رفتن به مطلب

داستان سکس با زن همسایه داغ و فوق حشری


mame85

ارسال‌های توصیه شده


خانوم همسایه‌ی داغ
 

سلام به همگی
یک داستان واقعی و گرم و جذاب رو تجربه کردم و دوست دارم با شما دوستان داغ و پر حرارت خودم به اشتراک بزارم
✓همیشه بدن یا اندام پوشیده با لباس جذب تحریک کننده‌تر از بدن برهنه هستش
من اسمم مرتضی و ۳۵ سال دارم توی ساختمونی که زندگی می‌کنیم خانوم همسایه داریم که بدن ورزشکاری و جذابی داره مخصوصاً اینکه همیشه لباس جذب می‌پوشه تا هنرنمایی کنه من هم همیشه از دید زدنش غافل نمی‌شدم و این موضوع رو اکرم خودش فهمیده بود کم‌کم توی حیاط یا راه پله ساختمون همدیگه رو می‌دیدیم و احوالپرسی می‌کردیم گاهی وقتی صدای ماشینم رو می‌شنید میومد دم پنجره با نگاه خاصی احوالپرسی می‌کرد و من هم می‌رفتم توی حیاط می‌دیدم که اون هم توی راه پله ساختمون میومد و این معنیش این بود که ما نسبت به هم حس پیدا کرده بودیم این جریان به مرور ادامه پیدا کرد و کم کم به بهانه باشگاه رفتن و شغل من چیه و چیزای متفرقه ارتباط و گفتگوی ما با هم بیشتر می‌شد چند بار هم وقتی اکرم قصد داشت بره بیرون دیدم با اینکه لباس بیرونی داره ولی باز هم برآمدگی کون قشنگش توی چشم بود به حدی که کیرم توی شلوار سیخ می‌شد و تکون می‌خورد اتفاقاً چند باری که می‌خواست بره بیرون من هم توی ماشینم بودم و اکرم رو رسوندم و این فرصت خوبی بود که بیشتر با هم حرف بزنیم و آشنا بشیم تا اینکه از همین فرصت‌ها استفاده کردیم و با هم وارد رابطه شدیم؛زنگ می‌زدیم چت می‌کردیم و توی چت حرفای تحریک کننده می‌زدیم استیکر و گیف سکسی ارسال میکردیم و به مرور عکس خودمونو ارسال میکردیم و این داستان بااین شکل مدتها ادامه داشت لاس می‌زدیم و گاهی توی راهرو و حیاط همدیگر رو می‌دیدیم و من کم کم حس خودم رو به اون می‌گفتم و این جریان ادامه پیدا کرد که نمیخام داستان رو طولانی و سرد کنم تا اینکه ما با هم خیلی نزدیک شدیم و یک روز بهش گفتم که خیلی تاثیر گذاری،اکرم بلافاصله گفت:تاثیرگذار از چه نظر؟ گفتم: یعنی اینکه انقدر خوبی که نمی‌شه تو رو نگاه نکرد،وقتی بیرون میری مرد و زن همه تورو نگاه میکنن و لذت میبرن،،اکرم لبخندی زد و گفت: خجالت نکشی؟! گفتم: حقیقت رو میگم کاش حیاط ما بزرگتر بود و تو راه می‌رفتی و من بیشتر می‌دیدمت. اکرم گفت: حالا روزی چند بار همین جا می‌بینی کافی نیست برات؟!
من گفتم: باور می‌کنی نه چون سیر نمی‌شم, اکرم خندید و گفت: چقدر پررو و پر اشتها هستی،،، وقتی می‌خواستیم خداحافظی کنیم و بریم من گفتم اکرم بعد از ظهر می‌خوام توی حیاط ماشین بشورم اگه اوکی هستی تو هم به یک بهانه‌ای بیا توی حیاط،اکرم گفت: که چی بشه ,گفتم: حالمون خوب میشه, اکرم گفت: البته حال تو بیشتر خوب میشه نه من که من سریع گفتم: حالا بیا منم قشنگی‌هامو نشون میدم تا تو هم لذت ببری چشمک زدم و هرکدوم رفتیم خونه خودمون. بعد از ظهر اومدم پایین که ماشین بشورم دیدم بعد چند دقیقه اکرم اومد و لباس بلند که جذب بدنش بود رو پوشیده بود و رفت سمت انباری که مثلاً مرتب کنه اکرم پشت به من بود و کون خوشگلش رو به سمت من کرد چون می‌دونست من چی می‌خوام همون لحظه من نفس عمیقی کشیدم و گفتم خیلی با معرفتی برگشت نگاهم کرد چشمک زدم اونم خندید گفت:تو هم یکم با معرفت باش ,گفتم چشمم،،من صدای ضبط ماشین رو بیشتر کردم تا صدای ما بالا نره هر چند موقعیت اوکی بود من که همون لحظه کیرم سیخ بود اومدم جلوی چشمش و اشاره زدم پایین رو ببین اکرم هم داشت نگاه می‌کرد که کیرم از روی شلوار زده بود بالا و گفت کجا داره میره گفتم می‌خواد بیاد سمت تو گفت ساکت شو همونجا باش منم خندیدم اکرم گفت البته درست و حسابی معرفت نشون ندادیا گفتم یعنی چی گفت شلوارت رو بکش پایین من که از خدام بود گفتم حتماً ولی راستش دلم می‌خواد تو رو لمس کنم اکرم گفت کجا رو گفتم خودت می‌دونی همون کون بزرگ و خوشگلت اکرم گفت دیگه چی خندید من رفتم نزدیکش شدم گفتم لطفا بزار لمسش کنم اکرم گفت خیلی کوتاه
گفتم چشممم
پس می‌خوای بکشم پایین که همون لحظه کشیدم پایین و کیر سیخم پرید بیرون اکرم با چشمای خمارش کیرم رو نگاه کرد و گفت معلوم بود کیر خوش دستی داری گوشتی و کلفتِ با دستش گرفت و چنگ می‌زد که من چشام از شهوت باز نمی‌شد گفتم می‌تونم کونتو لمس کنم اکرم چیزی نگفت این یعنی اره همراه با ناز،،،که خودم سریع با یک دست کونش رو چنگ زدم و دستمو گذاشتم لای کونش واقعاً باورم نمی‌شد اون فقط زیر اون پیراهن بلند یک شورت پوشیده بود چون تونستم به راحتی لای قاچ کونش رو حس کنم هردو خیلی شهوتی بودیم چون وقتی دستام لای کون اکرم بود اکرم کونش رو تکون می‌داد و کمر می‌زد جوری که دستام لای قاچ کونش بازی می‌کرد همزمان اکرم با دستاش برام جق میزد همین باعث می‌شد که من در حال ارضا شدن باشم که گفتم اکرم لباتو می‌خوام وقتی اومد لب گرفتیم دیدم داره لبامو گاز می‌گیره چون خیلی داغ شده بود طوری که می‌گفت آب دهنت رو بریز توی دهنم من با این حرفاش شهوتی‌تر شده بودم لباشو می‌خوردم زبونش رو می‌خوردم آب دهنم رو می‌ریختم توی دهنش و اون خیلی خوشش میومد اکرم می‌گفت وحشی بودن رو دوس دارم گفتم خوردن سوراخ کونت لیس زدن کُست آرزومه گفت اونم به وقتش که محکم کونش رو چنگ میزدم در همون حال من ارضا شدم و خالی کردم کف انباری صورت هردومون از عرق کردن خیس شده بود
{بعد این ماجرا ما ادامه دادیم و چندباری به شکل‌های مختلف باهم سکس کامل داشتیم که اگه شرایط و حالش باشه می‌نویسم}

نوشته: مرتضی

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18