رفتن به مطلب

داستان گی خیانت


gayboys

ارسال‌های توصیه شده


خیانت شیرین با شایان
 

با شایان تو هورنت اشنا شدم بعد از یک ماهی که رفتیم و اومدیم تصمیم گرفتیم ترای کنیم شاید بتونیم وارد رابطه بشیم من 35 سالمه دندانپزشکم و گی با پوزیشن تاپ و شایان 24 ساله دانشجو معماری من کاملا مردونه و هیکلی با قد 185 و وزن 90 با یه کیر 17 سانتی کلفت ولی شایان یه پسر بی بی فیس با قد 170 و وزن 55 که تو همون قرار اول خیلی ازش خوشم اومد بعد از چنتا قرار دعوتش کردم خونم و اولین رابطه جنسی بینمون شکل گرفت هر دو خیلی هات بودیم و با کلید خوردن رابطه جنسی علاقمون هم بیشتر شد وبعد از دو ماه از رابطمون تصمیم گرفتیم رابطمون را جدی تر کنیم و رسما با هم رفتیم توی رابطه شایان یه دوست صمیمی داشت که همیشه با هم بودن من تا حالا ندیده بودمش ولی مرتب از اون صحبت می کرد اسمش حسین بود هم سن خودش و هم دانشگاهیش که اونم گی بود و مجرد و حالا که رفته بودیم رسما توی رابطه پایه ثابت همه قرارهای من با شایان بود من از حضورش ناراحت نمیشدم حسین پسر خوبی بود هم خوش چهره هم خوش اندام و بسیار مودب من و شایانم جلوش راحت بودیم مرتب با شایان سکس داشتم اخر هفته ها کلا می اومد پیش من می موند و همه چیز برام در بهترین شکل ممکن بود هر موقع هم که میرفتیم بیرون سینما یا رستوران و … حسین همراهیمون میکرد و من هم با این موضوع مشکلی نداشتم یادمه یکشنبه بود مطب بودم که شایان زنگ زد گفت اخر هفته دعوته تولد دوست دختر یکی از دوستاش و میخواد منم همراهش برم قبول کردم شبش رفتم دنبالش رفتیم شام بیرون پرسیدم تولد کی هست و کجا و… که بهم عکس دوستاشو نشون داد قرار شد اون با حسین بیان خونه من پنجشنبه تا اماده بشن و با هم بریم من پنجشنبه ها نه مطب میرفتم نه درمانگاه و کاملا ازاد بودم شایان پنجشنبه ظهراومد پیشم قبل ناهار یه راند خفن سکس کردیم که کامل از حال رفتم رو تخت خوابیده بودم که اسنپ نهارآورد رفتم گرفتم اومدم با شایان زدیم شایان تو بغلم داز کشیده بود و داشتیم تو اکسپلور اینستا با هم می چرخیدیم و منتظر حسین بودیم که گوشیش زنگ خورد حسین بود شایان رفت درو باز کرد من پاشدم رفتم تو سالن حسین با یه کوله اومده بود سلام کردم و پرسیدم چیزی خورده یا نه گفت اره و تشکر کرد من نشستم یه قسمت فصل دوم سیلو را داشتم میدیدم که دیدم بچه ها اماده شدن من کلا لباس پوشیدن و اماده شدنم همیشه پنج دیقه زمان میبره تقریبا ساعت 7 بود که از خونه زدیم بیرون 9 رسیدیم به محل تولد مهمونی خیلی شلوغی نبود من یه گوشه نشسته بودم چون کسی را نمیشناختم ولی میزبان هوامو داشت شایان هم مرتب بهم سر میزد و مشغول صحبت با دوستاش بود یه جوری از نظر سنی خیلی باهاشون فاصله داشتم و نمی تونستم درک درستی از علایق و سلیقشون داشته باشم و سعی می کردم تا جای ممکن همراهیشون کنم تقریبا ساعت 12 بود که شام زدیم و برگشتیم ولی افتادیم تو ترافیک و تقریبا ساعت 2 بود رسیدیم خونه شایان که کاملا مست بود حسینم هم دست کمی از اون نداشت حسین حداقل می تونست راه بیاد ولی شایان رو پا بند نبود کمکش کردم رفتیم تو آسانسور و رفتیم بالا شایان گذاشتم تو تخت لباساش و در اوردم و برگشتم حسین دراز کشیده بود رو مبل سالن رفتم تو آشپزخونه یکم قهوه درست کردم برا شایان بردم تو اتاق ولی شایان خواب خواب بود دلم نیومد بیدارش کنم رفتم تو سالن لیوان قهوه را دادم به حسین بهم گفت میتونم شب بمونم دیر وقته دیگه بخوام برم گفتم به خانواده گفتی گفت الان به مامانم پیام میدم گفتم باشه راحت باش لیوان قهوه را دادم بهش و رفتم تو اتاق لباس عوض کردم شورتم را در اوردم و یه شلوارک پوشیدم و یه تی شرت و دراز کشیدم رو تخت داشتم کمر شایان و نوازش می کردم حسابی از دیدن بدن لختش روی تخت که نور کم بیرون پنجره بهش می خورد بهش تحریک شده بودم ولی اون تو خواب ناز بعد مستی بود دلم نیومد بیدارش کنم که حسین در اتاق زد خودمو جمع و جور کردم و پتو را کشیدم روی خودم و شایان گفتم جانم گفت کولم توی اتاقه میتونم… گفتم اره حسین جان بیا تو اومد داخل کولش گوشه اتاق بود رفت سمتش و از توی کوله تیشرتی که ظهر پوشیده بود و باهاش اومده بود را در اورد پیراهنش را در اورد و تیشرت را تنش کرد یه تتو جذاب پشت کمرش داشت که اولین بار بود می دیدم واقعا بدن زیبایی داشت شلوار را در اورد یه شورت پا دار تنگ پاش بود برگشت سمت من و گفت شب به خیر و رفت بیرون براش توی اتاق کارم تشک و پتو گذاشته بودم چرخیدم شایان و بغل کردم کیرم حسابی راست شده بود یکم گوشش را خوردم ولی عین جنازه خواب خواب بود سرمو بردم نزدیکش ولی بوی بد دهنش از عرق زد تو ذوقم برگشتم و گوشیم و برداشتم یکم چرخیدم تو اینستا ولی نمیدونم چرا خوابم نمی برد دلم یه چیز شیرین میخواست با یه نوشیدنی خنک پاشدم برم آشپزخونه که دیدم حسینم بیداره تو جاش نخوابیده بود رو مبل دراز کشیده بود و داشت با گوشیش کار میکرد گفتم نخوابیدی گفت نه خوابم نبرد یه پسر تو مهمونی گیر داد شمارتو بده داره پیام بازی می کنه گفتم به به مبارکه گفت نه بابا تایپم نیست گفتم چیزی میخوری گفت فقط آب رفتم سمت یخچال واسه خودم یه لیوان زیرو با یخ ریختم و واسه حسینم آب ریختم از تو کابینت یه کیک برداشتم رفتم سمت سالن حسین دراز کشیده بود روی مبل پاشد نشست و لیوان آب و برداشت و نشست گفت شایان؟ گفتم خوابه خوابه گفت بس که خورد دیوث و باز دراز کشید دیدن پاهای لختش داشت تحریکم می کرد ولی خوب نگاهم به حسین همیشه دوستانه بود و فکر نمیکردم تایپش باشم گفتم ببینم کدوم پسره پاشد اومد سمت من روی مبل کنارم نشست و تکیه داد بهم و گفت ببین اینه عکسای تلگرامشو باز کرد یادم اومد کدومه تو مهمونی همش دوره حسین و شایان میچرخید گفتم حالا چی میخواد خندید گفت سوراخ و سرش رفت تو گوشیش پاشو چسبوند به پام و گفت بیا نودم داد و لم داد بهم دستم و انداختم دور کمرش و نگاهم رفت سمت گوشیش پسره عکس سیکرت فرستاده بود براش حسین باز کرد دید و نفهمیدم چی شد گوشیش و گذاشت کنار حالا تو بغل من بود منم شیطنتم گل کرده بود داشتم اروم کمرشو نوازش میکردم و کیرم هم نیم خیز شده بود و چون شورت نپوشیده بودم داشت خود نمایی میکرد که یهو حسین از تو بغلم پاشد فکردم ناراحتش کردم رفت سمت اتاق خواب من و رفت داخل و برگشت اومد نشست پایین مبل رو به روی من و دستش و برد از کنار شلوارکم داخل و کیر نمیخیزم و گرفت و سرشو کشید بیرون و لبای داغشو حلقه کرد دور کیرم و مثل نوزادی که از سینه مادرش شیر می مکه شروع کرد به ساک زدن کیرم حسی بین شوک و لذت بدنمو گرفت موهای تنم سیخ شده بود و لذت وصف نشدنی وجودمو گرفت کم کم کیرم تو دهنش بلند و بلند تر شد تمام دهنشو پر کرده بود برعکس شایان که برام حلقی نمیزد حسین با مهارت تموم کیر کلفتمو تا دسته تو دهنش جا میداد بلند شدم شلوارکمو کشید پایین و افتاد به جون کیرم یه جوری داشت ساک میزد که هر لحظه ممکن بود شیره وجودمو بکشه بیرون از دهنش کشیدم بیرون و چند بار کیرمو زدم رو صورت و لباش و شروع کردم به گاییدن دهنش اب از لباش سرازیر شده بود و داشت با ولع تموم کیرمو ساک میزد که کیرمو هل دادم ته حلقش و شیرمو خالی کردم دهنش با هر نبض کیرم ابمو پمپ میکردم تو دهنش حتی از یه قطرشم نگذشت هموشو خورد و پاشد رفت سرویس پاشدم شلوارکو کشیدم بالا و رفتم سمت اتاق خواب حس پشیمونی داشتم از خیانت به شایان اونم با دوستش ولی شایان هنوز خواب خواب بود برگشتم تو سالن که حسین اومد از سرویس بیرون نمیدونم چرا ولی دوس نداشتم باهاش چشم تو چشم بشم که رفت تو اتاق خوابمون کولش و برداشت اومد بیرون گفت بریم تو اتاق کارت؟ منتظر جواب من نموند دستمو گرفت و کشید دنبالش تو مسیر تی شرتش را در اورد و گرفت دستش انداخت گوشه اتاق کارم در و بست خوابوندم روی تشکی که کف اتاق پهن بود و تیشرتم و در اورد و لباشو گذاشت رو لبام دیگه نفهمیدم دارم چیکار میکنم به خودم که اومدم لبام گره خورده به لباش و داغی زبونش داشت دهنمو می سوزوند رفت پایین یکم سینه های پشمالوم را لیس زد و شلوارکم و کشید پایین کیرم نیم خیز بود لبای گرمشو که باز گذاشت روش خون دوباره به جریان رگای کیرم برگشت و مثل سنگ شد پاشد داگی نشست روی دهنم سوراخ صورتیش داشت بهم چشمک می زد سرمو بردم جلو و زبون داغمو دور سوراخش چرخوندم نالش بلند شد و کیرم و تا دسته جا داد تو دهنش من داشتم با زبونم حسابی سوراخشو باز میکردم وقتی یکم باز شد انگشت اولم اروم اروم جا دادنم توش خیلی تنگ بود نالش بلند شد و کیرشو خیس کردم و میمالیدم و انگشتش می کردم اونم با همه وجود برام ساک میزد بلند شد رفت از تو کولش یه بسته کاند و ژل اورد کاندوم کشید روی کیرم و یکم ژل ریخت رو کیرم و با دست تنظیمش کرد و سانت به سانتشو جا داد تو سوراخ تنگش تا دسته که جا داد نشست کامل و منم با کیرش بازی می کردم چند ثانیه صبر کرد تا جا باز کنه حالا شروع کرد به سواری روی کیرم روی ابرا بودم لذت وصف نشدنی اون سوراخ تنگ روی کیرم که داشت سانت به سانت کیرمو می بلعید داشت دیونم میکرد از رو کیرم بلندش کردم و داگش گذاشتمش وسط تشک اون تتو روی کمرش داشت دیونم می کرد که سر کیرمو گذاشتم روی سوراخش و تا دسته جا دادم توش و شروع کردم به گاییدن کون تنگش داشت تشگ و چنگ میزد و ناله میکرد زانو هاش داشت می لرزید که یه دفعه خالی کرد و خوابید روی تشک خوابیدم روش و شروع کردم به خوردن لاله گوشش و باز کیرمو جا دادم تو سوراخ تنگ و داغش و شروع کردم به گاییدنش خیس عرق و لذت بودم چرخوندمش لبام و گذاشتم روی لباش لنگاشو باز کرد و من سرش را گذاشتم سر شونم و کیرمو رو سوراخش تنظیم کردم و سرکیرمو هل دادم تو که باز نالش بلند شد شروع کردم به گاییدنش یه تف انداختم روی کیرش و با دستم شروع کردم براش جق زدن نالش رفت بالا سوراخش تنگ تر شد و ارضا شد بلندش کردم داگی گذاشتمش وسط تشک و شروع کردم به گاییدنش باز ناله هاش زیر کیر کلفتم داشت دیونم میکرد کشیدم از سوراخش بیرون و کاندوم کشیدم بیرون و نفهمیدم چطور این حجم اب ازم خالی شد رو کمر و اون تتو جذابش و من راضی از کون تنگی که گاییده بودم رفتیم با هم زیر دوش حسابی اونجا لب بازی کردیم اومدیم بیرون یه چیزی خوردیم و رفت بخوابه منم رفتم کنار شایان نفهمیدم کی خوابم برد چشمام باز کردم یه لذت وصف نشدنی وجودمو گرفت شایان سرشو گذاشته بود روی رونم و داشت کیری را ساک میزد که دیشب داشت صمی ترین دوستشو می گایید .

نوشته: mt

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18