kale kiri ارسال شده در 12 فروردین اشتراک گذاری ارسال شده در 12 فروردین بعد مدتها ساک زدم سلام نوید هستم 29 سالمه میخوام داستان اوکی شدن با یکی از دوستای صمیمیم رو تعریف کنم، بچه که بودم تا 18 سالگی با چندتا از بچه های فامیل کون کونک بازی کرده بودم ولی بزرگ که شدیم هرکی رفت سوی خودش هر بار که توی دید و بازدید ها همدیگه رو میبینیم طوری رفتار میکنیم که انگار نه انگار نوجوانی خاصی داشتیم. اونارو نمیدونم ولی من هنوز گاهی با خیار به کونم حال میدم و دنبال پارتنر معتمد میگردم که تا این لحظه بجز داستانی که میخوام تعریف کنم هنوز کیس خوب پیدا نکردم. من 20 سالگی رفتم خدمت و از زمان ورود به یگان خدمتیم یک دوست هم خدمتی دارم که هنوزم با همدیگه در ارتباطیم اما در طی این سالها هیچوقت روم توی روش به این شکل باز نشده بود مثل خیلی از رفاقت ها نهایتش جلوی هم میگوزیدیم و خیلی دیگه میخواستیم شوخی کنیم یه انگولک ریزی میکردیم همو مثلا سر کیر همدیگه رو می گرفتیم و غیره. یه مدتی بود تو فواصل کوتاه باغ و ویلا اجاره میکردیم و دور هم جمع میشدیم به قول معروف پول رو به کس گاو میزدیم تو این مدت که بیشتر من این دوست عزیزم رو میدیدم کرمم زده بود بالا و این شوخی دستیا رو بیشتر کرده بودم. وقت و بی وقت توی هر خلوتی که میشد کیرشو از رو شلوار تو دستم میگرفتم و می دیدم جلوی شلوارش بزرگ میشه متوجه شدم اینم بدش نمیاد یه حالی بکنه چون در جریان کات کردنش بودم میدونستم کمرش پره. ماجرای که میخوام تعریف کنم هم برمیگرده به دو سال پیش، با همین همخدمتیم که اسمش بماند و جمعی از دوست های مشترکمون (این چند سال به واسطه ارتباطی که باهم داشتیم دوست های مشترک زیادی پیدا کردیم) یک باغ ویلا اجاره کردیم که جمع بشیم یه جوج و عرقی بزنیم. آخر شب بود همه تقریبا مست بودن بجز من که چت بودم چون من با الکل زیاد میونه خوبی ندارم بیشتر با چت بازی حال میکنم، من و این دوستم فازشو گرفتیم بریم تو باغ بچرخیم ببینیم میوه پیدا میکنیم روی درختا یا نه. آقایی که شما باشی رفتیم تو تو باغ دنبال میوه این دوستم درختا رو میگشت منم با گوشی نور می انداختم براش نمیدونم سر چتی بود یا اوبم زده بود بالا گفتم دلو بزنم به دریا اینجا نشه دیگه فرصت به این خوبی پیدا نمیکنم چون جفتمون درگیر کار و زندگی هستیم بجز این دورهمیا کم پیش میاد باهم تنها بشیم. همینطور که داشت میوه می چید و میکرد تو جیبش دست انداختم و از رو شلوار کیرشو گرفتم که با واکنش به ظاهر جدیش مواجه شدم که نکن بچها میبینن زشته که والا این حرفو نمیزد سنگین تر بود مشخص بود مستی زده به سرش داغم هست بدش نمیاد ارضا بشه منم از حشر به نفس نفس افتاده بودم چتی دهنمو کویر کرده بود و از استرس دستام میلرزید یه دستم به گوشی بود یه دستم به کیرش دیگه دل رو زدم به دریا بند شلوار اسلش رو کشیدم باز شد که با هیچ واکنشی از سوی دوستم مواجه نشدم گفتم دیگه کارو باید در بیارم تا اینجا اومدم راه برگشتی نیست، دست کردم تو شرتش کیرشو گرفتم تو دستم، طفلی از رو استرس بود یا مستی نمیدونم کیرش کامل سفت نشده بود، اگه بخوام لحظه رو توصیف کنم، به معنای واقعی کلمه داشتم از استرس میمردم ولی حس لمس پشماش که تازه داشت بلند میشد، گرما و نرمی کیرش که تو مشتم گرفته بودم بی نظیر بود. نمیدونم چه فعل و انفعالاتی تو مغزم به وجود اومد واقعا مغزم تو پروستاتم بود اون لحظه گفتم میشه بخورم؟ طفلک با صدای لرزون یه آره خفیف گفت و کیرشو به دهن من سپرد. جلوش به حالت توالت نشستم شلوارشو تا وسط رونش کشیدم پایین تو اون تاریکی هیچی معلوم نبود واقعا، اصلا ندیدم کیرش چطوریه دلو زدم به دریا کل حجم کیرش که سایز متوسطی داشت رو کردم توی دهنم… وقت کم بود، جاش اونجا نبود، ممکن بود هر لحظه یکی از بچها بیاد آبروم بره واقعا الان که فکرشو میکنم میگم واقعا خریت کردم اگه بگا میرفتم تا ابد نمیتونستم تو اون جمع رفت و آمد کنم حتی اگر اونا درک میکردن بایسکشوال هستم. برگردیم سر کیر دوستم، کیر قصد بیدار شدن نداشت و من مثل یک جنده هول کیر داشتم کل کیرش رو قورت میدادم! نمیدونم سر جمع چند دقیقه این صحنه اتفاق افتاد شاید نهایت پنج شیش دقیقه ولی توی همین زمان کم تمام فانتزی هایی که از ذهنم خطور میکرد رو روی کیرش پیاده کردم، سرشو مکیدم، از ته تا سرشو محکم مک زدم، زبونمو دور کیرش توی دهنم چرخوندم، کونشو با دستام میگرفتم فشارش میدادم به صورتم، حتی فرصت نفس زدن به خودم نمیدادم این وسط یهو یاد تخماش افتادم! تخماشو با دست گرفتم دهنمو تا جایی که باز میشد باز کردم تخمارو کردم تو دهنم شروع کردم مثل آبنبات مکیدن اون لحظه اصلا برام مزه عرقی که از تخماش حس میکردم مهم نبود فقط میخواستم به هر نحوی از اون کیر و خایه لذت ببرم. در تمام این مدت که من مونده بودم بین کیر و خایه کدوم رو بخورم هی بین کیر و خایه بالا و پایین میشدم و از حشر داشت نفسم بند میومد این بنده خدا هیچ صدایی ازش دهنش درنمیومد رسما نفسش بند اومده بود. واقعا نمیدونم چقدر طول کشید پنج دقیقه؟ ده دقیقه؟ خلاصه خوب که دهن و صورتمو با کیر و خایش متبرک کردم بلند شدم گفتم از رو شلوار انگشتم کن این دوست بدبختمم انگار که هیپنوتیزم شده باشه وایساد کنارم شروع کرد از روی شلوار کونمو مالیدن، جلوی شلوارمو یکم دادم پایین کیر خودمو که تا ناموس بزرگ شده بود و در آوردم در حالی که کونم داشت توسط دوستم دستمالی میشد شروع کردم به جق زدن و با دست دیگم کیر دوستمو میمالیدم. واقعا نمیدونم چی تو مغزم میگذشت واقعا میگم خودم که الان دارم اینا رو مینویسم تعجب میکنم از حجم رندوم بودن اتفاقات ولی باور کنید یهو وسط اون صحنه (دست دوستم روی کونم در حال مالیدن، منم با یک دست در حال جق زدن برای خودم و با دست دیگم برای دوستم جق میزنم) یهو ازش پرسیدم “دوست داری ازم لب بگیری” که واقعا الان که بهش فکر میکنم خندم میگیره. که اگه میخواید بدونید جواب دوستم چی بود واقعا هیچی بود حقم داشت آخه چه جوابی باید بهم میداد؟ در نهایت من ارضا شدم و دوست بدبختم که ازش عملا سو استفاده جنسی کردم کیرش توی دستم کوچیک و کوچیک تر شد مشخص بود اصلا از این وضعیت راضی نیست استرسم داره مستم هست کیرش تو این شرایط بیدار نمیمونه. شلوار ها رو کشیدیم بالا و تا توی خونه هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد؛ اما! این داستان به اینجا ختم نشد من چند بار دیگه واسه دوستم تو موقعیت های عجیب دیگه ساک زدم و ارضاشم کردم که اگه دوست داشتین بگید داستان اونا رو هم بنویسم. قضاوت کنید کیرمم نیست ♥ نوشته: نوید لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده