minimoz ارسال شده در 5 ساعت قبل اشتراک گذاری ارسال شده در 5 ساعت قبل اشتباه لذت بخش من - 1 سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز یه کاریو برای اولین بار تو عمرم کردم که اشتباه بود ولی لذتبخش حالا چیکار کردم؟ داستانو بخون تا متوجه شی. البته عزیزان داستان طولانیه اگه دس به جقی یکم طول میکشه برسه به قسمت سکسیش از خودم بگم امیرم 23 و 173 و حدود 70 کیلوئم از امیر کوچولو هم بگم بستگی به موقعیتش حدود 17 تا 18 سانته با کلفتی درست حسابی از اطراف کرجم کس بازی و اینا زیاد کردم افتخارم نیست حاجی ولی خب تعریف از خود گوه خوریه ولی زبونم خوب کار میکنه یه رفیق و همکار داریم اسمش علی هست 35 ساله موهای جو گندمی لاغر اندام متاهل هم هست 3 تام بچه داره ولی از بد روزگار اونم مثل ما مزه کس بازی رفته زیر زبونش درم نمیاد. یه شب علی زنگ زد بم گف امیر کجایی من کافه ام بد مستم خیلی خوردم با زیدمم میخوام برسونمش بعد برم خونه با مستی دوس ندارم اسنپ بگیرم بیا دنبالم منم گفتم باشه پیش خودم گفتم بعد یه سال زنگ زده یه چی خواسته ضایع میشه بگم نه فهمیدم این خارکسه قدرت نه گفتن چقد خوبه رفتم دنبالش تلو تلو میخورد ولی دوس دخترش کم خورده بود حالش میزون بود. علی که مست بود تا سوار ماشین شد چشاش شد چار تا گف داداش مبارکا باشه توم احوال مارو نمیپرسی مایه دار شدی (حالا ماشین چی بود؟ یه شاسی چینی کاپرا تمام رنگ شاسی ضربه که اونم برا کس بازی و لول جلو دخترا گرفته بودم چون ماشین خیلی تاثیر گذاره 600 معامله کرده بودم ولی رخ و لول ماشین یک و نیم ملیاردی داشت رکن اول کار ماشین خوبه) گفتم نه بابا داش علی این چه حرفیه تاج سری خلاصه ازین تعارفای کسشرم که تموم شد چشمم به اینه وسط که افتاد گفتم خانوم شما معرفی نکردی ازونور علی با صدای نامفهوم گفت خودتو معرفی کن عشقم عشقش گف منم فاطیما هستم گفتم خوشبختم یکم براندازش کردم تو همون تاریکی دیدم نه حاجی چیز بدی نیس اندام خوبه بعدا فهمیدم 38 سالشه طولی نکشید گوشیش زنگ خورد ترکی حرف میزد منم خدمتم تو تورکا بوده متوجه میشم شاخکام گرفت یه دختره از که میگفت ابجیمه خونشونه که منتظر فاطیماس اسمشم نرگسه علی ازینور زد به دستم فهمیدم بالا میاره زدم بغل پیاده شد هوا هم سرد بود بقول خودمون تخمام قندیل زد ولی علی که تگری رو زد پرسیدم این نرگس کیه گف ابجی شه مطلقه اس بعضی وقتا میاد خونه اینا گفتم حاجی مخ اینو بزنم با کون افتادم تو عسل سوار که شدیم تو راه بحث انداختم وسط فاطیما خانوم خودت گلی هوای علیو داری کاش یکیم مث خدت بود هوای مارو داشت گفت اره والا کیه که قدر بدونه علی که مست بود اینم اشتباهی گرفته بود فکر میکرد که میخوام مخ خودشو بزنم خواستم درستش کنم گفتم ابجیتون اگه مثل خودتون گله خوشحال میشم باهاش آشنا شم گفت نظر لطفته منم خوشحال میشم ابجیم با آدم متشخصی مثل شما آشنا شه تو دلم گفتم خارتو گاییدم کاپی کارو دراوردی (ماشینمو کاپی صدا میزنم) با یکم مکث جواب دادم پس اگه اوکیه شنبه بشینیم هم یه عرق دور هم میخوریم هم خودم حواسم به علی هست کم بخوره هم بیشتر صحبت میکنیم علی که انگار از خواب پرید گفت حله داداش خودم برنامه میریزم. رسیدیم با فاطیما خدافظی کردیم و تو راه پیجشو علی آورد عکساش رو دیدم داف حقی بود نرگس خانوم قد 160 توپر تو عکس که خوب بود اما باید دید. خلاصه جمعه سرکار بودیم و شنبه روز موعود فرا رسید از صبح که برنامه چیده بودیم تا غروب منتظر علی بودم زنگ بزنه نزد که نزد غروب زنگ زدم گفتم داش مگه سرم سوراخ داره شبیه کیرته از صبحه کیرمون کردی گف داداش داستان داره فردا میگم برات نرگس یکم کار داشت. دو سه تا زیدی دور و ورم بود ولی عکس نرگسو دیده بودم امیر کوچولو بلند شده بود باید می زدمش زمین. فردا سرکار علیو دیدم گفت حقیقت نرگس داره طلاق میگیره کاراش داره انجام میشه منم هرچی کس بازی تو عمرم کردم خط قرمزم این یدونه بود بعله زن شوهر دار، به شدت به کارماش اعتقاد دارم امروز من زن یکیو بگام فردام یکی زن مارو میگاد. تو مغزم دونستم اشتباهه ولی کیر راست به مغز دستور داد و به علی گفتم عیب نداره هر وقت اوکی شد بشینیم دور هم باشیم. گفت حله. رکن دوم کس بازی طبق تجربه ام اینه حتی دیت اول عرق بدی ب زن تو خونه ام باشید احتمال 99 درصد میکنیش. دو سه روز بعد علی زنگ زد گفت فردا بریم ساعت 10 بریم دنبالشون گفتم حله فرداش تو زندگیم برای اولین بار خواب رو به کس ترجیح دادم 10 گوشی زنگ خورد خاموش کردم خواب موندم 11 پاشدم دیدم 10 تا بی پاسخ از علی افتاده زنگ زدم جواب داد چند تا فحش داد و ادرس داد برم دنبالش عرق و مزه گرفتیم یه ویلا ارزونم همون دور و بر از دیوار پیدا کردم زنگ زدم اجاره کردیم و رفتیم اول فاطیما رو سوار کردیم بعد که رفتیم نرگس رو سوار کنیم اونور خیابون وایساده بود برا اولین بار چش تو چش شدیم دیدمش گفتم امیر اینو زمین نزنی نصف عمرت برفناس خلاصه سوار شد. عقبو نگاه کردم عینک دودی رو در اوردم و یه احوال پرسی گرم با وجودی که نمی شناختم کردم و اونم گرم تر جواب داد. یکم درباره دلار و کسشرات روزمره صحبت کردیم و رسیدیم ویلا. عرقو گذاشتم یخچال اونام ذغال توتون قلیون رو درست میکردن حس کردم جو سنگینه یه کم کصنمک بازی دراوردم در حدی که لولم حفظ بشه یکم جمع یخش آب شه، همون اول علی فاطیما رو بغل کرد گفتم علی فعلا نخوردیما نخورده مستی گفت نه داداش خیالت تخت یه نخ سیگار کشیدم و دیدم هم قلیون آمادست هم مزه ها رو باز کردن مزه خوری میکنن گفتم دیر بجنبم یه ست مزه رفته تو پاچم رفتم فوری فوتی عرقو لیوان اوردم نفری یه پیک ریختم گرم عرق خوری شدیم تا پیک چهارم خوردیم که نرگس گوشیش زنگ خورد جواب داد رفت اتاق خواب صحبت کرد با صدای بلند حرف میزد اومد بیرون فاطیما یهو برگشت گف به حمید بگو زیاد حرف بزنی ابجیم پشتمه وسایلامم باز نکردم دوباره جمع میکنم میرم خونه بابام. انگار همون جا دو متر چوب آلبالو بصورت لحظه رفت تو کونم اینقد جا خوردم گفتم اینا تازه برگشتن سر زندگیشون من الان بخاطر یه کس زندگیشون رو بهم بزنم تو همین فکرا بودم دست فاطیما اومد جلوم رو به نرگس گف از چی میترسی عشقت پشتته دستشو رو به علی کرد گفت داداشتم پشتته بیا بیرون ازین زندگی حقیقت اونجا یمقدار از خودم بدم اومد مست بودم و کیر راست فشار اورده بود فکر میکردم ب داستانای پیش اومده رسیدیم به پیک 7 که دیدم دو قطره اشک رو گونه نرگسه فاطیما هم با علی لب بازی میکردن ناخودآگاه دستمو دور سرش حلقه کردم سرشو چسبوندم به سینه ام گفتم اشکتو نبینما بغلم کرد گفت مرسی که به فکرمی عزیزم لبامون قفل شد به این فکر بودم اگه شوهرش بهش یه کم محبت میکرد تو بغل من نبود حرفای محبت امیز میزدم موهاشو نوازش میکردم و به این فکر میکردم مقصر منم که با زن شوهردار نشستم عرق خوردم یا مقصر نرگسه که خراب بازی دراورده بغل مرد غریبه اس یا شایدم مقصر شوهرشه که تو عمرش محبت نکرده به زنش در هر حال فرمان کار دست امیر کوچولو بود مقصر هر کی که بود من مست کس بودم. دو پیک دیگه خوردیم یکم لب بازی کردم دیدم امیر کوچولو شده گرز رستم شلوار رو داره جر میده رو صفحه گوشیم نوشتم علی فاطیما رو بردار با ماشین من برین یه دور بزنین منم خونه ام بعد من و نرگس میریم دور میزنیم با اون چشمای خمار که از دور داد میزنه که من مستم ابرویی تکون داد و گف حله پاشد گفت عشقمو ببرم یه بستنی بخوریم نفسم هوس بستنی کردم سوییچو دادم رفتن همین که صدای بسته شدن در اومد بیشتر قفل لباش شدم مثل گشنگان سومالی رفتم گردنشو بخورم با صدای خفیف گفت اونجا نه امیرم کبود میشه لباسشو زد بالا دیدم پستونای سفید با سوتین مشکی عجب تضاد زیبایی شده که تتو بالای ممه یه طرح جالب گندم بود یه منظره بکر بود ولی دوس داشتم بخورم سوتین رو زدم بالا ممه رو از زیر دراوردم حقیقت منظره زیبا خراب شد ولی طعم شگفت انگیز ممه تو دهنم بود این ممه چه سایز 55 باشه چه 85 چه 90 خوشمزس فرق نداره برای من همش خوشمزس متر که دستم نبود ولی ازونجایی که دستم تو کاره به ممه های زیبا میخورد سایز 80 باشه جفتشو دقایقی خوردم صدای اه و ناله کمی که بگوشم رسید زنگ دراوردن شلوارم و چشم به ویلا و نرگس گشودن امیر کوچولو بود اون وسط یه عذاب وجدان هم گرفته بود ولی امیر کوچولو نمیذاشت بیخیال این داف ناب بشم. سالار رو دراوردم دادم دستش یکم باهاش ور بره دلش بخواد موقع درآوردن شلوارش نه و نو نیاره. سرمو بردم بالاتر لباشو خوردم دستمو خیلی سوسکی بردم زیر شلوار و شورتش دیدم بعله انگشت میکشی روش خیس میشه انگشتت تو لذت بود گفت یه دقه وایسا پاشد رفت گفتم کیر تو سگ جور نمیشه بکنمش دیدم رفت دستشوی تگری زد برگشت بی مقدمه شلوارشو دراورد دیدم از من حشری تره، امیر کوچولو رو دراوردم گذاشتم جلو دهنش گفت نه حالم بده زود بکن توش احترام گذاشتم بهش گفتم ولی من که نخوردم برات گفت ن فقط بکن عشقم فهمیدم حشریه ولی کسی تا حالا شاید براش نخورده یا فانتزی ای رو روش اجرا نکرده ارگاسم نشده دلم به حالش سوخت گفتم وایسا دستمال کاغذی اوردم اب کصشو پاک کردم یواش یواش شروع کردم به خوردن یه کس سفید و بی مو جلوم بود و یه زبون کاربلد برا لیسیدن داشتم و یه دهن که میدونه کجارو باید میک بزنه به یک دقیقه نکشید ک اه و اوهش بالا رفت و سرمو فشار میداد ب کصش هی قربون صدقم میرفت یکم شوری اب کص رفت زیر زبونم و یه آه بلند کشید دهنمو برداشتم لرزید ارضا شد نفس نفس میزد کیرمو گذاشتم دمه کوصش یهو یادم اومد علی گواهینامه نداره دست فرمونشم ندیدم همینجوری ماشین دادم بش عذاب وجدان کم داشتم اینم اومد روش نرگس گفت به چی فکر میکنی گفتم هیچی گفت عزیزم خوشت نمیاد ازش نمیکنی توش گفتم نه به یچی دیگه فکر میکردم تو دلم گفتم فعلا به سکسم برسم نرگش به پشت خوابیده بود منم روش بودم امیر کوچولو رو یواش یواش فرستادم توش یه اه بلند کشید گفت یواش وحشی گفتم عسلم ازین یواش تر نمیشه که مال شما تنگه وگرنه این یواشه تو اوج لذت بود و به خودش میبالید کیرم داغ شد از گرمای داخل کصش و حقیقتا این گرما رو به هیچی نمیدم اینقد لذت بخشه تا آخر امیر کوچولو رو فرستادم توش دیدم چشاش گرد شد گفت تا ته نده درد داره عشقم گفتم چشم یواش یواش شروع کردم به تلنبه زدن چشماش بسته شد اه و اوه میکرد لبام رو بردم نزدیک و شروع کردم به خوردن لباش دیدم اونم از فرط حشریت داره میخوره لبامو لبامون تو هم و از پایین هم داشتم تلنبه میزدم گرم شدم سرعت تلنبه زدنو بردم بالا داخل کصش اینقد اب داشت که نیاز به روان کننده یا هیچ تفی نبود الان که دارم مینویسم کیرم راست شده. بعد چند دقیقه کمرم خسته شد گفتم داگی شو بلد نبود راهنماییش کردم پوزیشن داگی نشوندمش از پشت کردم توش گرم تلمبه زدن بودم از سر و صورتم عرق چیکه میکرد سرعت رو بردم بالا تا ته میکردم تو کوصش اینقد حشری بود که هیچی درد نداشت صدای تلنبه های سهمگین خونه رو فرا گرفته بود. حدود نیم ساعت از شروع سکسمون گذشت آبم نمیومد گفتم عجب جانی سینزی شدم همیشه یه ربعه آبم میاد نرگس با ناله برگشت گفت نخیرم عرق خوردی تأخیریه نرگس همش می گفت بریز توم تمومش کن منم رفتم تو حس کون بزرگ و کمر باریکش واقعا حشری کننده بود تمرکز کردم و آبم اومد همه آبم رو خالی کردم داخلش… نوشته: امیر کرجی لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده