dozens ارسال شده در 27 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 27 اردیبهشت سکس رویایی با دختر دایی بیوه سلام داستان من کوتاهه شایدم نباشه چند وقتی بود که دختر داییم همسرش فوت شده بود و او هم از لحاظ روحی و روانی وضعیت خوبی نداشت خلاصه اینکه خودش رو خیلی اذیت می کرد و افسرده شده بود و لباس مشکیش در نمی آورد تا اینکه اتفاقی افتاد و ما با هم کانکت شدیم و رابطه مون به صورت سکرت شکل گرفت صحبت های زیادی با هم کردیم و خیلی حالش بهتر شده بود بهش پیشنهاد کردم که از این وضعیت غم و ناراحتی بیرون بیاد و ازدواج کنه خلاصه دیگه هر روز کلی با هم چت می کردیم و کم کم صحبت های سکسی با هم شروع کردیم جدا حالش دگرگون شده بود عکس برام میفرستاد اولش با لباس و بعد از چند روز عکس های لخت تر و همین طور ادامه پیدا کردم منم براش عکس های سکسی می فرستادم تا اینکه ازم دعوت کرد که برم خونشون او خودش تنها زندگی می کرد و بچه هم نداشت و یک شب قرار شد برم پیشش و با هم صحبت کنیم و دعوتم کرد منم رفتم خونه شون از تو کوچه بهش زنگ زدم که دارم میام گفت بیا در رو گذاشتم رو هم در حیاط رسیدم آروم در باز کردم و صدا زد بفرمایید تو رفتم داخل و او یک آرایش شیک کرده بود و لباس های نسبتاً سکسی هم تنش بود خلاصه با هم روبوسی کردیم کیر من سیخ سیخ شده بود و آب عشق هم راه افتاده بود کیرم داشت شلوارم رو سوراخ می کرد او متوجه شد و لبخندی زد رفتیم توی پذیرایی یکم نشستم اومد کنارم نشست و کم کم لباس هام رو در آوردم گفت راحت باش چون برای بار اول اومده بودم خونه شون یه چرخی توی خونه زدم و توی اتاق خواب رفتم اونم اومد دنبالم و همین طور تعریف می کرد دراز کشید روی تخت منم لباس هام رو کامل کندم و اومد لخت بشه گفتم نه صبر کن آخه یکی از لذت های من اینه که بدن زنو خودم لخت کنم لباس هاش رو دونه دونه کندم و ممه هاش آوردم بیرون چون بچه دار نمیشد و شیر نداده بود ممه هاش کوچک بود و سفت شروع کردم بوسیدمش و ممه هاش رو لیس زدم همین الان که دارم براتون می نویسم حالم خیلی خوب داره میشه این لذت بخش ترین سکس من بود شورت شو در آوردم و کمی هم کصش لیس زدم گفت بکن داخل زود باش کصش چون خیلی وقت بود نداده بود خیلی تنگ بود ولی لیز و خیس خیس کیرم رو گذاشتم دم کصش آروم فشار دادم داخل چه لذتی داشت کصش خیلی تنگ بود من خیلی حرفه ایی شروع کردم آروم آروم جلو و عقب کردن خیلی آروم تا یکم راش باز شد و خلاصه کردمش تا ارضا شد گفت برای اولین باره داره ارضا میشه و اصلأ نمیدونست چطوری هست حالت ارضا شدن منم آبم اومد ریختم رو شکمش با هم رفتیم حمام کلی اونجا هم حال کردیم باز یه بار دیگه تو حموم کردمش خیلی شیفته ام شده بود و لذت بردیم دوتایی تا صبح کلی گفتیم و خندیدیم و عشق بازی کردیم دیگه ول نمی کرد هر روز می گفت باید بیای منو بکنی گفتم باشه ولی هر روز نمیام چون سر کارم خلاصه یک روز دو روز در میان قرار میزاشتم باش میرفتم خونشون و بهش خدمت می کردم گفت آبتو بریز داخل چون شنیدم آب کیر خیلی خوبه و روی شیپ بدن خیلی تاثیر خوبی میذاره چند بار براش انجام دادم واقعاً روحیه ش عوض شده بود خیلی حالش خوب بود حال منم خوب کرده بود دیگه وضعیت واتساپ غمگین نمیزاشت شاد می پوشید اصلاح می کرد از خودش خیلی می رسید این داستان من بود یاد صحبت اوشو افتادم که دعوتش کردند به یکی از کشورها که اونجا آشرام بزاره همون محلی که برای مراقبه و مدیتیشن هست او یه شرط گذاشت گفت هر کسی میخواد بیاد آشرام باید قبل ورودی به اونجا یه اتاق بزارید تا اون طرف از لحاظ سکس و جنسی خودش رو تخلیه و ارضا کنه بعدش وارد آشرام بشه اونایی هم که مراجعه می کردند به آشرام اکثراً حالشون خوب نبود بابت همین می آمدند آشرام خلاصه نود درصد مراجعه کننده ها همون توی مرحله اول یعنی سکس و رضایت جنسی اصلأ دیگه نمی آمدند آشرام چون حالشون خوب میشد و می رفتند دنبال زندگیشون بله سکس حال آدم رو خیلی خوب میکنه مرسی که خوندید نوشته: راوی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده