رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی دستمالی زن من


chochol

ارسال‌های توصیه شده


دستمالی شدن زنم 1
 

سلام
یه روز با زنم می‌خواستیم بریم بازار خرید کنیم. آرزو مثل همیشه یه تیپ سکسی زد که از دیدنش به خودم مغرور شدم . یه شلوار کتون کرم رنگ با یه پیرهن سفید دکمه ای که دکمه های بالاش باز بودن. وقتی آمد نزدیک دیدم سوتین مشخصه کامل. ازش خواستم سوتین رنگ باز بپوشه که گفت ندارم گفتم بدون سوتین اذیت میشی که گفت نه راحت تر هم میشم. گفتم پس چرا می پوشی برو در بیار . رفت و سریع برگشت. خیلی سکسیتر شده بود بدون سوتین.
نزدیک بازار که شدیم بخاطر طرح زوج و فرد باید پیاده می‌رفتیم تا برسیم.
پیاده رو شلوغ بود و هرکی از کنار آرزو رد میشد یه دستی به آرزو می‌مالید. یه جا که یه نوازنده خیابونی داشت برنامه اجرا میکرد آرزو گفت ببینیم و بعد بریم. گفتم من میرم یه جای خلوت که سیگار بکشم و تلفن بزنم وقتی تموم شد بهم زنگ بزن که بیام .وقتی از آرزو یکم دور شدم یکی از دوستام را دیدم که وایسادم پیشش. آرزو راوی آرزو منا نمی دید. یکم که گذشت یه پسره آمد با ارزو دست داد و پشت سرش ایستاد و داشت با آرزو حرف میزد و میمالید . یک ربعی گذشت زنگ زدم به آرزو و گفتم کجایی پیدات نمیکنم. ازش خواستم بیاد جلوتر تا منا ببینه و سریع رفتم جلوتر از جمعیت منتظر که بیاد. پسره با یکم فاصله داشت پشت زنم میومد. به زنم گفتم خوش گذشت. پرسید چی؟ گفتم کنسرت خواننده معروف و خندیدم. رفتیم داخل یه فروشگاه خرید کردیم برای خونه که دیدم پسره پشت ما داره میاد وقتی درست نگاهش کردم فهمیدم فروشنده مغازه پوشاکی نزدیک خونمونه. خرید که تموم شد رفتیم توی صف صندوق که پسره با دوتا چیپس آمد و پشت ما ایستاد که تا چشم تو چشم شدیم باهاش احوالپرسی کردم که حسابی جا خورد و هول شد. منم برای اینکه آروم بشه ازش پرسیدم لباس های جدید نیومده براتون؟ پسره که آروم تر شده بود پرسید مشتری خودم هستید که گفتم خانمم همیشه میاد از شما خرید می‌کنه که آرزو بهش سلام داد و گفت همین لباس را هم از شما خریدیم. پسره با خجالت جواب داد و گفت خیلی بهتون میاد. ازش اسمش را پرسیدم که گفت حمید. گفتم حمید جان لباس جدید ندارید برای خانمم آرزو؟ گفت اتفاقا دیروز بار جدید برامون رسیده. ازش خواستم بیاد جلوتر و بهش گفتم آرزو لباس باز میپوشه . گفتم لباس بازتر از اینایی که الان پوشیده چیزی دارید براش؟ گفت چقدر بازتر باشه؟ گفتم اگه با من باشه میگم هرچی سکسیتر باشه بهتر ولی شما اندام آرزو را ببینید که چی میاد بهش که سکسیتر بشه؟ داشت زیر چشمی به زنم نگاه میکرد که صندوقدار گفت خریدتون را بذارید بالا. من داشتم خریدمون را می چیدم بالا که حمید هم بهم کمک داد و منم خرید حمید را حساب کردم. وقتی حمید دید خریدمون زیاده گفت تا ماشین کمک میکنم که گفتم نه حمید جان ماشین خیلی دوره که اصرار کرد که باید کمک کنم. منم گفتم وسایل دست آرزو را بگیر. تو راه به حمید گفتم من آدم روشنفکری هستم و به زنم گفتم هرچقدر دلت میخواد میتونی باز بپوشی و آزادی کامل داری تو پوشش و روابط با دیگران. حمید هم گفت خیلی خوبه روشنفکری. وقتی رسیدیم به ماشین پرسیدم که وسیله داری که گفت نه. گفتم سوار شو تا برسونمت. توی ماشین هم از تیپ باز و عمل سینه و باسن آرزو گفتم تا رسیدیم محله. موقعی که خواست پیاده بشه گفتم یه ساعتی که سرت خلوته بهم ب تا بریم خرید تا آرزو راحت باشه و بتونه از پرو بیاد بیرون که گفت شما صبح بیایید میتونم کرکره را بدم پایین که کامل آزاد باشه آرزو خانم. شماره هامون را بهم دادیم و گفتم شبا بیاد پیشمون. وقتی پیاده شد به آرزو گفتم پسر خیلی خوب و با معرفتی به نظر میرسه.
رسیدیم خونه هوا تاریک شده بود. شام خوردیم و از آرزو خواستم بیاد سکس کنیم و بعدش بره وسایل را بچینه سرجاشون.
وقتی آمد حسابی مالیدمش و حشریش کردم و حرفای سکسی زدم که دیوونه شد. گفتم حمید چقدر نگاهت میکرد معلوم بود چشمش دنبالته. با حرفام صداش رفته بود بالا و داشت کوصش را می‌مالید. ازش پرسیدم میخوای باهاش دوست بشی؟ چشماش را باز کرد و گفت چطوری؟ گفتم تو بخواهی من درست میکنم. با یه شهوتی گفت آره میخوام. گفتم پس باید هرچی گفتم گوش بدی. پرسیدم بهش زنگ بزنم بیاد خونمون ؟ گفت اول منو ارضا کن بعد زنگ بزن. گفتم نه بزار بیاد تا دونفره کوص و کونت را بگاییم. رفتم گوشی آرزو را آوردم و شماره حمید را که حفظ کرده بودم گرفتم دیدم به اسم الهام ذخیره است. قطع کردم و گفتم از کی باهم رابطه دارید. اول گفت اشتباه شده که بهش گفتم که دیدم باهم دست دادید و حرف می‌زدی. گفتم عزیزم من که مشکلی با این موضوع ندارم . فقط دروغ بهم بگی ناراحت میشم. گفتم من از خدامه تو دوست پسر داشته باشی و جلوم باهاش سکس کنی. گفتم الانم میخوام به حمید بگم بیاد خونه تا باهم بکنیمت. دوباره شماره حمید را گرفتم که آرزو گفت بزار من باهاش حرف بزنم.

نوشته: رضا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18