mame85 ارسال شده در 28 اردیبهشت اشتراک گذاری ارسال شده در 28 اردیبهشت ماجرای من و مهیا سلام دوستان 👋🏼 قبل اینکه خودمو معرفی بکنم بگم که این داستان خیال بافی نیست و تک تک کلمه هاش واقعیه و خواهش میکنم که نظر هاتونو برام بنویسید تا بدونم 😊🫶🏼🙏🏼 خب بریم برای معرفی 😊 من امیر هستم ۲۰ سالمه ۱۷۵ قدمه ۷۰ وزنمه و ۱۶ هم سایزمه . ساکن یکی از شهر های کوچک تورک زبانم بنا به دلایلی نمیتونم بگم . خب داستان از جایی شروع شد که من یه روز تو بازار مشغول دختر بازی بودم که چشمم افتاد به یکی از مغازه ها که لباس زنونه فروشی بود . وای یه فروشنده خانوم داشت که خیلی به چشمم ناز اومد البت از چهرش قشنگ معلوم بود ازم بزرگتره ولی دیونم کرده بود گفتم باید مخشو بزنم . خلاصه این شد که بخاطر این خانوم هر روز میرفتم بازار تا این که دیدم وقتی منو میبینه میخنده همین بهم فهموند که راهو درست رفتم . یه روز این خانوم با دوستش جلو مغازه بودن که تا منو دید گفت وای چقدر هوا گرمه و برگشت بهم گفت میشه برام یه نوشابه بخری منم با خنده گفتم بزرگشو یا کوچیکشو اونم گفت کوچیکشو بخری ممنون میشم 😂 دیگه فهمیدم الان وقتشه شماره بدم بهش نوشابه رو خریدمو شمارم رو هم نوشتم تو کاغذ رفتم تو مغازش تا منو دید گفت مرسی ممنون و چطور میتونم جبران کنم گفتم نیازی نیست اگه خواستی این شمارمه بهم زنگ بزن کارت دارم اونم بدون هیچ حرفی گفت چشم . ولی من فکر نمیکردم زنگ بزنه ولی ۱۰ دقیقه نکشیده دیدم یه شماره ناشناس افتاد رو گوشیم فهمیدم اونه داشتم بال درمیاوردم خلاصه باهم حرف زدیم و همه چی اوکی شد . اسمشو بهم گفت مهیا که گفت همه مهی صدام میکنن که بعدا فهمیدم همین مهیا هم الکی بوده و اسمش چیزه دیگه بوده . مهیا ۲۳ ساله بود ۱۷۰ قدش میشد ۶۵ کیلو وزنش بود موهای مشکی که آخر موهاش رنگ طلایی بود ولی زیباترین نقطه بدنش چشماش بود وای تو عمرم چشم به این خوشگلی ندیده بودم قشنگ دیوونم میکنه چشماش نگم براتون چشمای بزرگ با رنگ عسلی که به قهوه ای میزنه . دماغشو عمل کرده و لب های گوشتیه متوسط . ولی تنها جایی که تعجب انگیز بود سایز سینه هاش بود به زور ۶۵ میشد اندازه دو تا نارنگی بود سینه هاش . ولی از کونش نگم براتون یه کون متوسط ولی نرم و ژله ای . خب دیگه خیلی تعریف کردم ما کم کم خیلی باهم اوکی شدیم ولی اصلا چت کردنو دوست نداشت دوس داش فقط زنگ بزنم بهش همین برای من عالی بود چون دیگه خسته شده بودم با دختر بچه چت کرده بودم از این لحاظ این اتفاق خیلی برام خوب بود . بعد چند روز رفتیم کافه و اونجا دیگه با هم خیلی حال کردیم . شبش یه سکس تلفنی کردیم که واقعا عشق کردم فهمیدم از سکس خشن خیلی خوشش میاد و دیگه اطلاعاتم ازش کامل شد . تقریبا یه ۱۰ روز که باهم بودیم تا ولنتایم رسید البت من نتونستم چیزی براش بخرم . واقعیتش دستو بالم خیلی خالی بود ما بچه پایینیم از بابامون پول نمی گیرم 😓. مادر اینا هم رفتن تهرانو من تو خونه تنها بودم . جمعه بود یعنی فردایه ولنتایم زنگ زد صبح زود و یکم گفتیمو خندیدم گفتم دارم دق میکنم از تنهایی و فلان یه دفعه گفت دوست داری بیام پیشت برات غذا درست کنم منم که از خدام بود گفتم چرا کنه نه ولی فکر نمیکردم بیاد که گفت باش تا ۲ ساعت دیگه پیشتم . منم کلا تو شوک بودم پاشدم خونه رو جم کردم رفتم حموم صاف و صوف کردم برای اطمینان ۲ تا کرگدن انداختم بالا که ای کاش یکی می انداختم 😅. خانوم رسیدو ماچ و بغلو گفتیمو خندیدم و گفت پاشم غذا درست کنم گفتم نمیخوام بشین کنارم که فقط دلم میخواد بغلت کنم اونم خندیدم اومد تو بغلم کم کم دیگه قرص تاثیر خودشو داشت میزاشت داغ کرده بودم که یدفعه چشمم خورد به چشماش دیگه دیونه شدم لباشو گرفتم نتونستم ول کنم کم کم رفتم به سمت گردنش انقدر خوردم که اه و نالش در اومد یکم هم گردنشو خوردم از اونجایی که میدونستم فاشق سکس خشنه به زور لباسشو در اوردم اوفتادم به جون اون سینه های کوچولوش خیلی کوچولو بود ولی سرش سفت شده بود معلوم بود حال داره میکنه یکم که خوردم صداش در اومد که امیر بخورش فهمیدم کصشو میگه بوس کنان رفتم به سمت پایین و شلوارشو در اوردم چشمم خورد به شرتش که ست بود با سوتینش یه شرت سوتین مشکی که شورتش اصلا پارچه نداشت و یه نخ بود فقط حشرم چند برابر شدو حمله کردم به کصش یه کص قرمز رنگ داشت که ۲ تا لبه کوچولو زده بود بیرون که بکم تیره تر بود مثل گشنه ها اوفتادم روش قبلا خیلی شنیده بودم که کص بو میده یا مزه بدی داره ولی اصلا این کص نه بو میداد نه مزه بدی داشت نه ترش بود نه شیرین اصلا بی مزه بود بخاطر همین گفتم وایسا از یخچال یه دنت ورداشتم اوردم ریختم رو کصش وای نگم براتون زنومو میکردم توش همشو میخوردم دیگه اه و ناله نمیکرد زوزه میکشد انقدر خوردم که با پاهاش سرمو گرفت و یه دفعه لرزید فهمیدم ارضا شده سریع لخت شدمو بغلش کردم بهش گفتم وازلین بیارم چون فکر میکردم باکره اس که گفت امیر من بهت نگفته بودم ولی من متاهلم ولی ۲ ساله خونه پدرم زندگی میکنم شوهرم با پارتی کلفتی که داره نه طلاقم میده نه باهام زندگی میکنه من تو شوک اوفتادم خودش دید خراب کرده گفت الان ۲ ساله کیر ندیده کصم با دست خودش کیرمو کرد تو کصش وای یه لحضه فکر کردم کیرم رفته تو کوره اتیش وای چقدر تنگ و لزج بود خیلی خوب بود . اینم بگم این اولین کسی بود که کردم قبل این فقط کون کرده بودم . شروع کردم به تلمبه زدن گفتم گور بابات چه بهتر که از جلو بازی اونم فقط آه و ناله میکرد قربون صدقه کیرم میرفت حین تلمبه زدن حمله بردم به گردنش خیلی حساس بود به گردنش چشماش باز نمیشد انقدر میک زدم دو طرف گردنشم کبود کردم دراز کشیده بود منم روش بودم تلمبه میزدم با پاهاش قفلم کرده بود فقط تلبه میزدم خودش دمر خوابید دوباره به تلمبه زدن ادامه دادم خیلی خوب بود اه و نالش داشت منو میکشت عشق میکردم منم قربون هی چک میزدم دهنشو گرفته بودم میگفتم خفه شو کیرمو در میاوردم یه دفعه همشو میکردم تو کصش زوزه میکشد داگیش کردم این بهترین صحنه زندگیم بود وای چقدر قشنگ بود کردم تو کصش وقتی عقب جلو میکردم کصش میلرزید و از اون ور لبه های کصش با عقب جلو کردن کیرم میچبید به کیرم حال میکردم انقدر زدم توش تا ابم اومدو ریختم رو کمرش تمیزش کردمو بغلش کردم چشمم به ساعت اوفتاد تقریبا ۲ و نیم شروع کرده بودیم ساعت ۵ بود دیگه نایه بلند شدن نداشتم یکم حرف زدیمو گفت امیر ببخشد که بهت نگفتم من شوهر دارم ولی اون منو نمیخواد طلاقمم نمیده الان ۲ سال بود من کیر ندیده بودم . یکم حرف زدیم و رسوندمش خونشون . حالا میخواستم نظرتونو بهم بگین به نظرتون ادامه بدم با این خانوم یا نه ؟ نوشته: Amir آموزش تماشای فیلم ها - آموزش دانلود فیلم ها - آموزش تماشای تصاویر لینک به دیدگاه به اشتراک گذاری در سایت های دیگر تنظیمات بیشتر اشتراک گذاری ...
ارسالهای توصیه شده