رفتن به مطلب

داستان بی غیرتی مرد کونی


behrooz

ارسال‌های توصیه شده


خاطرات مرد کونی بیغیرت - 1
 

قسمت اول: چطور بی غیرت شدم
سلام
من آرش هستم
34 ساله، متاهل، کونی و بی غیرت
میخوام یه سری از خاطراتم رو براتون بنویسم. همه واقعی هستن امیدوارم خوشتون بیاد
من از بچگی عاشق کیر بودم و به بعضی از بچه های محله می دادم. البته اولاش فقط لاپایی بود و نمیکردن تو ولی همون هم لذت داشت. اون موقع زیاد از ساک زدن خوشم نمیومد و بزور ساک میزدم ولی کم کم همه چیز عوض شد و فتیش ها یکی یکی اومدن. کار به جایی رسید که اگه یه روز کیر گیرم نمیومد هرچی دم دستم بود میکردم تو کونم. از اسپری و خیار و هویج و بادمجون بگیر تا … .
یه چیزی هم راجع به اولین کون دادن بگم اونم اینه که هرکی میگه بار اول درد نکشیدم دروغ میگه . من با اینکه قبلش چند وقت خودم با انگشت با خودم ور میرفتم ولی بار اولی که کیر رفت تو کونم احساس کردم دارم از بالا و پایینه سوراخ کونم جر میخورم و نفسم بند اومده بود.
خلاصه وقتای تنهایی هم توی وب دنبال کیر میگشتم. لخت میشدم وب میدادم و از اون طرف هم وب کیر میدادن و من آبشون رو میاوردم اینجوری که مثلا اسپری یا خیار میکردم تو کونم اونا هم جق میزدن. اولا بی غیرت نبودم. توی چت همه دنبال بیغیرت میگشتن من اصلا خوشم نمیومد. هروقت هم داشتم وب کون میدادم و طرف بهم فحش مادر یا خواهر میداد یا میگفت از مادرت بگو وب رو قطع میکردم.
دوتا از بچه های محل (رضا و علی) بودن که بهشون کون میدادم. چون مامانم معلم بود خیلی خونه تنها میشدم. مخصوصا وقتی تایم بعد از ظهر کلاس داشت چون بابام هم ساعت 4 میومد خونه و من بعد از مدرسه سه چهار ساعت تنها بودم. اونا معمولا میومدن خونمون من رو میکردن. کیر رضا کوچیکتر بود و همیشه اول اون میکرد تا کونم جا باز کنه و بعد علی میکرد. من از علی خیلی خوشم میومد. خوشتیپ و خوش هیکل بود کیرشم کلفت بود و خیلی خوب میکرد. یبار که رضا تو خونمون داشت من رو میکرد علی از اتاق زد بیرون من اول فکر کردم رفت دستشویی ولی بعد از چند دقیقه با یکی از شورت های مامانم برگشت تو اتاق
من همینجوری که به شکل داگی داشتم کون میدادم دیدم دم در ایستاده داره شورته رو نگاه میکنه برق از کلم پرید. علی گفت بیا اینو بپوش ببینیم چه شکلی میشی. رفته بود از تو کمد لباسی مامانم شورتش رو آورده بود. اینقدر عصبانی شدم که حد نداشت. رضا رو زدم کنار بلند شدم شروع کردم دعوا با علی که چرا رفتی سر کشو لباسی مادرم و از این حرفا. هرچی هم رضا بنده خدا با کیر شق شده وساطت کرد فایده نداشت از خونه انداختمشون بیرون. تا دو سه روز عصبانی بودم ولی کم کم از نبود کیر داشتم دیوونه میشدم. رضا و علی هم هیچ زنگی نزدن. با اینکه میترسیدم راحت توی نت قرار بزارم ولی از روی ناچاری با یکی که چند بار بهم وب داده بودیم و اونم خونشون اکباتان بود (بلاکشون با ما فاصله داشت) قرار گذاشتم. شب با ترس و لرز همون بیرون یجای خلوت پشت درختا کشیدم پایین اونم کیرش رو تف زد کرد تو کونم چند تا تلمبه زد و آبش دو دقیقه نشده اومد و ریختمش رو برگا و بعدشم انگار سازمان سیا دنبالمونه هرکدوم از یک طرف فرار کردیم. من بیشتر رفتم تو کف. نمیدونستم چیکار کنم که علی و رضا دوباره اوکی بشن. همون شب زنگ زدم رضا. خیلی سرد جواب داد خودمو زدم به اون راه گفتم خبری ازتون نیست سر نمیزنین رضا گفت برو بابا با اون دعوایی که تو راه انداختی بیایم چیکار. گفتم در خونتونم بیا کارت دارم. اومد پایین شروع کردم خایمالی و اینکه کار علی هم درست نبود و … که رضا گفت مگه چیکار کرد گفت شورت زنونه بپوشی بیشتر حال میده انگار داریم زن میکنیم خوب راست گفت. با اینکه بازم از طرز حرف زدنش خوشم نیومد ولی جلو خودم رو میگرفتم خرابکاری نکنم. گفتم حالا شما فردا بیاید یه حالی بکنیم. زنگ زد علی. من دل تو دلم نبود که علی چی میگه. علی گفت من نمیام (داشتم می شنیدم صداشو) گوشی رو از رضا گرفتم فکر کنم فقط التماسش نکردم وگرنه رسماً گفتم گوه خوردم بابا بیخیال شو. آخرش گفت هرچی گفتم میپوشی؟ با اکراه گفتم تو بیا آره میپوشم. شب همش یه این فکر میکردم که حالا باز میخواد بره سراغ لباس زیرای مامانم و اذیت میشدم ولی اینقدر تو کف بودم که مجبور بودم بسازم. روز بعد از مدرسه که برگشتم سریع غذام رو خوردم و بچه ها هم زود اومدن (اونا هم به بهونه درس خوندن با دفتر کتاب میومدن که مادراشون گیر ندن) همون اول علی گفت بریم تا بهت بگم چی بپوشی. رفتیم تو اتاق خواب مامانمینا علی در کشو لباسی رو باز کرد شورتا و سوتینا مامانم رو هی بر می داشت نگاه میکرد که رضا هم رفت کنارش. شورتای مامانم تو دست رضا و علی بود و من داشتم نگاشون میکردم. یه شورت و سوتین مشکی ساتن انتخاب کردن که شورتش لامبادایی بود رفتیم تو اتاق خودم. من لخت شدم و پوشیدمشون. حقیقتاً حس بدی نداشتم. احساس زن بودن احساس جالبی بود و اینکه شورت خیلی نرم و جالب بود پشتش هم که فقط یه بند بود که رفته بود لای کونم. خلاصه اون روز برای اولین بار با شورت و سوتین مامانم کون دادم و از اون به بعد کار هر روز من شده بود همینو کار به جایی رسید که دیگه خودم انتخاب میکردم کدومو بپوشم و دیگه داشتم لذت میبردم و حتی وقتی وب میدادم هم شورت مامانم رو میپوشیدم و کم کم وقتی کسی راجع به مامانم حرف میزد بدم نمیومد. خودم داشتم بیغیرت شدنم رو مرحله به مرحله میدیدم ولی کاری از دستم بر نمیومد چون نمیتونستم از کیر دل بکنم. یه پسره یبار توی وب چت (من مینوشتم اون صدا میفرستاد و هردو وب میدادیم) اسم مامانم رو پرسید و بعد شروع کرد همینجوری که من داشتم وب کون بهش میدادم راجع به مامانم حرف زدن که اوووف چه کُسی بوده که تو رو داده بیرون با این کونت. اونجا اولین بار بود که حس کردم دارم از فحش لذت میبرم و وقتی بیشتر فحش داد من شق کردم که خود پسره هم فهمید و گفت خاک تو سر بی غیرتت کنم بهت فحش مادر دادم شق کردی؟ نوشتم آره اونم دیگه شروع کرد هرچی فحش بود نثارم کرد و من اینقد تحریک شدم شروع کردم جق زدن و با فحشاش آبم اومد.
چند روز بعد که علی و رضا اومدن میخواستم یه جوری بهشون بفهمونم که فحش میخوام. رفتم یکی از شرتا مامانم رو اوردم به علی گفتم به نظرت این اندازه کون من هست یا فقط اون شورت های لامباداییه مامانم رو میتونم بپوشم ؟
گفت اینم کشیه میتونی بپوشی گفتم آخه کون من از کون مامانم کوچیکتره. اینو که گفتم چشاشون برق زد علی گفت جووون شق کردم کونده یه چیزی بپوش بیا بخواب. ولی بازم احتیاط میکرد و فحش نمیداد تا اینکه وسطای سکس بهش گفتم به نظرت این شرت بیشتر به من میاد یا مامانم. اونم که چراغ سبز من رو دید دیگه خیالش راحت شد و شروع کرد راجع به مامانم حرف زدن :
یبار که شهلا این شرت پاش بود باید ببینمش که بفهمم به کدومتون بیشتر میاد و چون مامانت کونش بزرگتره فک کنم به اون بیشتر میاد. من لنگام هوا بود علی داشت دولنگ سرشون کونمو میگایید اینو که گفت کیرمو از بغل شورتم اوردم بیرون شروع کردم جق زدن. علی فهمید حال کردم بیشتر از مامانم گفت: یروز با همین شورت مامانتو میکنم کونی. شورت مامانت بو کُس میده فردا خودت و مامانتو با هم میکنیم …همینجور کیر کلفتش رو تو کونم عقب جلو میکرد و تو چشام نگاه میکرد و راجع به کس مادرم حرف میزد که رضا اومد کیرش رو کرد تو دهنم. علی داشت از کنار شورت مادرم کونمو می گایید و رضا هم داشت تو دهنم تلمبه میزد و دوتاییشون بهم فحش میدادن : کیرم تو کس مادرت مادر جنده ، اگه مادرت جنده نبود که تو کونی نمیشدی تخم حروم، معلوم نیست کی مادرتو کرده تو بدنیا اومدی…بعد اونوریم کردن و داگی میکردنم و رضا همچنان تو حلقم تلمبه میزد من تو فضا بودم و از هر بار عقب جلو شدن کیر علی توی کونم لذت میبردم که علی پرسید دوست داری مادرتو بکنم گفتم آرههههه دوست دارم گفت میکنمش مادر سگ کیرم تو کس مادرت کونیه بی غیرت که آبم اومد…
هم خجالت می کشیدم که الان دیگه علاوه بر کونی بودن بی غیرت هم شدم و هم خوشحال بودم که صفرعلی هم برا فحش به مادرم باز کردم.
اینم بگم که همه بی غیرتا مثل بقیه آدما مادرشون رو دوست دارن ولی این فتیش باعث میشه از این حرفا لذت ببرن
این بود قسمت اول داستان من.

نوشته: آرش کون طلا

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18