• اروتیک



ساعت هفت و نیم ِ صبح ِ جمعه بود. چشمامو که باز کردم، قبل نگاه کردن به ساعت دیواری روبه روی تخت، خودمو تو وضعیتی دیدم که تا حالا ندیده بودم!
مینا، شلوارک و شرتمو تا زانو کشیده بود پایین و کیرم رو توی دستاش گرفته بود.
با چشم های خاب آلود و نیمه باز، با تعجب نگاهش کردم و نفس عمیقی کشیدم. تازه فهمیدم کجام!
همیشه وقتی که از خواب میدار میشم، چند دقیقه ای طول میکشه تا بفهمم پستاندارم یا دو زیست! ولی اون روز توو همون ثانیه های اول با جنس خودم آشنا شدم! یه کیر بزرگ داشتم، که لای دست های مینا هر لحظه بزرگتر میشد.
چشمهامو بستم، نمیدونم چرا، شاید واسه این بود که بذاره بخابم چون واقعا خوابم میومد. حس ِ خوب ِ مالیدن کیرم لای دست های مینا هر لحظه خواب رو از سرم میپروند. بالشت رو زیر سرم درست کردم تا سرم رو بالاتر بیارم و مینا رو ببینم. با چشم های نیمه باز نگاهش کردم.

بین پاهام خوابیده بود و دست هاشو روی کیرم بالا و پایین میکرد. با اینکه لبخند زده بود، خیلی جدی و با لطافت به کارش ادامه میداد.
وقتی که مطمعن شد بیدار شدم؛ گفت: صبح بخیر !
با اینکه سکسی ترین صبح بخیر عمرم رو تجربه میکردم اما انگار هنوز مغزم خواب بود. بیشتر از حس ِ شهوت، این زیبایی مینا بود که منو محو خودش کرده بود. زیبایی ابروهای پهن و گونه های استخونی ای که عاشقش بودم.
زیبایی انگشت های ظریف و کشیده ای که آنقدر لطیف و سفید بود که رگ های آبی دستش رو میتونستم ببینم.
همین دست ها، روی کیر بلند شده ی من داشتن بالا و پایین میرفتن و هوش رو از سرم برده بود.
آروم خندید و گفت: دوس داری عشقممم ؟!!
گفتم: اوهومم... مال خودتهه..
گفت جوووون! صبحونه میخوام کیرر بخورم!
آخ که وقتی اینو گفت داشتم دیوونه میشدم. خیلی کم پیش میومد که تو سکس از این کلمه استفاده کنه. همین باعث شد شهوتم هزار برابر بشه و از خودم بیخود بشم.
گفت: صبحونه میخوام کیرر عشقموو بخورممممم.
دستهامو بالا آوردم و بردم تو موهاش. سرش انقد به کیرم نزدیک بود که نفس هاشو روی شکمم حس میکردم.
با انگشتام لای موهاشو نوازش کردم و چنگ زدم و گذاشتم خودش با میل خودش سرشو بیاره جلو و کیرمو لیس بزنه. سرشو آورد جلو و یه لیس کوتاه کشید پایین کیرم. انتظار نداشتم اما یهو همه ی کیرم رو کرد تو دهنشو اونقدر ادامه داد که با سر کیرم ته حلقشو حس کردم. کیرم داغ و خیسم توی دهنم عشقم بود. چندثانیه جوری کیرمو توی دهنش نگه داشت که انگار بهشت واقعی از چهار طرف منو احاطه کرده. وقتی که نفسش گرفت کیرمو یهو آورد بیرون. چشماش از شدت خوردن کیرم اشکی شده بود و ریملش روی پلکهاش رو سیاه کرد.
دوباره لیس محکمتری زد اینبار از پایین تا بالای کیرمو لیسید. و زبونش رو با مهارت دور کیرم میچرخوند. کیرمو لای لب های نرمش گرفته بود و بالا و پایین میرفت. وقتی سر کیرم تو دهنش بود یچیزی مبهمی گفت که نشنیدم. خنده م گرفته بود: گفتم با دهن پُر حرف نزن. کیرمو ول کرد و با عشوه گفت: لبام دور کیرته! موهاشو زدم کنار و انداختم یک سمت صورتش و اینبار خودم کیرمو تو دهنش بردم. وحشی تر شده و تند تر میخورد. منم رو تشک داشتم بالا پایین میرفتم. آخ... داشتم دهنشو میکردم.
داشتم توو دهنش کیر میکرد و میاوردم بیرون. کیرمو آورد بیرون و تف کرد روش و دوباره برد تو دهنش و حسابی خیسش کرد. با یک دستش رو کیرم بالا پایین میکرد و با دهنش نصف بالای کیرم رو ساک میزد. تو اون حالت انقدر کیرمو خورد که از اینکه دست و گردنش بدون خستگی به همون شدت داره رو کیرم کار میکنه تعجب کرده بودم.
اسم من کیارش. کیرمو درآورد از تو دهنش و گفت کیارش ؟
نذاشتم حرفش کامل بشه و با یه حرکت کمرشو گرفتم چرخوندم و اومدم روش. وقتی جوابشو دادم که موقعیتامون عوض شده بود گفتم: جوونم؟
گفت عاشقتم...
دیگه خواب از سرم پریده بود. لبامو گذاشتم روی لب هاشو و جوری بوسیدمش که هیچکس کسیو بوس نکرده! زبونمو کشبدم به لبهاشو و شروع کردم به خوردن لب هاش گفتم: منم عاشششقتم! بیشرف.
دستمو گرفت و گذاشت رو سینه ش.
آستین حلقه و سوتینشو دراوردم و شروع کردم به مالیدن و خوردن سینه هاش. سینه هاش اونقدر بزرگ بود که تو دستم جا نشه. وقتی زبونمو میکشیدم به نوک خوشرنگ سینه هاش بالا رو نگاه میکردم و میدیدم که زیر چشمی داره نگاه میکنه و آه و ناله میکنه. دم گوشش گفتم جوونممم. جون.. جون... جون ...
عشقمممم.
سینه هات مالِ کیه؟ آره؟ گفت مال توووعهههه مال ِ عشقمههه!
داشتم زبونمو دور نوک سینه ش میچرخوند و میخوردمش. دست راستمو برد پایین و روی از روی شکم نرمش رسوندم به زیر بند شرتش. حرارت کپو گرمای تنش رو بیشتر از همیشه حس کردم. دستمو بردم پایین و بهشت لای پاشو لمس کردم. دستم رو کس نرمش بود و با انگشت وسطم لاشو میمالیدم. لای کسش انقد داغ بود که بهش گفتم.
گفتم کست داغ شده آخ... آتیش گرفتم!
آه و ناله ش بلند شده بود و دیگه هیچی نمیفهمید.
توی دنیای دیگه ای بودیم. دست ها و تنمون همو لمس میکردن و کشف میکردن و فقط شوق و ذوق و خوشی بود. غم نبود. شادی بود. شیرین بود.
شیرینی لای سینه هاشو چشیدم و زبونمو از زیر تا بالای سینه هاش کشیدم.
انگشتم داشتم اروم اروم از لای کسش، پایین و پایین تر میرفت. با انگشت وسطم سوراخ کونش و میمالیدم. لاشو باز میکردم. انگار که داشت جون میداد زیرم. آه و ناله میکرد که به همون شدت موهامو چنگ میزد. پشتمو چنگ میزد.
میدونست که ناخون کوتاه دوس دارم. همیشه ناخون های لاک زده شو کوتاه میکرد. شانس میاوردم اگه نه پشتم پر از چنگ و جای ناخون میشد. اندام محکم و سفتی داشتم. همیشه ورزش نمیکردم ولی همیشه خوشتیپ بودم. قد بلند و متناسب. همینطور که داشت آه و ناله میکرد گفت آقای خوشگلمم... دارم میمیرممم عشقممم... نفسمم...
سرمو آوردم پایین و شیکم نرمشو بوسیدم. دور ناف*ش رو که عاشقش بودم... شرت سفیدش از اونا بود که پشتش یه بند نازک داره و جلوش فقط یه مثلث توری بود که کسش از لاش دیده میشد. بندش لای کونش گیر کرده بود.
همینطور که داشتم شرتشو آروم از پاهاش در میاوردم، انگشتای لاک قرمز زده پاهاشو دونه دونه بوسیدم. دقیقا بیست بار بوسیدم و انگشت شصتشو کردم تو دهنم. اومممممم... عاشق اینکار بود. پاهاشو گذاشتم رو لبام و کف پاشو بوسیدم. میدونست عاشق پاهاشم میگفت بخاطر تو به پاهام میرسم، به پاهام روغن زیتون میمالم نرم بشن.
شرتشو انداختم پایین تخت و سرمو بردم لای پاهاش. رون پا و دور کسشو با دقت و وسواس بوسیدم که آه و ناله ش بلند شد. با شیطنت یه نگاه بهش کردم دیدم با چشمای خمارش داره زیر چشمی نگام میکنه. آروم زبونمو کشیدم رو کسش. پایین تا بالای کسش رو لیس زدم. کس نرم و تپل شو سعی کردم بکشم؛ تو دهنم مث جارو برقی لبام دور سوراخش بود و مک میزدم و با زبونم باهاش ور میرفتم. مینا دیوونه شده بود.
خجالتشم ریخته بود و وقتی میپرسیدم چیه چی میخوای عشقم؟ داد میزد: کیر میخام! کیر خوشگلتو میخام. کیر میخاممم آقایی. کیره بده بهم!
طاقت نیوردم شرتمو که هنوز پایین پام گیر کرده بود درآوردم و کیرم کلفتمو گذاشتم لای پاهاش.
کیرم روی کس لیزش گذاشتم و حسابی مالیدم بهش یه آهی کشید گفتم:جوووونمم! الان کُست زیر کیرم حال میاد.
کیرمو آروم آروم آروم تو کس تنگش فرو کردم و نگه داشتم تا جا باز کنه و آروم هم کشیدم بیرون. چند بار تکرار کردم تا کسش دوباره به کلفتی کیرم عادت کنه.
داد میزد میگفت اخخخ الان کیر تو کسمه! الان کیر عشقم تو کس منهههه!
تند تند تو کسش تلمبه میزدم و میگفتم
آرره کیرم داره کستو جر میده !
گفت عشقمممم... گفتم جونمممم؟
گفت تا اخر عمر... زیر... کیرتم... کیر... خوشگلت.
مینا مست شده بود.
از فشار کیر تو کسش داشت بریده بریده حرف میزد.
کیرم تو کسش بود و کسش "زندگی" بود، که داشتم میکردم...
صدای آه و ناله ها و برخورد کونش به شکم من بلند شده بود.
اشاره کرد از اون پایینی بکن.
گفتم چی ؟ گفت کونم.
گفت کون میخوام!
بیشرف میدونست که دوس دارم!
بهش گفتم برگرد. خیلی زود برگشت و زیر کیرم به حالت داگی نشستو قوس بیش از اندازه ای به کمرش داد.
مینا کون سفید و گردشو آورد جلوی چشمام. قلبم از شدت شهوت و هیجان تند تند میزد.
یه لحظه مینا رو نگاه کردم؛ سرشو گذاشته بود رو تخت و موهاش ریخته بود یه سمت سرش
و دو دستاشو برده بود بالا*. کونشو تا جایی که میشد داده بود سمت من و من داشتم میمردم از دیدن این صحنه.
سوراخ کوچیک کونشو با زبونم سعی میکردم باز کنم. سرم لای کون مینا داشت حرکت میکرد. با انگشت سوراخشو مالیدم و لاشو باز کردم.
صدای آه و ناله مینا من و بیقراریش واسه کون دادن دیوونه م کرده بود.
انگشتمو تا نصفه کردم تو کونش و آوردم بیرون. ایندفعه زبونم تای جایی که میشد زبونمو کردم لای کونش و بازی بازی میکردم با سوراخ کوچیکش کون تنگش آماده کیرم بشه.
قبل اینکه کیرمو تو کونش جا بدم گفتم میناااا بیا کیر بخور ! بیا یکم خیسش کن تا دررد نگیره.
مثل یه برده هرچی میگفتم گوش میکرد.
برگشت با چشمای خمارش منو نگاه کرد و گفت: بده عشقممم کیر خور خودتم.
جلوم رو زانوهاش نشست و من وایستاده بودم. کیرمو داشت مث فاحشه های کار بلد میخورد جوری که احساس کردم آبم هر لحظه میخواد بیاد؛ خودش کمرم گرفته بود و تو دهنش کیر میزد. با ولع داشت کیر میخورد و وقتی دقیقا صدای خوردن کیرم به ته حلقش اومد تمام آب بدنم از کیرم پاشید و پاشید و پاشید... تو دهنش ارضا شدم و آب کیرم از دور لباش ریخت بیرون...
مثل جنازه های یک تصادف ناجور افتادیم تو بغل هم و چشمامون بسته شد.
.