمان موقع تلمبه زدن سینه های نازشو خوردن ، لباشو لیس زدن .
دیگه وقتش بود سرعت تلمبمو بیشتر کنم .
گفتم داگی شو ، فکر کرد میخوام کونشو بکنم .
نسرین : نوید کرم مرطوب کننده دارم ، میخای بمالی به کونم .
گفتم عزیزم امشب فقط کوس ، وقتی داگی شد ، اون کون گندش دیوونم کرد . از پشت گذاشتم تو کوسش ، انگشت شصتمو کردم تو کونش ، خیلی راحت رفت ، خندم گرفت ، گفتم نوید چیکار کردی با کون این بیچاره .
دو طرف کونشو گرفتم ، شروع کردم سریع تلمبه زدن تو کوسش و گفتم : جووون ، چه کوسی داری ، مهدی زنت خودش برام بلیط گرفته تا کوسشو بگام ، دارم یه جنده حسابی برات میسازم مهدی .
نسرین که حسابی آه و ناله های حشری میکرد گفت : بکن عشقم ، مهدی خر کیه ، من مال تو ام ، جنده و کونی تو ام ، تو صاحبمی ، سرورمی ، میمیرم واسه کیر گندت .
۱۵ دقیقه ای کرده بودمش و آبم داشت دیگه میومد ، به خودم گفتم نوید کاش ژل می‌زدی به کیرت ، ولی بعد گفتم وقت زیاده .
کیرمو کشیدم بیرون ، آبمو با فشار خالی کردم رو سینه و گردن نسرین .
نسرین : عزیزم مرسی که آنقدر خوب می‌کنی .
بعد با دست آب کیرمو مالید به سینه هاش . بعد انگشتش که آب کیرم بهش چسبیده بود و کش میومد کرد تو دهنش و حسابی لیس زد .
کنار هم دراز کشیده بودیم و با دستش کیرمو نوازش میکرد . گوشیمو برداشتم زنگ زدم به امیر علی .
گذاشتم رو اسپیکر ، بوق دوم برداشت .
امیر علی : به به ، سلام آقا نوید ، یاد ما کردی . چه عجب .
نوید : سلام داداش ، اومدم کیش ، یادت افتادم .
امیر علی : خالی نبند بابا ، تو هیچ موقع این وقت سال جایی نمیری . فقط فکر پول درآوردن .
نوید : به جون تو کیشم ، هتل داریوش ام .
امیر علی : خیلی نامردی ، خونه منو قابل نمیدونی ؟
گفتم داداش تنها نیستم ، با دخترم .
امیر علی : آها ، خب اگه با دوست دخترت هستی بحثش فرق داره .
گفتم : نه بابا ، جندست ، گفتم بیارمش کیش یه کونی ازش بکنم ببینه کیر ورزشکار چه طعمی داره . بعد بلند زدم زیر خنده .
نسرین یه نیشگون محکم از بازوم گرفت ، که یعنی من جندم ؟
امیر علی : خب داداش بیارش اینجا با هم بکنیم که ببینه کیر بدنساز از نوع عربش یعنی چی , بعد زد زیر خنده .
گفتم امیر علی ولی جدا اگه حوصله داری شام بیا بیرون ببینمت . اونم اوكي داد و قرار شد یه ساعت دیگه اون رستورانی که گفته باشم .
رفتم دوش گرفتم ، نسرین هم بدنشو شست . اومدم بیرون شروع کردم لباس پوشیدن که نسرین گفت آنقدر عجله نکن حالا بزار منم بپوشم .
گفتم مگه تو هم میخوای بیای ؟ نسرین : پس تنها بمونم هتل ؟ گفتم خب برمیگردم سریع ، بعد با خنده گفتم نکنه هوس کیر امیر علی و کردی ؟
نسرین : خیلی بیشعوری ، خب منم گشنمه .
گفتم خودت میدونی ، برا من فرقی ندارد میخوای بیای بیا .
نسرین همون‌جوری لخت نشست آرایش کردن ، منم که لباسام و پوشیده بودم ، رو تخت دراز کشیده بودم کون گندشو نگاه میکردم .
آرایشش که تموم شد ، چمدونشو باز کرد ، یه شورت لامبادا قرمز پوشید . خندیدم و گفتم : من اصلا نمیدونم چرا این شورتا رو میپوشن ، پوشیدنش با نپوشیدنش فرق نداره .
بعد یه سوتین قرمز برداشت پوشید ، خیلی ناز شده بود .
یه پیراهن سفید پوشید که از بالا خط سینش معلوم بود ، بعد دیدم یه لگ چرمی مشکی برداشت نشست لبه تخت پاش کرد ، بعد بلند شد به زور از کون گندش داد بالا و لبه پیراهنشو داد تو لگ ، رو پیراهن هم یه کت کوتاه پوشید که تا بالای باسنش بود .
اومد کنارم گفت خوبه ؟
دقت کردم دیدم قشنگ لگ از جلو رفته لای کوسش ، از پشت هم لای کونشه ؟
گفتم : به نظرم که تو یه جنده واقعی هستی .
یه کفش پاشنه بلند پوشید ، یه کلاه نقاب دار چرم همسرش کرد .
گفتم نسرین اینجا کیش ، دبی نیستا .
نسرین یه خنده ای کرد و گفت : پیاده که نمی‌ریم با تاکسی میریم رستوران .
وقتی جلوم راه می‌رفت به سمت آسانسور ، کون گندش تو اون لگ چرمی حسابی بالا پایین میشد . کونش داشت لگ و جر میداد .
به خودم گفتم نسرین الان شوهرش نیست ، دوست داره مثل جنده ها بگرده ، به تو چه که کاسه داغ تر از آش میشی .
سوار تاکسی هتل شدیم ، گفتم لطفا رستوران هوک لانژ .
قبلا با امیر علی رفته بودم هوک لانژ ، پیشنهاد میکنم رفتید کیش حتما برید .
امیر علی زنگ زد کجایی پس ، گفتم ۵ دقیقه دیگه اونجام .
وارد رستوران شدیم دیدم امیر علی با اون هیکل گولاخش با یه تیشرت سفید شلوار جین نشسته .
رفتیم سمتش معلوم بود هم تعجب کرده چرا تنها نیومدم هم خوشحاله .
نسرین دستشو برد جلو امیر علی و دست داد گفت : نسرین هستم .
امیر علی هم باهاش دست داد ، بعد دستشو آورد بالا یه بوس کرد و گفت : منم امیر علی هستم نسرین جون .
چه کوسکش ی بود امیر علی و من نمیدونستم .
تو چشای نسرین می‌تونستم بخونم که خیلی دلش میخواد کیر امیر علی و تو کوسش حس کنه .
واقعا برام مهم نبود ، امیر علی به گردنم خیلی حق داشت . نوش جونش .
میدونستم نسرین عاشق مردای قویه . و به خاطر همین از مهدی با اون شکم گندش متنفره .
گفتم : امیر علی چی می‌خورید سفارش بدیم ؟
امیر علی : ببین نسرین جون چی میل دارن ، من که میدونی همیشه میگو میخورم اینجا .
نسرین گفت من ماهی کبابی بدون برنج ، منم میگو سفارش دادم .
نسرین گفت نوید جان من برم دستم و بشورم بیام .
بعد بلند شد وایستاد کتشو در بیاره ، دیدم نگاه امیر علی به کوس نسرینه که لگ چرمی رفته لاش .
امیر علی سریع بلند شد به نسرین گفت اجازه بدید کمکتون کنم ، بعد کت نسرین و گرفت و با صدای بلند داد زد ، حسن کت خانومو آویزون کن .
نسرین کنار امیر علی با اون قد بلند و هیکل گنده مثل یه دختر بچه به نظر میومد .
نسرین : ببخشید سرویس کجاست امیر آقا ؟
امیر علی : انتهای رستوران ، اجازه بدید من راهنماییتون میکنم ، خودمم میخوام دست بشورم ، این نوید که نمی‌فهمه نظافت یعنی چی . بعد خندید .
منم نگاهش کردم و سرمو تکون دادم ، یعنی برو کوسکش و کوس لیس . خخ
بعد ۵ دقیقه برگشتن ، امیرعلی صندلی و کشید عقب نسرین بشینه ، وقتی نسرین نشست ، امیر صندلیو با نسرین باهم داد جلو . که زورشو به رخ من بکشونه .
شامو آوردن ، حین شام خوردن امیر یه زیتون برداشت ، برد جلو لبای خوشگل نسرین ، نسرین لباشو غنچه کرد که یکم انگشت امیر رو هم با لباش لمس کرد و زیتون و خورد .
امیر گفت زیتون این رستوران عالیه . نسرین هم گفت هم خوش طعمه هم درشت . بعد تو چشام چشمک زد .
تابلو بود وقتی رفتن دست بشورن ، امیر مخ نسرین و زده .
شامو که خوردیم ، گفتم امیر صورت حساب و بگو بیارن .
گفت تا حالا دیدی اینجا من پول بدم ؟
گفتم آخه مفتی ؟ امیر گفت : داداش تو که غریبه نیستی ، نسرین جونم که از خودمونه ، اینجا مال خودمه .
گفتم دهن سرویس میترسی چشت کنیم نمیگی ؟
بلند شدیم ، امیر کت نسرین رو گرفت که نسرین تنش کنه ، تو دلم گفتم نسرین خانوم به این مهربون بازیاش نگاه نکن ، جوری میکنتت که آب کیر از چشت در بیاد .
گفتم امیر ما میریم هتل کاری چیزی ؟
امیر : حرف نزن ، امشب همه خونه من ، مگه من می‌زارم برید هتل .
نسرین : آخه من لباس نیاوردم آقا امیر .
بله ، انگار همه چی از قبل چیده شده بود .
امیر : با ماشین من میریم هتل وسایلی که می خواهید بردارید .
امیر یه تویوتا هایلوکس داشت که مارو برد هتل ، وقتی رسیدیم گفتم من که چیزی لازم ندارم ، نسرین تو اگه چیزی لازم داری برو بیار .
نسرین پیاده شد ، رفت داخل هتل ، وقتی می‌رفت داخل ، کونش حسابی دلبری میکرد . امیر گفت : نوید چه شاه کوسیه این نسرین .
گفتم : امیر دهن سرویس ، چیکار کردی که این نسرین اینجوری برات تو رستوران دلبری میکرد .
امیر : وقتی رفتیم دست بشوریم ، نسرین خم شده بود دستاشو بشوره ، از پشت کیرمو فشار دادم به کونش ، تو آینه تو چشاش نگاه کردم گفتم اگه میخوای یه شب رویایی برات تو کیش بسازم ، هرچی گفتم نه نیار . نسرین گفت پس نوید چی ؟ منم گفتم نوید رو حرف من حرف نمیزنه .
امیر گفت : نوید اینو از کجا پیدا کردی ناموسا ، خیلی بدن و چهره خوشگلی داره ، خیلیم حشریه ، راحت پا میده .
گفتم : امیر علی داستانش طولانیه ، حالا شاید یه روز گفتم ، تو فقط بکنشو لذت ببر ، نوش جونت .
امیر زنگ زد به یکی شروع کرد عربی حرف زدن و قطع کرد .
دیدم نسرین با چمدونش داره میاد سمت ما .
امیر علی سریع پیاده شد ، چمدونش و گرفت گذاشت پشت ماشین ، در ماشین و براش باز کرد نسرین بشینه .
کاری به کوس لیسی امیر ندارم ولی واقعا امیر تو مهمون نوازی درجه یکه .
رفتیم سمت خونه امیر علی ، خونه امیر علی قبلا رفته بودم ، یه خونه ویلایی دوبلکس .
ریموت و زد ، با ماشین رفتیم تو حیاط خونش .
امیر چمدون و برداشت و راهنماییمون کرد داخل .
طبقه پایین خونه یه سالن بزرگ با مبل و یه اتاق خواب داشت ، طبقه بالا ۲ تا اتاق با یه سالن کوچیک و یه تراس بزرگ روبه حیاط .
امیر علی گفت : نوید تو که همه جا خونه رو بلدی ، بعد روبه نسرین گفت : یه اتاق اینجاست ، دو تا اتاق بالا ، همه اتاق ها هم مستر هستن .
نسرین : امیر جان خونت خیلی تمیز و شبکه ، اصلا به خونه مجردی نمیخوره . بعد گفت من با اجازتون همین اتاق پایین وسایلمو می‌زارم . بعد با چمدون رفت تو اتاق و درو بست .
امیرم رفت بالا ، وقتی از پله ها میومد پایین دیدم فقط یه شلوارک پاشه که اون کیر گندش توش تاب میخوره این ور اون ور . بعد وایستاد جلوم چند تا فیگور گرفت ،. گفت : حال می‌کنی بدن و یا نه ؟
منم لباسامو کندم ، یه شورت هفتی پام بود ، جلوش چند تا فیگور گرفتم ، گفتم درس پس میدیم .
نشستیم رو مبل یکم در مورد کار و ورزش و اینجور چیزا حرف زدیم که در اتاق نسرین باز شد اومد بیرون .
اووووف ، یه دامن چرمی تنگگ تا زیر باسن گندش پوشیده بود با یه نیم تنه تا زیر سینه های گندش ، نوک سینه هاش حسابی معلوم بود ، مشخص بود سوتین نداره .
یه صندل رو فرشی مشکی پاش بود که یه پاشنه ۵ سانتی داشت .
وایی چه پاهای ناز و سفیدی داشت ، چه رونای خوردنی .
داشت میومد سمت ما که رو مبل بشینه که زنگ خونه امیرعلی خورد .
نسرین مات و مبهوت داشت سمت درو نگاه میکرد ، خودمم تعجب کردم چرا باید کسی بیاد .
امیر علی : بشنید بچه ها ، راحت باشید .
دو دقیقه بعد دو تا خانوم با چادر عربی بلند . پوشیه که فقط چشمشان معلوم بود اومدن تو .
امیر اومد پیش ما نشست ، گفتم : امیر علی نمیخوای بگی چه خبره ؟
امیر زد زیره خنده گفت : چقدر عجولی .
نسرین وقتی نشست روی مبل روبروی من حسابی دامنش رفت بالا ، شورت نپوشیده بود ، یه لحظه اون کوس توپول و خوشگلشو دیدم که سریع پاشو انداخت رو هم .
دوتا خانوم ، چادرشونو در آوردن ، زیر چادر لخت بودن و فقط یه لباس رقص عربی بود که فقط سوتین و شورت با کلی تور و پولک بود . سینه های بزرگی داشتن ، بدن سبزه و تو پور . بهشون میخورد حدود سی و پنج شیش سالشون باشه
امیر یه آهنگ عربی پلی کرد ، اونا هم شروع کردن رقص عربی جلوی ما . حسابی سینه و کونشونو میلرزوندن .
بعد یکیشون رفت از یخچال امیر یه بطری ویسکی و کلی میوه آورد گذاشت جلومون و ادامه داد رقصیدن .
امیر گفت : اینا همه به افتخار نسرین جونه ، بفرمایید تعارف نکنید .
گفتم : امیر میدونی که من مشروب نمی‌خورم
نسرین : ولی من دو سه تا شات میخورم .
امیر براش ، می‌ریخت ، نسرین هم میخورد .
تقریبا ۴ تا شات خورد و گفت بسمه امیر جون .
اون دوتا خانوم اومدن دست نسرین و گرفتن بلند کردن برقصه .
وقتی نسرین بلند شد اصلا دامنشو نداد پایین و با اون کون گندش رفت وسط یکم رقصید که امیر دست کرد تو کشو یه دسته تراول ۱۰۰ هزاری در آورد ، چنتا چنتا ریخت رو سر نسرین و اون خانوما ، نسرین قشنگ معلوم بود مسته مسته ، بعد امیر دستشو انداخت کمر لخت نسرین و آوردش رو مبل بشینه کنار خودش . بعد آهنگ و قطع کرد و عربی یه چیزی گفت ، اون دوتا خانوم پولارو جمع کردن و رفتن .
نسرین : نوید خوب کون و سینه هاشونو نگاه میکردیا . بعد زد زیر خنده .
بعد سرشو گذاشت رو شونه امیر علی و گفت : مرسی امیر ، امشب خیلی تو زحمت افتادی .
میخواستم یه جوری تنهاشون بزارم حالشونو بکنن .
گفتم : بچه ها ساعت ۳ صبح ، من میرم بالا بخوابم .
امیر : ضد حال نزن دیگه .
پاشدم گفتم من میرم بالا بخوابم . بالا دو تا اتاق داشت ، یکی اتاق خود امیر بود که یه تخت دو نفره بزرگ بود ، یک اتاق هم یه تخت یه نفره که من رفتم روش دراز کشیدم و با گوشی ور میرفتم .
صدای خنده های بلند نسرین و امیر از پایین میومد . هر از گاهی هم نسرین جیغ میزد .
فیلم کردن کون نسرین رو تو گوشیم باز کردم و نگاه میکردم ، چه جنده ایه نسرین . چه کونی داره .
دیدم صداشون داره میاد که از پله ها دارن میان بالا .
یه دفعه در اتاقم باز شد ، برق روشن شد .
نگاه کردم دیدم امیر ، لخت لخت با اون کیر گنده آویزوون ، نسرین و از پاهاش گرفته انداخته رو شونش ، کون گندش سمت منه . نسرین هم لخت لخت بود .
خندم گرفت ، امیر گفت : میدونستم نخوابیدی پاشو بیا تو اتاقم . نسرین جون امشب هوس دوتا کیر کرده . بعد یدونه محکم زد رو کون نسرین . نسرین یه آاااااخ بلند گفت . بعدش گفت : نوید بیااا دیگه . من میترسم از امیر . بیا مواظبم باش .
خیلی صحنه قشنگی بود .
شورتمو در آوردم ، رفتم جلو ، یه بوس از کوون نسرین کردم ، گفتم : مگه میشه آخه تورو نکرد .
رفتیم تو اتاق ، امیر آروم نسرین و گذاشت رو تخت . پاهاشو داد بالا ، کیرشو کرد تو کوس نسرین و گفت : نوید با اجازت من یه تستی بکنم .
خندیدم گفتم : من که میدونم تو سالن پایین یه راند کوسشو کردی ولی بفرما .
امیر یکم تو کوس نسرین تلمبه زد بعد خوابید رو تخت ، نسرین و کشوند رو خودش ، کیرشو چپوند تو کوسش . کلفتی کیر امیر مثل کیر خودم بود اما حس میکنم یکم دراز تر ، کمره نسرین و گرفته بود و سینه نسرین و به سینه خودش چسبونده بود محکم تلمبه میزد .
نسرین هنوز مست بود و آخ و ناله میکرد .
امیر یه نگاه به من کرد یه نگاه به کون نسرین که یعنی شروع کن . بعد دستشو برد از کشو کنار تخت وازلین برداشت پرت کرد سمتم .
وازلین و مالیدم به کیرم یه کمم رو سوراخ نسرین . بعد آروم فشار دادم داخل نگه داشتم ، نسرین داد زد : واییییی مامان ، پاااره شدم ، جلو عقب رفتن کیر امیر رو با کیرم حس میکردم .
شروع کردم تند تند تلمبه زدن تو کون گندش ، بعد به امیر اشاره کردم جامون و عوض کنیم .
خوابیدم رو تخت ، نسرین و آوردم رو خودم ، کیرمو کردم تو کوسش ، شروع کردم یکم لبشو خوردن ، فهمیدم حسابی پایین واسه امیر ساک زده ، لبمو جدا کردم یکم چندشم شد .
امیر که حسابی کیرشو چرب کرده بود ، گذاشت رو سوراخ نسرین ، آرووم تا ته کرد توش .
نسرین : آااااخ ، امیر کونم انگار داره از هم جدا میشه . واییی در بیار .
امیر : نوید عجب کونی داره زن پسرداییت . دیگه هر وقت بیام تهران باید بکنمش .
بله فهمیدم نسرین تو مستی همه چیو تعریف کرده واسه امیر علی .
امیر علی : نوید من یکم دیگه بکنم آبم اومده تو چی ؟
گفتم : منم دارم میام داداش .
امیر علی : پس همزمان آبمونو میریزیم تو کوس و کون این جنده .
بعد شروع کرد سریع تلمبه زدن ، منم سرعتمو زیاد کردم ، یه دفعه امیر علی یه آاااه بلند گفتو و آبشو خالی کرد تو کون خوشگل نسرین ، منم بعدش با یه جووون بلند ، آبمو پاشیدم ته کوسش .
خیلی لذت بخش بود ، افتادیم رو تخت ، نسرین بین منو امیر لخت و بیهوش و تو اوج لذت دراز کشید .
ساعت ۱۲ ظهر بود ، بلند شدم ، هنوز امیر و نسرین خواب بودن ، زیر نسرین ، روی پتوی تخت پور از آب کیر خشک شده بود .
آرایش نسرین حسابی بهم ریخته بود .
به این فکر میکردم که روز اول اینجوری گذشت ، خدا رحم کنه بقیشو تو کیشو .

نوشته: نوید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18