رفتن به مطلب

داستان بیغیرتی تقدیم کردن زنم به رفیقم


minimoz

ارسال‌های توصیه شده

 

زنم رو زیر کیر دوستم خوابوندم
 

سلام من خیلی ادم حشری هستم احسانم ۳۳ساله باکیر ۱۵سانت ولی زودارضا هرکاریام کردم تو ۱۲سال متاهلی درست نشد که نشد خیلی دوست داشتم زنم زیر کیر ارضا شه ولی راضی نمیشد اصلا من یه دوستی دارم به اسم میلاد با کیر ۱۶کلفت و خوش خوراک چون خودم تستش کردم و خیلی عالیه بریم سر داستان
خیلی با زنم حرف زدم راضی نمیشد که نمیشد یبار عکس کونشو برای میلاد فرستاد گفت من باید این و بکنم و اینا گفتم نمیشه گفت من نمیدونم اکی کن بکنمش رفتیم برای اجرای نقشه
زنم وقتی کوسشو میخورم حشری میشه و شل میشه کلا هرچی ام بهش میگم هیچی نمیگه و صداش در نمیاد
قرار شد در خونه رو باز بزارم میلاد بیاد تو وقتی حشریش کردم بگم میخام با دیلدو بکنمت و میلاد بکنتش
شروع کردم خوردن کوس مریم ابش راه افتاد گفتم عزیزم یه سورپرایز دارم برات دیلدو گرفتم گفت نمیخوام اینا یکم ناز کرد و گفت بکن گفتم باید برگردی داگی شی پتورم انداختم رو سرش هیچی نمیگفت میلاد دید پتو رو انداختم اومد تو اتاق قیافه میلاد دیدن داشت وقتی از نزدیک کوس و کون مریم و میدید مریم لاغره ۱۶۴ قد و ۵۰ کیلو وزن با سینه های ۷۰ مثل دختر ۱۷ ساله میمونه کوس تنگی داره
میلاد آمد گفت بخورمش گفتم نه بکن اروم نفهمه من خوردم خیسه خیسه
کیر میلاد سفت شده بود حسابی یه لیس به کیرش زدم که آماده کردن بشه گذاشت دم سوراخ مریم سرشو مالید یکم بالا پایین میکرد مریم گفت بکن دیگه میلادم آروم گذاشت تو سوراخش مریم شک شده بود کلفت بود می گفت چقدر بزرگه گفتم یکم تحمل کن درست میشه
میلاد یکم بازی کرد تا جا کرد همشو اروم تلمبه میزد بعداز ۲دقیقه مریم داشت کیف میکرد میگفت چقدر خوبه بکن دارم ارضا میشم میلادم حال میکرد و شروع کرد تلمبه زدن یه ۱۰ دقیقه ای تلمبه میزد مریم ۳بار ارگاسم شده بود رو ابرا بود گفت حالتمو عوض کنم برگردم بیا روم منم دیدم حشریه گفتم بزار بدونه یکی دیگه داره میکنه اینم بگم تاحالا ارضا نشده بود این جوری داشت کیف میکررد میلاد کیرشو دراورد من مریمو برگردوندم گفتم بزار پتو رو صورتت باشه فقط حال کن گفت باشه میلاد امد روش و شروع کرد کردن مریم بازم ارضا شد و رو ابرا بود اصلا فکر نمیکرد یکی دیگه روشه میلادم فقط تلمبه میزد و کیف میکرد مریم دست انداخت میلاد و انداخت رو خودش داشت بازم ارضا میشد که دلش گویا لب میخاست پتو رو کشید کنار وچشاش بسته بود داشت کیف میکرد میلاد م دید داره ارضا میشه شروع کرد لب مریمو خوردن و تلمبه زدن مریم داشت لب میگرفت و ارضا شد و چشماشو باز کرد دید داره لب یکی دیگه رو میخوره شک شد یه لحظه میلاد گفت هیچی نگو من اروم باشه بزار ارضا شم میرم مریم سرشو برگردوند منو دید گفت چرا اخه همراه با ناله و شهوت خیلی حس قشنگی بود میلادم باز لبشو خورد مریم هیچی نمیفت و تو حشریت بود اصلا نمیخاست تموم شه میلاد گفت بریزم توش دم گوش مریم گفت بریز میلاد چسبوند به مریم خودشو با ۲تا تلمبه تمام ابشو خالی کرد تو کوس مریم مریم دیگه نا نداشت میلاد پاشد رفت خودشو شست و راهیش کردم رفت رفتم بقل مریم یکم بوسش کردم تماام بدنش بوی میلاد و گرفته بودگفت چرا این کارو کردی من نمیخاستم چرا تو عمل انجام شده گذاشتی منو یکم گریه کرد و ولی از طرفی ام تاحالا به این لذت نرسیده بود
ببخشید این اتفاقی که تازه افتاد برامون گفتم بزارم براتون شاید خوشتون بیاد الان چند روزه میگذره اصلا حرفشو نمیزنیم با هم به روی هم نمیاریم
از اونور میلاد میگه بازم میخوام کونشم باز کنم حالا ببینیم چی پیش میاد ممنون که وقت گذاشتین ببخشید

نوشته: کون لیس

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18