رفتن به مطلب

داستان تماشای سکس مامان و بابا


poria

ارسال‌های توصیه شده


سکس مامان مژده و بابا علی
 

سلام ساسان هستم الان ۲۲ سالمه خاطره واقعی برمیگرده ۵ ۶ سال پیش که حدودا ۱۵ سالم بود و تازه از طریق دوستم که خیلی زودتر از من جق رو شروع کرده بود با جق آشنا شده بودم و کلی فیلم و عکس برام فرستاده بود و تقریبا هر شب تو تختم ی هدفون میزاشتم و همزمان با دیدن فیلم ها با خودم ور میرفتم تا اینکه ارضا میشدم و میخوابیدم اون موقع خونمون قدیمی تر بود دو خوابه ی خواب کوچیکتر تخت من بود و خواب بزرگتر تخت بابا مامان و و کمدها .خوابهای از هم فاصله داشتن و وسطشون هم پذیرایی بود .مامانم مژده که اوموقع ۳۳ سالش بود حدودا .از اون دست از خانم ها که کاملا بروز و اهل باشگاه رفتن و به خودش رسیدن و هر ماه لیزر می رفت .موهاشو مشکی میکرد و کراتین میزد بخدا بازم ته چهرش،می خورد که دختر خونه باشه تا زن بچه دار .ی باسن بزرگ که باهر لباسی حتی گشاد باز خودشو نشون میداد .دوستم امیر علی که فیلم هارو برام میفرستاد اوایل وقتی میخواست بهم آموزش بده جق زدنو گاهی برام مثال میزد که سکس ی جیز سادس و حتی مامان بابات ممکنه هرشب سکس کنن و همیشه سعی میکرد بحث رو بکشونه به سمت مامان مژده و اندام شهوتیش و من همیشه بحث و ناخوداگاه عوض میکردم
قضیه از اونجا شروع شد که وقتی تنها میموندم خونه میرفتم سر وقته شورتای مامانم ‌.وای چه شرتایی چه بویی .تا میگرفتم دستم کیرم سیخ میشد بعد میمالیدم به کیرم و مامان مژده رو تصور میکردم که لخته و فقط همون شرت پوشیده و یاد حرفه امیر علی میوفتادم که هرشب سکس داره با بابام و خیلی سریع ابم میومد گاهی حتی دوبار تو اون حالت جق میزدم البته با فاصله ۲۰ دقیقه ای .آماره همه شرتای معمولی و سکسیشو داشتم .ضمنا اینو یادم رفت بگم که در اتاق خواب اونا خراب شده بود و اصلا بسته نمیشد و باز بود کلا یعنی کلا باید درب اتاق عوض میشد و قایل تعمیر نبود و ماهم مستاجر و وظیفه ما نبود هزینه کنیم .شاید یکی از دلایلی که ما رفتیم جای دیگه مستاجر شدیم همین مسئله بود خخخ
قضیه از اونجا شروع شد که ی شب که شاش داشتم و میخواستم برم دستشویی یهو صدای سکسشونو شنیدم و دیگه نرفتم و تو همون حالت گوشمو تیز کردم که صدا رو کامل گوش کنم ساعت دو شب بود تازه فهمیدم سکس بابام و مامانم تو این ساعتا شروع میشه که مطمئنا من خوابم
با وجود شاش کیرم شق شده بود خیلی دوست داشتم بدونم تو چه حالتین ولی جرات نداشتم برم
بعد نیم ساعت صداشون تموم شد و دیدم مامانم رفت دستشویی و ی ربع آب باز بود و بعدش اونم در اومد و رفت خوابید و سکوت کامل .بعد چند دقیقه منم رفتم دستشویی و تمام
فردا بعد ظهر یا تصور همون صدا دوباره حق زدم
سه چهار شب بعد که باز فرداش تعطیلی بود و عصر مامان مژده رفت حموم و ی حموم طولانی حدس زدم امشب باز برنامه دارن ساعت قبل ۱۲ شب با بابام خاموشی داد ی جورایی و رفت خوابید بعد مامانم رفت منم برقارو خاموش کردم و رفتم رو تختم .و با خودم گفتم حتی اگه چشمامو بستم ولی نخوابم .ی ساعتی گذشت یهو دیدم مامان مژده اومد جلو در اتاقم و ی دیقه مکث کرد البته من زیر چشمی و یکم چشمم باز کرده بودم و بعدش رفت و تازه فهمیدم اونا همیشه چک میکنن که من خواب باشم .
بعد چند دقیقه باز صدای لب گرفتن شروع شد و ناگفته نمونه مامانم از تاریکیه مطلق اتاق خواب بدش میومد و ی چراغ خواب خیلی خیلی کوچیک داشتن که به پریز وصل میشد و همون کافی بود که تا حدودا مشخص میشد که در چه حالتین .من که خیلی کنجکاو شده بودم و از قبل کامل خودمو قانع کرده بودم اولین سکس واقعی عمرمو ببینم و از فیلم پورن دیدن خسته شده بودم به خودم گفتم باید آروم پاشم و بعد چند دقیقه خیلی آهسته همین کارو کردم و رفتم پشت دیوار اتاق خوابم قایم شدم و سرمو اروم بردم بیرون و اونجا بود که عظمت اندام سکسیه مامان مژده رو دیدم باباعلی کامل خوابیده بود و مامان مژده رو زانوهای باباعلی نشسته بود تختشون ی حالتی بود که کامل از بغل دید داشتم و مامان مژده داشت مثل یک پورن استار براش میخورد و گاهی کیرو از دهنش در می آورد و س لیس سراسری از تخم میزد تا کلاهکش .بابام هم که کاملا چشاش بسته بود و صدای تنفسش میومد گاهی دستشو میکرد تو موهای مامانم و با موهاش بازی میکرد و ی صحنه قشنگ اونجا شکل گرفت وقتی مامان مژده داشت دوبار بعد لیس زدن ساک میزد یهو که کیر حدودا۱۴ سانتی بابامو تا ته کرد دهنش بابام پاهاشو دور بدن مامانم پیچوند و ی جورایی قفلش کرد و همزمان با دست سرشو گرفت و چند ثانیه ای همین حالتی که کیر تا ته حلقش بود موند و بعد مامانم با ی فشار که نشون میداد داره خفه میشه خودشو ازاد کرد و کلی اب و خلط از دهنش ریخت رو کیر بابام البته اون قسمتش چندش بود برام و دوباره ادامه دادن بعد چند دیقه مامام انگار خسته شد و شایدم دلش کیر میخواست و ساک زدنو رها کرد و کامل خوابید رو بابام و میشد حدس زد که کیر بابام لای پای مامانم باشه بعد مامان مژده دستشو از پشت برد لای پاش و انگار کیررو با دست کرد تو کسش .البته اصلا شبیه فیلم سوپرا نبود و این حالتی که مامانم کامل خوابیده بود رو بابام و لبشون روهم و بابام دستاشو از پشت چفت کمر مامانم کرده بود و کیرش که مشخص نبود چون من از بغل میدیدم تو کس مامانم و فقط میدیدم کون مامانم یکم بالا پایین میشه تا کیر تو کسش ثابت نباشه .بعد دوسه دیقه اون حالتی بابام پاهاشو برد وسط پاهای مامانم و پاهای مامانم بازتر شد و بابام ی مقدار کف پاشو ستون کرد و از همون زیر شروع به تلمبه زدن کرد با ی سرعت متوسط و ممتد اینکارو میکرد حدس میزدم با هر تلمبه تا ته کیر میره تو کسش .گاهی دستاشو از کمر می آورد رو کون برجسته مامانم .تو کل مدت هم لب تو لب بودن .ولی قبلش تصورم از سکسشون صحنه های فیلم سوپر بود ولی اصلا شبیه نبود و کاملا اماتور وار پیش میرفت بعد چند دقیقه یهو دیدم مامانم کامل نشست رو کیر بابام و همون پوزیشن کابوی اسب سوار رو فک کنم انجام داد بابام هم فقط ممه هاشو با دست چنگ میزد بعد چند دقیقه همون حالت که مامانم جلو عقب میکرد و کاملا کیر غیب شده بود تو کسش . یهو مامانم کامل شل شد و خودشو انداخت رو بابام و بعدا فهمیدم اون جا مامانم ارضا شده بود بعد چند ثانیه که بدون تکون بودن بابام بای چرخش رفت بالا ‌و مامانم ی جورایی منتظر بود تموم بشه و متوجه شدم بابام از مامانم خواست که بچرخه و رو شکم بخوابه .وای کون درشت و گوشتی مامانم رفت زیر کیر بابام و بابام شروع کرد به تلمبه زدن البته مطمئن بودم تو کس مامانم تلمبه میزنه چون هم راحت رفت تو هم بی درد .بعد چند تا تلمبه سریع و خیلی زود بابام کیرشو کشید بیرون و کیرشو گذاشت رو کون مامانم بین لمبه هاش و لا کونی بالا پایین کشیدن که یهو بابام رو زانوش نشست و ی طوری سره کیرشو گرفت که آب فقط بپاچه رو کون مامانم. آب بابام که حدودا ی قاشق میشد پاشید رو کونش و همزمان بای دستش لمبه مامانمو چنگ میزد .بعد سریع دستمال کاغذی آورد و آبو پاک کرد و منم سریع رفتم تو تختم .همون شب با دو دیقه ور رفتن با کیرم ارضا شدم و تا ی هفته هر روز چند بار جق میزدم .البته بارها من سکسشونو تو اون خونه دیدم و متوجه شدم همیشه اول بابام کس مامانمو میخوره و اونشب چون من دیر رفتم اون صحنه رو ندیدم .و تو ۹۰درصد شبا مدل سکسشون تقریبا شبیه همه.و دیگه برام عادی شده بود تا اینکه از اون خونه در آمدیم و رفتیم ی خونه که کامل در اتاق خوابها بسته میشد و دیگه این عادت بد رو ترک کردم .خاطره کاملا واقعی بود و داستان نبود

نوشته: ساسان

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18