نمایش نتایج: از 1 به 1 از 1

موضوع: داستان رفیق ناباب

  1. #1

    داستان رفیق ناباب



    • سکس پولی
    • جنده



    خدا نگذره از دست رفیق ناباب.😄
    اسمم حسینه.الان بیست و چهارسالمه و این خاطره ناگوار و تلخ واسه تقریبا چهار سال پیشه.
    یعنی ببینید من*چی کشیدم*که فراموش*نکردم.



    چهار سال پیش بود که با رفیق صمیمیون اقا مهدی لعنتی از خدا بی خبر تو پارک* دم*خونمون*نشسته بودیم و داشتیم در مورد مسائل روز دنیا و سیاست گوه خوری میکردیم(البته بیشتر مهدی میخورد)بعد از یه ربع نیم ساعتی.این دیوث خان از گوشیش یه شماره اورد گفت حسین این بچه خوبیه امارشو گرفتم میایی بریم خونش؟منم جوابم*طبق معمول تو این شرایط یه بیلاخ بود بهش.
    گفتم*من نمیام خودت برو.زنگ*زدم به دختره. صحبت کردیم همه چی جور شد واسه فردا که این سگ*تو ریش بره خونشو این کس طلا رو بگاد و بیاد.
    فردا شبش که داشتیم صحبت میکردیم.هی میگفت نمیدونی*چی بود کس داشت مثل کلوچه.شیرین گنده .سینه داشت مثل هلو تو دهن اب میشود.
    کون داشت مثل طاقچه. هی گفت هی گفت هی گوه خوردو خوردو خورد.هی میگفت توام برو خوبه مشتیه اصلا عالیه از این کسشعرا.
    منم اون*تایم با یکی دوست بودم فاز تخمیه عشق و عاشقی گرفته بودم*خفن.



    از این جریان و این ها تقریبا یک ماهی گذشت و ما هم از اون عشق خیالی فارغ شدیم.اونم با کوله باری از کس ناله های شبانه.


    بعد از این*شکست عشقی این مهدی جاکش دوباره قفلی زد که برو حسین از دستت میره ها و فلان و بلان.
    منم گفتم باشه میرم.
    یه چند باری زنگ*زدم باهاش هماهنگ*کردم ولی نرفتم. نمیدونم جرا نمیرفتم فکر میکنم کرم*داشتم.
    هر دفعه هم*زنگ*میزدم*کلی تحویلم میگرفت میگفت شما دوست مهدی جانی سفارش شده مهدی هستی.
    منم پیش خودم کلی کیف میکردم.مهدی دیوثم هی میگفت برو.خوبه از دستت میره.



    نزدیک هایه عید بود که دیگه گفتم بیخیال بذار برم*ببینم این فرشته الهی چیه.
    با این اقا مهدی هماهنگ*کردیمو با هم رفتیم.
    اول گفتم*مهدی تو برو.
    گفت داداش من*پول ندارم تو خودت برو بزن عشق کن فقط یه دقیقه صبر کن من الان*میام.
    رفت چند دقیقه خونه زنه.برگشت اومد بیرون یه سیگار روشن*کردو کون بی صاحبشو گذاشت تو ماشینو گفت برو داداش حله.
    ما هم*لبخند زنان راه افتادیم واسه گشایش کس مریم خانم.
    درو زدم رفتم تو.یه صدایه خیلی ناز و خوشگلی گفت بیا تو عزیز دلم.
    ماهم جوون کس ندیده.سریع به بالاترین درجه از رشدش رسید.
    گفت بیا بالا.
    تو اتاق خوابم.
    بدو بدو رفتم از پله ها بالا درو باز کردممم.....



    دیدم یه بشکه از اون ابی رنگ ها که حالت بهم*میخوره از کثیفی و کثافتیش کف اتاق خوابیده.
    بخوام خیلی به قدش حال بدم ۱۵۰ بود.وزنشم که تقریبی ۱۰۰ رو داشت.سینه ها مثل دوتا مشک اویزون.
    موها رنگ کرده مثل این پیر زن عجوزه ها شده بود رنگش. قهوه ای بود.کلا یه چیز کیری.
    گفتم شما مریم خانمی؟
    گفت اره عزیزم بیا تو میخوام کمرتو یه جوری خالی کنم تا یه هفته نتونی راه بری.



    گفتم ببخشید من پول نیاوردم برم از ماشین*پول بیارم.
    گفت عزیزم مهدی جان قبل تو اومد پول شما رو داد.



    به نظرتون من چهرم چه شکلی بود؟
    هر جوری که فکر کنید درست فکر کردین.



    با کلی فحش کیری که نثار خواهر نداشته مهدی کردم رفتم تو.شلوارو در اوردم دست زدم رو شرتم دیدم کیرمممم نیستتت.
    استرس گرفتم که کوششش.
    کشیدم پایین دیدم ننه مرده رفته تو فاز تدافعی.
    خودشو جمع کرده بود یه گوشه.اشک و غصه رو از رو سوراخش داشتم*میدیدم.
    یکم باهاش صحبت کردم دست نوازش کشیدم رو سرش.
    گفتم پسرم*ناراحت نشو مرگ حقه.میدونم الان بری تو اون غار سالم بر نمیگردی.اما غصه نخور.اینم شانس تویه .
    الان اگه کیر عمو*جانی بودی داشتی شاه کس هارو میکردی.از شانس انت شدی کیر من تا حال فقط ازت در تولید شاش استفاده میکردم حالا برای اولین کس کردنت باید این تاپاله انو بکنی.عیب نداره عزیزم اینم یه جور امتحان الهی من قول میدم بهت اگه از این آزمون سر بلند اومدی بیرون برات کس آنجولینا جولی رو جور کنم بکنی..
    یکم*بچمو اروم کردمو خرش کردمو کلاه سرش گذاشتمو رفتم پیش خانم بشکه.



    یه چند دقیقه ای خورد تا راست شه.اما اگه کیر ناصر الدین شاه تو گور راست شد.این بچه بخت برگشته منم راست شد.


    بی ناموس مملو از اعتماد به نفس بود.میگفت تو چرا با دیدنه هیکل سکسی من راست نمیکنی؟من*مشتری داشتم با نگاه کردن بهم*ارضا شده؟من هی خواستم*احترامشو نگه دارم گفتم تازه جق زدم* میخوایی بیخیال پول بشم برم این راست نمیشه؟
    از شانس کیری من یه جنده وظیفه شناس به تورم*خورده بود.میگفت نه من پولی که گرفتم باید حلال باشه.تا ابتو نیارم ول نمیکنم.
    گفتم باشه تو تلاشتو بکن باقیشو میسپاریم دست خدا.دیگه خودش گفته از تو حرکت از من برکت.
    با هزار بدبختی با کلی فکر کردن به دوست دخترم.با کلی یاد اوری داستان هایه سکسی من موفق شدم*نازنین پسرو به راه راست هدایتش کنم.
    این بشکه رو سریع خوابوندم*کاندومو زدم*روش تا اومدم بکنم
    یهو گفت الهی بمیرم*واسه پسرم طفلی سرطان*گرفته پول دارشو ندارم. مجبورم سکس کنم.
    قطعا میتونید حدس بزنید چی شود؟
    بله خوابید.
    بازی دوباره شروع شد.با فکر و خوندنه داستانو ساک راست شد دوباره.
    دوباره تا خواستیم*بکنیم توش.سرشو برگردون گفت ببین حسین جان یکم یواش بکن من*تازه عفونت کسم خوب شده یکم درد میکنه.
    افرین بهتون که بازم درست حدس زدین



    خوابید.


    رفتیم واسه راند سوم برای راست کردن. با تمام اون*مراحل بالا راست شد.دیگه به جایی رسیدم که با گوشیم اومدم شهوانی داستان میخوندم کیرمم اون ساک*میزد تا راست شه..راست شد
    خوابید خوابیدم روش.
    تا اومد حرف بزنه گفتم.
    مادر جنده یه کلمه حرف بزنی میزنم تو سرت.خفه شو بذار بکنم برم گمشم.



    گفت باشه عزیزم فقط زود بکن یه ده مین دیگه یه مشتری دارم خیلی پولداره میاد.
    گفتم باشه.
    ما خوابیدیم*روش کردیم*توش.
    حس*میکردم*کردم*تو لوله پلیکا سایز بیست.گشاد گشاد.
    ای داد و بیداد میکرد جونن پاره شدم چقدر کلفتی.جرم بده.
    اینقدر با اون صداش داد زد که دوباره مجبور شدم*به زور متوسل بشم.
    یه دونه یواش زدم*رو کونش.
    گفتن به قران ساکت شی زودتر اب من*میاد.
    صدایه کیریت بدتر حسمو*میپرونه.
    گفت جونننننن باشه بکن پارم کن.
    داشت میومد هااااااااااا



    یهو گفت شهریه دانشگاه چنده؟شهریه دانشگاه دخترمو باید بدم.


    میدونم*که مطمعنید خوابید.
    یعنی یه جوری خوابید که کاندوم تو کسش جا موند یه کمش کیرم لیز خورد اومد بیرون.
    لحظات سختی بود.هی تو مخم داشتم به تعریف هایه مهدی فکر میکردم.
    بعد به تحویل گرفتن هایه مریمه پشت تلفن.
    الان فهمیدم چرا اینقدرتحویلم*میگرفت.این جز ما کسخلا کسی نمیکردش.واسه همین اینقدر درگیر بود که من بدبختو بکشونه اونجا
    حالا قفلی زده بود که من باید ارضات کنم بیا بذار لایه کون گوندم.
    گفتم نمیخوام میرم.
    اومدم دم در باهام اومد پایین یه کارت بهم داد و گفت.
    امروز نتونستم درست بهت حال بدم فردا بیا این ادرس.یه مکان دیگمه نصف قیمت ازت میگیرم .
    گفتم باشه فقط شب زود میخوابم که صبح زودترک پیشت باشم.
    گفتتت نه من صبح نیستم ساعت پنچ بیا.
    گفتم باشه عشقم من فردا اونجام ساعت ۵.
    از در اومدم بیرون دیدم یه دوست افغان عزیز با ۱۵۰ سانت قد با لباس هایه کثیف و پاره پوره یهو گفت اینجا خونه مریم*کس طلاست؟گفتم اره دادا برو که خوب کسیو میکنی.
    گفت اره تعریفشو شنیدم اون پسره که تکیه داده به اون ماشینه کلی تعریف کرد ازش ابم داره میاد.
    گفتم زود برو تو که خودتو خراب نکنی.



    خرامان خرامان اروم و اهسته رفتم پیش مهدی.
    تا رسیدم اومدم* برم*سمتش فرار کرد.
    گفتم کسکش این چی بود هی میگفتی خوب بود فلان بود.
    گفت داداش من سوخت کردم بگا رفتم گفتم بذار توام*دهنت گاییده شه.
    گفتم خوب کسخل پولشو که خودت دادی.
    گفت نه دیگه کیر اصلیو اینجا خوردی.
    پولشو از بدهی که بهت دارم کم*میکنم.
    و*من اونجا بود که فهمیدم رفیق بی کلک مادره😀



    سالها از اون روزا گذشته و من هر دفعه یادش میوفتم چنتا فحش کیری میفرستم به روح خواهر نداشته بهترین و عزیز ترین و برادر ترین رفیق زندگیم.
    .
    تا یک*ماه هر روز زنگ*میزد میگفت حسین بیا من بهت یه دست ارضا شدن بدهکارم.
    جنده اینقدر وظیفه شناس ندیده بودم.
    یعنی اگه اون رئیس جمهوری چیزی بود کشورو اباد میکرد.



    اینم یه اتفاق طنزی بود که تعریف کردم تا یکم حال دلتون تو این روز هایه کثیف کرونایی عوض شه.امیدوارم روزگار بر وقف مراد باشه.
    لطفا کامنت توهین آمیز ندین.خانوادم و رفیقم اصلی ترین رکن زندگیمن.




    ویرایش توسط shadi : 05-21-2020 در ساعت 06:44 PM

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •