رفتن به مطلب

داستان سکس با زن شوهردار توپر


dozens

ارسال‌های توصیه شده


زن شوهرداری که سکس فرندم شد!
 

سلام به همه من امیر هستم حدود 31 سالمه و مجردم. یک آدم فوق العاده معمولی هستم، اونقدر معمولی که اگه یه روز از کنارتون رد بشم شما هم بی توجه از کنار من رد میشید. نه سیکس پک دارم، نه قیافه خفن نه کیر 2 یا 3 متری. یک مغازه کوچیک در یکی از پر رفت آمد ترین جاهای تهران دارم و درآمدم خوبه و تو خونه خودم زندگی میکنم. البته این آدم معمولی یک روی دیگه هم داره، من تجربه سکس با زن و دخترهای زیادی داشتم. از دختر مجرد بگیر تا زن مطلقه و متاهل. اما مثل پدرخوانده هستم تو بازی مافیا اصلا کسی شک نمیکنه که ممکنه دخترباز باشم. امروز میخواهم عجیب ترین خاطره سکسم رو با یک خانم متاهل تعریف کنم. طبق معمول همیشه تو مغازه نشسته بودم تو گروه های تلگرامی داشتم مسخره بازی درمی آوردم و شوخی میکردم و بعضا با دخترای گروه لاس میزدم که حس کردم یک دختری اونجا خیلی تنش میخاره منم از خدا خواسته روی اون تمرکز کردم و تو گروه باهاش کل کل میکردم به تجربه فهمیده بودم کی باید تو لاس زدن عقب بکشم و کی باید جلو بیام. بعد نیم ساعتی چت، تو پی وی بهم پیام داد و تو پی وی شروع کردم باهاش کل کل کردن. 2-3 هفته ای روی مخش کار کردم فهمیدم 34 سالشه، متاهله و بچه هم نداره. خونش شرق تهران بود و خونه دار بودش. شوهرش هم یک کارمند ساده تو یک شرکت خصوصی بود. تو این مدت نه این حس رو بهش دادم که دارم قضاوتش میکنم و نه این حس رو بهش دادم که وابسته ش شدم و همون اول هم بهش گفتم من با زن های زیادی بودم ولی اون گفت تا حالا با کسی جز شوهرش نبوده بگذریم. کلا زن ها به خصوص متاهل ها خیلی سریع میترسن واسه همین تو هر کلمه چت دارن شما رو ارزیابی میکنن. بعد 2-3 هفته تصمیم گرفتم ازش بخوام حضوری همو ببینیم اونم اول من من کرد ولی وقتی بهش گفتم یک کافه دنج رو میشناسم که کسی مزاحم نمیشه و آدرس پیج کافه رو هم فرستادم خوشش اومد و قبول کرد . باهم یک کافه خلوت سمت پارک لاله ساعتای 10 صبح قرار گذاشتیم. مغازه رو سپردم به شاگردم و رفتم سر قرار. حدود ساعت 10:15 بود که وارد کافه شد و همو دیدیم یک زن سبزه تند، با قیافه متوسط ولی خوش آرایش چشم های درشت و دماغی به نسبت قوس دار با صورتی کشیده و لب و دهنی باریک قدی حدود 165 و توپر با اینکه چاق نبود اما بزرگترین سینه هایی رو داشت که تا حالا دیده بودم انگار دوتا توپ تو مانتوش بود. کونش هم متوسط بود. من همیشه تو قرار اول خودم حساب میکنم اما ولخرجی هم نمیکنم. برای خودم و خودش دوتا قهوه و یک کیک سفارش دادم و باهم راجع به همه چی حرف زدیم حس خوبی رو بهش داشتم حس میکردم در عین داشتن تردید برای ادامه رابطه، از من خوشش اومده. از هر دری باهاش حرف زدم و سعی کردم زیر زیرکی ازش تعریف کنم و تو حرفام بهش فهموندم که دیوونه ای چیزی نیستم و احتمالا بعد از سکس دیگه همو نمی بینیم و قرار نیست عین چسب بهش بچسبم. بعد کافه رفتیم پارک لاله و اونجا یکم قدم زدیم و حدود ساعت 12:30 خداحافظی کردیم. براش از داخل مغازه یک گل سر کوچیک آورده بودم بهش دادم(هیچوقت تو دیت اول ولخرجی نکنید یک کادوی خاص اما ارزون بهتر از یک کادوی گرونه) و گفتم این برای تشکر از اینکه اینجا اومدی.چت هامون ادامه دار شد و همون شب اولین سکس چتمون رو کردیم. بعد چند روزی که مدام راجع به سکس حرف میزدیم حس کردم الان وقت اینه که دعوتش کنم خونه. دوباره باهاش قرار کافی شاپ گذاشتم ولی این دفعه به شاگردم گفتم امروز مغازه دست تو. ساعت 10 رفتیم کافی شاپ و یک صبحانه مشتی زدیم و بعد سوار ماشین شدیم و من حرف رو کشیدم سمت سکس که دیشب چه سکس چت خوبی داشتیم و … اونم اول خجالت میکشید ولی کم کم روش باز شد و حرف میزد دستم رو کشیدم رو رون پاش و اونم معلوم بود خوشش اومده ولی هیچی نمیگفت. بهش گفتم نظرت چیه یکم مشروب بخوریم؟ گفت من تا حالا نخوردم گفتم بالاخره باید از یه جایی شروع کنی و خندیدم بعدم گفتم اثرش تا عصر میپره نگران نباش. یکم تو ماشین کاکتیل داشتم بهش دادم و اونم خورد دیگه شل شده بود راجع به اندامش اینبار صریح تر تعریف کردم از قیافه ش، سینه ش و اینکه احتمالا چه همه آدم تو کفش هستن. گفتم تازه چند نوع مشروب دیگه هم دارم ولی تو خونه س بیا بریم اونا رو هم تست کن. یکم من من کرد ولی الکل و شهوت دست و پاش رو شل کرده بود بدون اینکه منتظر تاییدش بشم پیچیدم سمت خونه و یک ربع بعد تو خونه من بودیم. میدونستم به زودی باهاش سکس میکنم. بازم یکم کاکتیل بهش دادم و دیگه اونقدر مست شده بود که به سختی تکون میخورد. رو کاناپه ولو شده بود. اسم اون کاناپه رو گذاشته بودم کاناپه سکس، چون با هرکی میخواستم سکس کنم اون رو می نشوندمش تا حالا غیر یکبار(که خود طرف لحظه آخر در حالی که فقط شرت پاش بود گفت نه!) همه روی اون کاناپه با من سکس کرده بودن کنارش نشستم و مانتو و روسریش رو درآوردم اونم کامل سکوت کرده بود و چشماش رو بسته بود. میخواستم قطعا بکنمش واسه همین یک کاکتیل دیگه م بهش دادم اونم همه رو سر کشید. دستم رو روی سینه های بزرگش از روی مانتو کشیدم و دکمه ها مانتوش رو باز کردم و مانتو و تاپ زیرش رو درآوردم و بعد کلا لختش کردم شروع کردم به خوردن گردنش و با دستام سینه های بزرگش رو میمالیدم اونم فقط آه میکشید دستم رو گذاشتم رو کسش و قشنگ با کسش بازی کردم تقریبا آه و ناله هاش بلند شده بود و تبدیل به فریاد شده بود. لباسام رو درآوردم کاندوم رو کشیدم روی کیرم دادم کیرم رو بخوره وقتی خوب خورد درازش کردم و شروع کردم تو کسش به تلمبه زدن اونم فقط ناله و آه میکشید یکم که گذشت حس کردم داره آبم میاد و از کسش درآوردم و کاندوم رو درآوردم و هرچی آب بود رو ریختم تو صورتش، بعد سکس دستمال آوردم و صورتش رو تمیز کردم دیدم آروم گریه میکنه و میگه تو چقدر خوبی منم بغلش کردم و نوازشش کردم گفت یک ماهی هست سکس نداشته و فکر میکرده جذاب نیست منم شروع کردم تعریف ازش اونم آروم سرش رو سینه م گذاشته بود و عین یک بره به حرفام گوش میکرد. بعد سکس ناهار خوردیم و یکم لش کردیم. حدود ساعت های 6 رسوندمش یک مترو نزدیک خونشون و رفتم. شب با هم چت کردیم و دوباره بهم گفت که شوهرش باهاش هر یکی دوماه یک بار سکس داره و اونم بیشتر واسه همین اومده بود خونه ی من. این سکس شروع یک رابطه چند ساله شد حتی یه مدت میومد تو مغازه من کار میکرد و هنوز که هنوزه با هم سکس داریم و یک سکس فرند فوق العاده س. البته رابطه ما یک رابطه پر فراز و نشیب بود داشتن که اگر دوست داشته باشید بعدا راجع بهش باهاتون حرف میزنم

نوشته: آسمان سرخ

لینک به دیدگاه
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

×
×
  • اضافه کردن...

اطلاعات مهم

لطفاً اگر به سن قانونی نرسیده اید این سایت را ترک کنید Please Leave this site if you are under 18