arshad ارسال شده در 7 خرداد اشتراک گذاری ارسال شده در 7 خرداد زنم با دوستم داریوش سلام حشری های کونباز، من رضا هستم ۳۴ ساله. این خاطره واقعی س از یک شب در پارتی با دوستان. خلاصه ای درباره خودم و سیمین زنم: من ظاهری متوسط دارم و سیمین خیلی خوشگله. هر دوتامون قدمون متوسطه ولی اندام لخت هردوتامون واقعا زیباست. من بدنی کم مو دارم و دخترونه با باسن درشت، از اونایی که میگن هورمون زنانه کمی بیشتر از بقیه مردا دارن. از بچگی دوست داشتم که بچه بازها بهم توجه کنن ولی چون کم رو هم هستم، نه کسی توجه می کرد و نه من جرات پیشنهاد داشتم. هیچوقت غیرتی هم نبودم. مثلا اگه مرد غریبه با خواهرم صحبت می کرد من غیرتی نمی شدم. چند بار تونستم توجه پسرهای بزرگتر رو جلب کنم و پایین تنه رو لخت کردم. گاهی هم باهام حال کردن و به اوج رسیدن ولی یا لاپایی بوده و یا کمی فرو کردن. سیمین هم از این شوخی های جنسی با دختر عمو هاش داشته. مثل با هم حموم کردن و تو تخت لخت شدن با هم ولی هیچکدوم به صورت جدی با کسی نبودیم. چند سال بعد از ازدواج وقتی می دیدم دوستامون خیلی لباس راحت تری دارن، از سیمین خواستم که اونم با دامن بیاد تو جمع ها و برای بیرون لباس های تنگ تر و کوتاهتر بپوشه. اونم یواش یواش شل تر کرد. تو یکی از جمع های با غریبه یه پسری خواست باهاش برقصه و اونم قبول کرد. یک لحظه اتفاقی دیدم که یه گوشه ای دارن همدیگه رو می بوسن و بعد حدود نیم ساعت با هم در محوطه قدم میزد. من وقتی فهمیدم که کاکولد یا دیوث هستم که از این کارش نه تنها عصبانی و غیرتی نشدم بلکه خیلی تحریک شدم و لذت بردم و البته بهشم گفتم. گفتم که ما یک بار فرصت زندگی داریم، سعی کن لذتش رو ببری. چند ماه بعد در یک جمع دیگه جلوی من با یه مردی دهن به دهن شد و ماچ و بوسه شون تمامی نداشت. نیم ساعت با هم بودن و دیدم از دور که مرده دست تو دامنشه و انگشتش می کنه. خودش می گفت که اون شب ارضا شده و البته من هم! همه این مقدمه ها برای شبی بود که خاطره شد: دوستی دارم بنام داریوش که در جمع های خودمونی های ما هست و پسر بسیار با محبت و خوبیه. بعضی وقتا با سیمین می رقصید ولی شیطونی نمیکرد. دیدم سیمین باهاش لاس میزنه و از حضورش لذت می بره. برای اینکه کار رو براش راحت تر کنم به داریوش گفتم که من اوکی هستم که اگه میخواد با سیمین بیشتر حال کنی. یه ندایی هم به زنم دادم و بهش گفتم یه لباس آزاد بپوشه. شب دیگه ای از پارتی های خودمونی پیش اومد. سیمین واقعا سنگ تموم گذاشت با لباس پوشیدنش. یه دامن خیلی کوتاه با یه تاپ پوشیده بود سینه هاش تا نزدیک نوکش معلوم بود و رو نافش هم یه سنگ قشنگ کاشته بود. پارتی که شروع شد و داریوش اومد سراغ ما و چند گیلاس شراب آورد. سیمین با خوردن شراب خیلی حشری میشه. همینطوری حرف میزدیم و شراب می خوردیم که دیدم داریوش گیلاس زنم رو دوباره پر کرد. فهمیدم که امشب داریوش قصد داره زنم رو بکنه. هیجان زیادی داشتم. سیمین دست داریوش رو گرفت و رفتن وسط برای رقصیدن، من هم رفتم سمت دیگه هال که مزاحمشون نشم و در ضمن از یه زاویه ببینم و لذت ببرم. در حین رقص یه دست داریوش رو باسن زنم بود و گاه گاهی گردنش رو ماچ می کرد. رفتن یه گوشه و مشغول بوسه دهن به دهن شدن. همینطوری همدیگه رو می لیسیدن و می مالیدن. دوباره رفتن وسط برای رقص و دیدم که داریوش از پشت بهش چسبیده و یه دستش تو سوتینش و با ممه هاش بازی می کنه. سیمین بشدت تحریک شده و خودش رو در اختیارش گذاشته بود. کمی بعد دیدم سیمین اومد پیشم و گفت که داریوش می خواد منو بکنه، چکار کنم؟ من که از لذت شورتم خیس شده بود، اجازه دادم و اونم یه چیز خیس داد دستم و رفت. رفتم تو روشنایی که ببینم چی داده دستم و با کمال تعجب دیدم که شورتشه! وقتی برگشتم اونا دوباره داشتن وسط میرقصیدن ولی دست داریوش تو دامن سیمین بود و داشت کسش رو بازی می داد. کمی به رقص ادامه دادن و بعد رفتن تو یکی اتاق دیگه. از این ب بعد رو زنم بعدن برام تعریف کرد. اول داریوش کیرش رو درمیاره و از زنم میخواد که براش ساک بزنه. سیمین می خواد که با یه دست خایه ش رو بگیره و با دست دیگه کیرش رو. در همین حین داریوش تاپش رو در میاره. زنم با سوتین قرمزش می شینه و شروع می کنه به خوردن کیرش. داریوش آروم دستش رو میبره داخل سوتینشه. اون که بیشتر تحریک شده بود، سوتینش رو باز می کنه و نوک ممه هاش رو فشار می ده. سیمین میگه: “از شدت لذت داشتم از حال می رفتم. پا شدیم و همدیگه رو بغل کردیم. دهن به دهن شدیم و من با دستام دامنم رو پایین کشیدم و کیرش رو لای پام و روی کسم گذاشتم. دستای داریوش رو باسنم بود. لحظات بسیار شیرینی بود و داشتیم کیف می کردیم. من لخت بودم و داشتم به اوج میرسیم. با اشاره داریوش بسمت مبل خم شدم و اون از بغل سینه م رو گرفت و آروم کیرش رو رو سوراخ کسم گذاشت. همینطور که با نوک ممه هام باز ی می کرد، کیرش هم خورد خورد وارد می شد. ناگهانی بشدت حشری شد و با دو تا دستاش باسنم رو گرفت و تلمبه زدن رو شروع کرد. هی تندتر و تندتر شد. و حالا با یه دستش داشت به کونم ضربه می زد. برای اینکه آبش زود نیاد ازش خواستم که از جلو منو بگاد. پا هام رو رو شونه ش گذاشتم و با دستم کیرش رو لبه های کسم می مالیدم. اون که کنترلش رو از دست داده بود می گفت جنده بکنش تو کست! کیرش رو فشار داد تو و منم خایه هاش رو گرفتم. اول بصورت آروم و بعد تند تلمبه زدن رو ادامه داد. داشت با سینه هام بازی می کرد و یکدفعه وقتی داشت نوک ممه م رو فشار میداد لذت باورنکردنی رو در کل بدنم احساس کردم. بدنم داشت میلرزید و عرق کرده بودم. برای چند لحظه اوجی رو احساس کردم که هیچوقت با رضا نداشتم. زمان از دستم در رفته بود. نمیدونستم چند ساعت شده که من با داریوش دارم سکس می کنم. داریوش هم در اوج بود و چنان داشت کسم رو می گایید که انگار تا الان کس ندیده. قطرات عرق داریوش رو بدنم می افتاد. آب شهوت من از لبه کسم به مبل رسیده بود و همه جا خیس بود. داریوش چنان خودش رو به کسم چسباند که احساس کردم الان کیر کلفتش از دهنم میزنه بیرون!!! ضربان کیرش و خایه هاش رو بخوبی می فهمیدم. اونم به اوج رسیده بود واسه همین بهش گفتم تکون نخور بذار همه ش بریزه تو کسم و به آرامش برسی. چند دقیقه بعد که کمی آروم شده بود، برای تشکر دهنم رو ماچ کرد و لباساش رو پوشید و رفت. منم لباسام رو پوشیدم و رفتم دستشویی خودم رو شستم.” وقتی زنم اومد بیرون رفتم بغلش کردم و همینطور که داشتیم آروم می رقصیدیم. برای اینکه من ناراحت نشم دستش رو تو شورتم برد و ضمن معذرت خواهی کیرم رو مالش می داد و داستان سکسش رو تعریف می کرد. از شدت لذت ناگهان به اوج رسیدم و آبم ریخت تو دستش و سیمین با تعجب گفت دیوث خوشت اومد غریبه زنت رو گاییده! برای اینکه شلوارم خیس نشه سریع رفتم دستشویی و خودم رو خشک کردم. امیدوارم این خاطره تونسته باشه لحظاتی حالتون رو خوب کرده باشه و شما رو هم به اوج رسونده باشه. نوشته: رضا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده