chochol ارسال شده در 29 فروردین اشتراک گذاری ارسال شده در 29 فروردین زهرا الههی شهوت زهرا زن همکارم بود.بین ۷ ۸ تا دختر بخش مثل الماس بود.چشمای خوشگل قد بلند باسن گنده سینه های درشت.هرچیزی که یه مرد آرزوشو داشت.خوش برخورد و ناز.تنها پسرهای بخش من بودم و شوهرش.قبلا یکی بهم رسونده بود زهرا دوران دانشجویی شیطنت خیلی داشته.هفته های اول خدمتم با همه دخترا نسبتا صمیمی بودم ولی بخاطر آماری که از قبل از زهرا داشتم با زهرا بیشتر صمیمی بودم.طوری که کم کم بهم داداش میگفت.هر کاری داشت به من میگفت.خوراکی میخواست من میخریدم شیفت داشت من وامیستادم پریود میشد هواشو تو شیفت نگه میداشتم.جور جور بودیم.شوهرشم کلی تشکر میکرد مرسی هواشو داری لطف میکنی.سیب زمینی نبود بنده خدا کاری هم بود ولی بقول زهرا روشنفکر بود.صمیمیت من با زهرا بعد اولین روز دختر بیشترم شد.براش یه خرس جاسوئیچی گرفتم وقتی قلبشو فشار میداد به چشاش روشن میشد میگفت آی لاو یو.عصر بود و شیفت بودیم صداش کردم آبدارخانه گفتم آبجی جونم چشماتو ببند.خرس و گذاشتم تو دستاشو چشماشو وا کرد.یه عالمه خوشحال شد و یهو پرید بغلم کرد.در حد ۵ ثانیه ولی همون بغل کار خودشو کرد.سینه های درشت و نرمش فشرده شدن توی سینه ی من.دیگه رفیق جون جونی شدیم.پریود میشد بهم میگفت.شوهرش دعواش میکرد بهم میگفت بیرون کار داشت بهم میگفت.ی جایی کلاس میرفت دیر تموم میشد من دنبالش میرفتم.داداش و ابجی نداشت تک فرزند بود منم از این فرصت الهی نهایت بهره رو میبردم.وقتایی که تو بخش راه میرفت لرزش رون های درشت و خوشگلش دلمو میببرد.هیچ کی نبود از دیدن کون گنده زهرا دلش آب نشه.ی روز از روزها زهرا داشت کار میکرد من دیدم مقنعه ش بلند وایساده موهاش دیده میشه رفتم گفتم زهرا مقنعه ت درست کن برگشت گفت میشه درست کنی.منم از خدا خواسته رفتم جلوتر کمی با دستم مقنعه شو صاف کردم به بهانه جمع کردن موهای پشت روپوش اش کمر و روی کونشو از رو لباس مالیدم کمی که خندید و گفت بسه الان کسی میبینه.از اینجا یواش یواش رابطه مخفی ما شروع شد گذشت تا یک شب که با هم شیفت بودیم.شیفت های شب ما ۳ نفره بودن.تا ۱۲ شب ۳ نفر بیدار بودن ۱۲ یکی میخوابید ۳ پا میشد.اون دو نفرم تا ۳ بیدار بودن ۳ میخوابیدن تا صبح. من با زهرا و یکی از دخترای دگ شیفت بودم.زهرا از اولای شیفت حالش خوش نبود ازش ک پرسیدم گفت پریوده و حالش خوب نیست.ساعت ۱۱ شروع اولین سکسی بازی های من و زهرا بود.پیام داد بهم نوار بهداشتی نداره و پریود شده.سریع رفتم از روبروی بیمارستان براش خریدم و آوردم.پیام دادم بیا خریدم با نصب رایگانه.اومد در اتاق آبدارخانه ازم بگیره گفتم نصب رایگانه ها مشکل داشتی بگو ک خندید و گفت نکنه نصابش تویی.منم گفتم اگر بانو مایل باشن در خدمتم.از چشماش میشد فهمید حتی با پریودی بازم میخاره.گفت باشه نصب کن ولی بزار دختره بخوابه بعد. ۱۲ که شد صداش زدم انبار به بهانه بردن سرنگ و الکل اومد تو گفتم زود باش میخوام نصبش کنم.رفت نوار بهداشتیشو اورد منم تو دلم جشن و عروسی بود الان میخواد شلوارشو دربیاره. یهو دست کرد از زیر روپوشش یه شرت تمیز در اورد.گفت بیا نصبش کن دارم میرم بپوشمش.لحظه قشنگی بود شورت توری خوشگل ترین همکار بیمارستان توی دستم بود ولی با یه شورت کی سیراب می شد.اخم کردم.خندید.گفت پس چی فکر کرده بودی نصاب خان. گفتم من محل نصبو میخواستم ببینم.خندید گفت هنوز زوده برات دیدن محل نصب.از لجش شورتشو میخواستم ندم. کلی بو کردم شورتشو اونم هی میخندید.میخاستم سکسی ترش کنم ولی میترسیدم یهو از دستم بپره.نوار بهداشتیو گرفتم چسبشو کندم شورتش خوشگلشو باز کردم و نوار و چسبوندم داخل شورت و بهش پس دادم خواست که بره به شوخی گفتم بزار محل نصب ببینم دیگه برگشت جلو روپوششو زد کنار دیدم شلوارشو زیاد کشیده بالا شورتش رفته لای چاک کوسش دوتا لب خوشگل کوسش از رو شلوار لی چسبانش معلوم شده.گفت اینها اینم محل نصب.اروم جلوش زانو زدم صورتمو قشنگ بردم از جلو کوسشو ببینم.باور کردنی نبود لبهای کوس زهرا دختر کون گنده بیمارستان جلو چشامه.روپوشش رو آورد جلو و رفت. اون شب گذشت و من بیشتر از خود شوهرش حتی توی کارها کمکش میکردم تا جایی که گاها جلو شوهرش میگفت برام فلان خوراکیو بخر داداش فلان ساندویچی میخوام. چند شب دیگه دوباره با هم شیفت بودیم نزدیکهای صبح مشغول انجام کارهامون بودیم که من برا آوردن ی چیزی رفتم انبار.وسیله ای که دنبالش بودمو پیدا نکردم اومدم گفتم زهرا تو میدونی کجاست عمدا که بلکه بیاد داخل انبار.انبار ته یه راهرو دراز بود داخل بخش که اگه سکس هم میکردی صدات بیرون نمیرفت.اومد زهرا و داشت یخچال ها رو بررسی میکرد.یه ساپورت سیاه پاش بود که از شدت تنگی شکل شورت هفت قشنگش از رو روپوش مشخص بود.آروم دستمو گذاشتم روی کونش.خندید گفت نکن کسی میاد.گفتم این ساعت ۴ صبح کی میاد داخل انبار داروخانه.چیزی نگفت منم جرات پیدا کردم دستمو کشیدم دوباره روی کونش.عمدا هیچی نمیگفت ولی مشخص بود داره حال میکنه.دستمو که خواستم ببرم لای چاک کونش برگشت سمتم چشم تو چشم شدیم.گفت چته مرتضی.منم آروم رفتم جلوتر.لبهاشو بوسیدم.گفتم هیچی نیست عاشقت شدم.ساکت شدیم ۱ دیقه.صورتش سرخ سرخ شده بود.صورت منم دست کمی ازش نداشت.لبهامون بعد یک دقیقه چسبید بهم.زبونمو درآوردم و روی لب خوشرنگ زهرا کشیدم لبهاشو خیس کردم.مثل عسل بود لبهاش.من حشری اون از من بدتر.تازه میفهمیدم اون همکار ناقلا قبل از،من چه حال و هول هایی با زهرا کرده.لبهاشو لیس میزدم و صدای آه اوه زهرا خوشگل ترین پرستار بخش کل گوشمو پر کرده بود.همزمان دستام رو از پشت روی کون نرم و بزرگش میکشیدم لای کونشو وا میکردم لپ کونشو میکشیدم.رو ابرها بودیم.از جلو کیرم داشت با ساپورت خیسش سلام علیک میکرد.تکیه اش دادم به دیوار جلوی روپوششو کنار زدم.یه لکه کوچیک خیسی جلوی کوسش روی ساپورت بود.همون جا رو لیس زدم.و اولین طعم از آب کوس زن همکارم رفت دهنم.کمی که لیس زدم یهو فشار دستاشو پشت سرم حس کردم که سرمو روی کوسش فشار میداد.جلوی ساپورتش خیس خالی شد از آب دهن من و آب کوس خودش. تازه گرم شده بودیم و من می خواستم بلند شم روپوششو باز کنم که تلفن بخش زنگ خورد.سریع جمع جور کردیم برگشتیم بخش.بخش دوربین داشت و نمیشد کاری کرد.از پشت میزش بهم چشمک میزد و میخندید.رفتم بهش پیام دادم قربون محل نصب ات بشم آبجی جونم.جواب داد محل نصب م توی دهنت داداشیم.دیگه تموم شد.مخ زن علی رو زدم.تلاش های ۱۲ ماهه ام اولین ثمرشو نشون داد. صبح شیفت تموم شدنی سوارش کردم تا برسونمش. از بیمارستان که خارج شدیم تو خیابان اومد سوار شد و حرکت کردیم.توی راه یه دل سیر کوسشو از رو ساپورت مالیدم.زهرا هم از خجالتم در اومد و از روی شلوار کیرمو حسابی مالید.نمیشد بیشتر از این کاری کرد.همینم غنیمت بود بعد یک سال.رسیدیم در خونشون.پیاده شد رفت.رفتنی گفتم به علی کوچولو هم سلام برسون.خندید گفت برم حساب دول موشی اش رو برسم. یواش یواش روی ما به هم باز شد و زهرا کم کم همه زندگیشو برام تعریف کرد.پسره شوهرش کیرش کوچیک بود زهرا هم داف عالم.بالاخره یه جایی نشتی باید میداد از این کمبود.هرجا کاری داشت زنگ میزد میرفتم دنبالش.کم کم از داداشی شدم مرد مهربون من. شیطنت سکسی دوم ما چند روز بعد اون شب بود.نزدیکهای ولنتاین بود و بهش گفتم اگر ممکنه علیو بپیچونه و بریم بیرون قبول کرد. ظهر ولنتاین زنگ زدم رستوران بودن دوتایی به مناسبت ولنتاین.گفتم عصر چند بیام که گفت راضیه جون ساعت ۴ در بیمارستان میبینمت. تو کونم عروسی بپا شد.یک ربع به چهار دم در بیمارستان بودم.دیدم ماشین علی رو آورد پیاده ش کرد رفت.داف خوشگل قلب ما عین الماس اونور خیابان برق میزد.زنگ زد گفتم بیا این ور خیابانم.اومد سوار شد و قلب من هم عین کیرم شق شد.ساپورت شدیدا نازک قهوه ای.مانتو تا زانو چسبان و روش هم یه پالتو تا زیر زانو که منظره مخفی بمونه.دستشو بوسیدم گفتم بانوی من بریم.چشمکی زد و رفتیم.یه جایی بیرون شهر میشناختم باغات بود کلا.رفتیم.بهمن ماه زمستون ی نفرم نبود اون ورا ی کوچه بود دو طرفش درخت بود تابستونا درختا بالای کوچه دم میگرفتن خنک و سایه میشد پشت دیوار یه باغی.رفتم اونجا پارک کردم.اطراف رو چک کردم خبری نبود.کفشاشو درآورد صندلیمو عقب کشیدم اومد رو پاهام نشست.سرامون رسید بهم و لبها قفل هم شده.عین حیوونایی که بچه تازه به دنیا اومده شونو لیس میزنن همو لیس میزدیم.شاید ی ربع حتی بیشتر.کم کم حس میکردم لبهام میخواد ترک بخوره.زبونمو میکردم توی دهنش زبونمو میک میزد اون زبونشو میکرد توی دهنم من میک میزدم.کم کم هوا داشت تاریک میشد گفتم بریم صندلی عقب اول اون رفت بعدش من.شالشو از سرش برداشتم موهای خوشگلش ریخت روی مانتوش.دکمه های مانتوشو وا کردم.سینه های درشت و خوشگلش نمایان شدن از زیر پیراهنش.پیراهنشو آورد بالا یه عطر ادکلن مخلوط با بوی بدن حشری یه زن لوند اومد بیرون.می خواستی جز اون بو نفس نکشی.سوتینشو آوردم پایین ممه هاش افتادن بیرون.دهنمو گذاشتم رو نوک سینه چپش شروع کردم مکیدن و لیس زدن.اون یکی ممه شم با دستم میچلوندم.حالش دست خودش نبود دیگه.تکیه دادم به در سمت چپ اونم دراز کشید تو بغلم.دهنمو بردم رو ممه راستش شروع کردم لیسیدن گاز گرفتن.زهرا داشت له له میزد.هیچی حالیش نبود.از پایین کیرمو گرفته بود توی دستش از رو شلوار.گفت بذار بخورمش ازم جدا شد نشست پشت صندلی شاگرد کیرمو دراورد.دهن گرم زهرا و کیر خیس من.سرشو بوسید.سوراخ کیرمو با نوک زبونش لیس میزد.کیرم اگر زبان داشت چه حرفها ک نمیزد.کل طول کیرمو لیس میزد تخمامو لیس میزد.ولی هنوز نکرده بود دهنش.دستمو بردم پشت سرش تا اگر خواست بکنه دهنش اروم فشار بدم بره ته حلقش.نصف کیرم دهنش بود که آروم سرشو فشار دادم جلو همش رفت تو.با دستاش میخواست بره عقب فشارو زیاد کردم رفت ته حلقش.عقققققق عقققققق.دراوردم.اب دهنش موقع دراومدن کیرم کشیده شد تو هوا.لباشو گرفتم دهنم لب گرفتم ازش.گفتم زهرا عاشقتم میمیرم برات.کیرمو با دستش تکون میداد.کرد دهنش شروع کرد ساک زدن.جوری میخورد انکار قحطی زده غذاس و این کیر تنها غذای دنیا یکم که خورد آوردمش بالا خودم رفتم پایین.ساپورتشو خواستم بکشم پایین گفت خودم در میارم صب کن.ساپورتشو درمیاورد و دوتا رون سفید خوشگل تو نور چراغ سقف ماشین نمایان میشدن.یه شورت خوشگل پاش بود که الان فقط کش دور کمرش خیس نبود.شورتش یه لکه خیس کامل بود.درآورد و حین دراوردن دستشو گذاشت جلو کس خوشگلش.شورتشو گرفت سمتم گفت لیس بزن آبمو.شورتشو گرفتم.وسط شورت یه لکه آب کس غلیظ بود.زبونمو کشیدم روش.تو خودم نبودم.شورتو لیس میزدم میکردم دهنم درمیاوردم.شورت عشقم بود.دور کیرم کشیدم وسط شورتشو و آب کیر عشقم کیرمم خیس کرد.رفتم وسط پاهاش.جلوی کوسشو گرفته بود.دستشو بوسیدم.گفتم عشقم بزار کوستو بخورم.موهای سرمو ناز کرد دستشو برداشت.یه کوس خوشگل و ناز.یجوری خیس و باد کرده انگار تازه کیر توش بوده.اول بو کردمش.بوی مخصوص کس حشری میداد.ی بوی شیرین چرک مانند که بوی مخصوص کس هست.دوس داشتم انقد بوش کنم بیهوش شم.زهرا به کمر خوابیده بود پاهاشم وا کرده بود از هم زبونمو از پایین کسش کشیدم تا رو چوچولش.کل دهنم پر آب لزج کسش شد.بدنش جوری به رعشه افتاد سرمو فشار داد رو کسش موهامم کشید.شروع کردم لیسیدن کسش.کل کسشو لیس میزدم همشو میکردم دهنم درمیاوردم.از پشت سر هم فشار دستهای خانم بود که سرمو رو کسش فشار میداد.چوچولشو کردم توی دهنم و شروع کردم میک زدن.یه جوری باد کرده بود مث فندق.سرخ و شق کرده.هرچی بیشتر میخوردم خیستر میشد دهنم.دست چپمو از زیر اوردم بالا و با آب دهنم خیس کردم.انگشت وسطی و کوچیک کنار یشو کردم تو سوراخ خیس عشقم شروع کردم نرم نرم عقب جلو کردن.از بالا هم با دست راستم ممه شو میمالیدم.صدای آه و ناله زهرا کل ماشینو پر کرده بود.از شدت حشر موهامو میکشید.مزه نسبتا شور آب کوسش داشت روانیم میکرد.پوزیشن سختی بود دست پاهام کامل گرفته بود ولی جانانم داشت ارضا میشد چاره نداشتم.انقدر ادامه دادم که صدای آه زهرا شد جیغ خوشگل و حشری.آبش اومد صاف توی دهنم.نه مث فیلما بپاشه.در حد ی قاشق.قورتش دادم هر چند طعم باحالی داشت.هر دو نفس نفس میزدیم.اومدم روش.لبهاشو بوسیدم گفتم ولنتاین مبارک عشقم.یکم اروم تر شد گفت نوبت منه جا عوض.نشست جای من کیرمو کرد دهنش.واقعا داشتم منفجر میشدم از شهوت.دلمو سوراخ کوسشو میخواست نه دهنشو.یکم کشید منو سمت خودش ممه هاشو آورد جلو کیرمو گذاشت لا ممه هاش.با زحمت فراوان دو دیقه لای ممه هاش مالوند کیرمو.بهش گفتم بسه بزارش دهنت داره آبم میاد.شروع کرد خوردن کیرم.یک دیقه نشد آبم با فشار ریخت توی دهنش.همونجا نگهم داشت همه ی آبم بیاد.من دیگه افتادم عقب.آبمو قورت داد و بلند شد نشست منم نشستم.لباسهامونو درست کردیم.شورتشو تنش کرد و آماده شدیم کم کم حرکت کنیم ب سمت شهر. رسوندمش در خونه شون.با قیافه خسته و بی رمق رفت. رفت تا چند هفته بعدش قرار مسافرت دوتایی مون به رشت رو با شوهرش هماهنگ کنه مثلا قراره با دخترای همکلاسی دوران مدرسه اش برن. نوشته: ریضاوا لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده