رفتن به مطلب

داستان گی کردن کون سامان


dozens

ارسال‌های توصیه شده


صل علی سه ترکه کون سامان بترکه
 

یه هفته بود ماشین رو اگهی کرده بودم با وجود اینکه ماشین از صفر دست خودم بود هر دیوثی میومد یه ایراد میزاشت روی ماشین بگذریم روز ۲۲ بهمن بود حوصله هیچی رو نداشتم ماشین رو برداشتم همت غرب سمت دریاچه حرکت ‌کردم حال و هوای شهر که جشن بود نیمه شعبان و ۲۲ بهمن ایستگاه صلواتی و پرچم های ایران و سبز ووو از بلوار کنار دریاچه میرفتم بعد یه ایستگاه صلواتی که چای و شربت میداد رد شدم که یه پسره با شلوار جین پاره و یه تیشرت لش و کاپیشن تنگ رنگ و وارنگ مو های رنگ شده و یه رژ لب کم رنگ هم زده بود و یه پرچم کوچک ایران دستش بود با ناز کنار خیابون ایستاده بود یه خورده رفتم جلو گفتم بزار سوارش کنم ترمز کردم کمی عقب رفتم خودش سریع اومد جلو سوار شد و سلام کرد گفتم علیک سلام من تا میدون موج میرم تا اونجا در خدمتم گفت ملسی گفتم خواهش میکنم پسر خوشگلی مثل شما خوب نیست رو زمین بمونه خنده ریزی کرد و گفت تقصیر ناصی خاک برسره امروز منو الاف کرد گفتم ناصی دوست دخترته نه پسره اسمش ناصره من بهش میگم ناصی امروز قرار بود از صبح با هم باشیم ولی رفتم خاک بر سر تا اینجا اومدم گفت از شهرستان مهمون دارم گفتم اسم خودت چیه اقا خوشگله گفت من سارا هستم البته تو شناسنامه سامان هستم دوست دارم سارا صدام کنن حالا اسم شما چیه منم بهتر دیدم اسم اصلی رو نگم الکی گفتم منم ایرج هستم دستش رو دراز کرد گفت خوشبختم گفتم ناصر چطوره دوست خوبی هست گفت وای درسته سن اش بالاست ولی خیلی باحاله گفتم خودش یا کیرش یهو شوک شد گفتم ببخشید من رک هستم گفت خدا نکشت اینقدر رک هم خوب نیست یه خنده ریزی کرد با خودم گفتم امروز باید این رو بکنم و گرنه مرغ از قفس پریده تو همون لحظه هم کیرم شروع کرد به پالس دادن
گفتم سارا جون من مجردم خونه منم هم نزدیکه دوست داری امروز رو با هم باشیم قول میدم بهت خوش بگذره فکر میکنم کیرم هم از کیر ناصر پیر مردهم خوش خور تر باشه
با ناز گفت اخه دوست ندارم به ناصی خیانت کنم گفتم اون اگه واقعا تو رو دوست داشت تو رو امروز تو خیابون تنها نمیذاشت گفت اره بخدا خونه ما شهریار هست با بدبختی اومدم اینجا
گفتم پس حله خانم خوشگله تا گفتم خانم خوشگله گل از گلش شگفت و منم گازش رو گرفتم سمت خونه رسیدیم خونه گفتم راحت باش فکر کن خونه خودته گفت خیلی خونه خوشگلی داری گفتم قابل نداره میخوای بری دوش بگیری منم بساط رو جور کنم گفت اوکی رفت حموم منم وسایل بهش دادم رفت خودم رفتم سریع اسپری تاخیری روی کیر و خایه خودم خالی کردم و ژل و مواد لازم رو برای یک روز پرماجرا اماده کردم و قهوه و قیلیون هم اماده کردم رفتم سمت حموم ببینم چیزی لازم نداره که وای با دیدن او صحنه دیونه شدم یه بدن سفید بدون یه تار مو کون که نگم برجسته و مدل ساعت شنی پاهای کشیده ناز با دیدن این صحنه دیگه اختیار کیرم از دستم در رفته بود به بلند ترین نقطه اوج خودش رسیده بود داشت شلوار م رو پاره میکرد دیدم نگاهش روی کیرمن قفل شده گفت وای ایرج این چیه گربه اس گفتم اره عزیزم داره برات میو میو میکنه زود خشک کن بیا رفتم تو حال و بعد چند دقیقه حوله پیچ اومد کنار من نشست بوی شامپو بدن ‌که خیلی دوست داشتم کل خونه رو پر کرده بود بی مقدمه دستش رو کشید روی کیرم که یه اهی کشیدم گفت جون گفت ایرج جون میخوام این پیشی رو بیارم بیرون گفتم مواظب باش چنگ نزنه صورتش رو اورد روی کیرم و میمالید زیپ شلوارم باز کرد و سالار رو اورد بیرون مثل خری که بهش تی تاپ دادن جیغ زد وای ایرج این چیه گفتم خوف نکن عزیزم اسمش کیره مزه اش هم خیلی خوبه هر کس خورده مشتری شده گفت وای ایرج عاشقتم کیر ناصی نصف اینم نیست و بی مقدمه کیرم رو کرد تو دهن اش و تا عمق حلق اش فشار داد که نفس من بند اومد گفتم خواهرت رو گائیدم نفسم گرفت یواش دیدم خندید فهمیدم با فحش مشکلی نداره و شروع کرد ساک زدن ساک که چه عرض کنم فکر میکردم کیرم میکنم تو تنور سنگکی و در میارم واقعا تا حالا هیج کس اینطور برام ساک نزده بود فقط شانس اورده بودم اسپره رو زده بودم بعد چند دقیقه سرش رو جدا کردم شروع کردم لب گرفتن کم کم ولش کردم و گفتم این دختر خانم خوشگل دیگه چی ها بلده گفت والا ایرج جون دوساله با ناصی هستم هم کیرش کوچکه هم بدنش خیلی چروکه فقط خیلی مهربونه و کلی خرجم میکنه گفتم ای جونم حالا ببینم چه حالی میخوای به ایرج و ایرج کوچکه بدی گفت بریم رو تخت بهت بگم گفتم بزن بریم گفت تو صبر کن چند دقیقه دیگه بیا اشاره کردم به کیرم که عین گرز رستم شده بود کردم گفتم فقط زودتر این بی قراره گفت فداش بشم الان کوله پشتی اش رو برداشت رفت تو اتاق خواب چند دقیقه بعد صدا کرد پیشی من بیا منم گفتم میو میو اومدم رفتم تو وای دیدم یه ست خوشگل سکسی پوشیده و یه رژ لب خوش رنگ زده بود یه عطر خوشبو زنونه موهاش هم که هنوز نم داشت جمع بسته بود که از صد تا دختر خوشگل تر شده بود پریدم رو تخت گرفتمش تو بغلم و فشارش دادم کیرم با فشار رو شکمش بود گفت ای شکمم سوراخ شد صبر کن بلند شدم از گردن شروع کردم لسیدن و بوسیدن وای چه حالی میداد لامصب مست مست از این حوری که زیرم بود همینطور که رفتم پائین رسیدم به شورتش یواش کشیدم پائین یه دول خیلی کوچولو اون وسط با مزه نشسته بود یه خورده مالیدم برگردونمش دیگه داشتم بی هوش میشدم یه کون قلبی بزرگ سفید و نرم شروع کردم مالیدن کونش کم کم ناله های سکسی اش شروع شد و منم ادامه دادم لای کونش رو باز کردم انگار تمام بدن این پسر سوپرایز بود یه سوراخ اندازه نخود با یه عالمه رگه های صورتی انگار سوزن هم داخلش نشده گفتم سارا تا حالا کون دادی با همون حالت حشری گفت کف کردی سوراخ رو دیدی گفتم اخه گفتی دوسال اخر که با ناصر بودی گفت ای بابا یه کیر دول موشی داشت زود ارضای هم داشت گفتم عجب پس خدا برام ساخته گفت اره عزیزم من هدیه کائنات هستم برای تو گفتم ای جان لوبریکانت برداشتم شروع کردم دور سوراخش مالیدن کیر من اندازه کیر خر نیست ۱۶ سانت ولی کمی کلفته ژن کلفتی از مرحوم بابا بزرگم بهم ارث رسیده 😅 خلاصه اول با یه انگشت شروع کردم و یواش یواش پیش روی کردم تا ۳ انگشت که ناله هاش داشت تبدیل به جیغ میشد گفتم امادی گفت اره عزیزم فقط بکن اینقدر این سوراخ زیبا و تمیز بود کاندوم رو بی خیال شدم و دوست داشتم تمام رگ ها و پوست کیرم گرم های این کون تنگ رو حس کنه سر کیرم رو اروم دور اون سوراخ جادوی کشیدم تمام سلول های بدنم انگار از سر کیرم فرمان لذت میگرفت و یکدفعه یه فشار دادم سر کیرم رفت داخل و انگار دور یا رینگ تنگ گیر کرد که داد سارا جون هوا رفت گفت ایرج خواهش میکنم ترکیدم یواش شروع کردم لاله گوشش رو خوردن کمی اروم شد و تند تند نفس میکشید گفتم اماده ای ادامه بدیم سرش رو تکون داد و اجازه داد که کشیدم بیرون دوباره ژل زدم و فشار دادم ایندفعه راحتتر رفت تو و بدنه کیرم هم گرم های داخل کون اش رو حس کرد که انگار دنیا رو بهم دادن سارا جون هم کم خوشحال نبود کم کم داشت حال میکرد کیرم رو همینطور نگه داشتم تا عادت کنه و زیاد اذیت نشه گفتم خوبی عزیزم گفت از این بهتر نمیشه گفتم درد نداری گفت دردش رو دوست دارم ایرج حالا تا سه بشماره تا اخر فرو کن میخوام کل کیرت بره تو کونم گفتم اذیت میشی سرش رو تکون داد یعنی نه منم یه بیست روز ی بود هیج کص و کونی نکرده بودم مست مست تا سه شمردم کیر نازنیم رو اروم تا ته فرو کردم تو اون کون تنگ و جذاب واقعا دلم براش سوخت چنان ناله ای زد که یه لحظه ترسیدم خواستم کیرم رو بکشم بیرون که از پشت نزاشت گفتم درد داری گفت دوست دارم منو سفت بکن فقط ایرج بکن امروز فقط میخوام به کیر تو حال بدم بوسش کردم و شروع کردم دستم رو از زیر بغلش رد کردم و پشت گردنش رو گرفتم و محکم شروع به تلمبه زدن کردم کم کم سارا جون داشت به اوج لذت می رسید و فقط میگفت ایرج من دیگه بتو کون میدم دیگه ناصی مرد برای من ایرج بکن کیر من هم تو او گرم های اتشین کون این پسر داشت ذوب میشد یه لحظه دیدم داره گریه میکنه کشیدم بیرون که داد زد بکن تو گفتم داری از درد گریه میکنی گفت این گریه لذته گفت بابا تو چقدر حرفه ای هستی دیگه گفتم پس کص ننه ات بگیر اومدم شروع کردم محکم تلمبه زدن و داد میزد اره کص ننه ام کص خواهرم فقط بکن بکن کم کم داشت ابم میومد گفتم سارا داره میاد کجا بریزم گفت فقط بکن تا دسته بریز مغز کنم میخوام نبض کیرت رو حس کنم نزدیک ارضا رسیدم و کیرم رو در نهایت لذت تا دسته فرو کردم تو اون کون تنگ و نگه داشتم حرکت جالب این پسر این بود همزمان با اومدن اب من شروع کرد با کونش کیر منو کشیدن داخل که وای باید تجربه کنید من چی میگیم خلاصه ابم که چه عرض کنم شیره جونم رو ریختم تو کون این پسر حرفه ای و بحال روش افتاده بودم و سارا جون هم بی هوش شده بود که نمی دونم چقدر طول کشید که بلند شدم کیرم از سوراخ ش اومد بیرون و ابم دورسوراخش اومده بود بیرون اونم بیدارکردم و بوس اش کردم و گفتم من میرم دوش بگیرم گفت باشه رفتم زیر دوش که دیدم اومد تو حموم منو بغل کرد زد زیر گریه گفتم چیه عزیزم ناراحته شدی گفت نه از لذتی که بردم احساس خوشحالی میکنم و گریه میکنم بوس اش کردم اومدیم بیرون یه چی خوردیم و قیلیون تی وی رو روشن کردم اخبار راهپیمایی بود گفتم چه خبر بوده کسی هم رفته همینطور داشتیم صحبت میکردیم گزارشگر رسید به یه پیر زن که پرسید چرا امدی راهپیمای و اینا اخرش پیر زنه گفت صلی علی سترکه چشم ترامپ بترکه که با سارا زدیم زیر خنده و تی وی رو خاموش کردیم دوباره خزید تو بغلم و کیرم رو شروع کرد مالیدن گفت عشق راه دوم رو هستی گفتم بزار اخر شب گفت الان هوس کردن گفتم باشه شروع کردن ساک زدن و دوباره همون لذت و همون کیف و حال که گفتم ایندفه فروغونی رو کاناپه میکنمت گفت باشه یه خورده ژل زدم و کیرم رو گذشتم رو سوراخ قرمز شده و یکدفعه فشار دادم که عین میل بافتی سیخ شد و داد زد صلی علی سترکه کون سامان بترکه از شدت خنده کیرم رو تا دسته نگهداشتم و اونم سترکه سترکه میکردو کشیدم بیرون کل ابم رو ریختم تو حلقش همه رو تا اخر خورد و دور کیرم رو لیس زد و شام زنگ زدم اوردن خوردیم تا صبح تو بغلم خوابید و صبح هم دیدم کیرم داغ شد بلند شدم دیدم داره ساک میزنه خلاصه صبح هم یا حال اساسی به کیرم داد و دوش گرفتیم و رفتیم بیرون و گذاشتمش میدون ازادی و رفت شهریار خونشون منم رفتم سر کار از اون روز هر دو روز یکبار اوبش میزنه بالا و زنگ میزنه میگه صلی علی سترکه کون سامان بترکه و میاد یه حالی به کیرم میده و شب بر میگرده خونشون میگه دیگه هیج کیری بهم نمی چسبه .‌ … دم همتون گرم خوندید …

نوشته: سعید

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18