داستان کیر سیاه و مامان سفید

سلام من اسمم فرهاده 17 سالمه تو تهران زندگی میکنم. پدرم آدم بسیار بی غیرتیه مامانم هرطوری دلش بخواد لباس میپوشه (موقع بیرون رفتن یا مهمونی و پارتی هایی که خود بابام هم توش باشه یا نباشه) و کلا راحته. درمورد مامانمم بگم که زن هات و 35 ساله بدن سفیددد پستون 80 قد 1.75 کون برجسته و عالی واسه همین هم هست که نصف فامیل عاشق هیکلشن و نفری دوس دارن حداقل یه دور با کص و کونش حال کنن. من یه دوستی دارم که اسمش محمده و سیاهه چون رنگ چوست خانوادگیشون کلا همینه کیر بزرگ و کلفتیم داره.

قبل از این چند باری بهم گفته بود مامان جونت فوق العادس و ننتو میخوام بکنمش جرش بدم منم میگفتم و جون و اونم منو میکرد. خلاصه که بالاخره بعد چند مدت فرصت حال کردن هم رسید..

بابام از طرف شرکتشون باید میرفت ماموریت و یک هفته ای نبود، منم اکثر اوقات میرفتم پارک سرکوچمون و با بچه ها میگذروندم. البته مامانمم هم بیکار نمیموند و با دوستاش میرفتن بیرون و هزارتا کار میکردن و برمیگشتن خونه. یه روز نزدیکای عصر که مامانم بیرون بود من بچه هارو اوردم خونه فیفا بزنیم و دو سه ساعتی مشغول بودیم تا اینکه مامانم اومد. دیگه کم کم بچه ها گفتن بریم و دوتاشون رفتن ولی من به محمد گفتم بمون بقیشو بزنیم. به مامانم گفتم اونم گفت مشکلی نداره فقط تو اتاق من نیاید. ما به ادامه بازیمون پرداختیم بعد نیم ساعت یهو محمد گفت به نظرت مامانت داره چی کار میکنه؟ منم گفتم احتمالا داره برا دوس پسرش عکس میفرسته گفت بیا بریم تو گفتم نه بابا نمیشه خیلی ضایعس گفت پس تو بشین من میرم.


هرکاریش کردم نظرش عوض نشد گفت من یهو میرم تو گفتم پس باشه برو منم رفتم وایستادم اونور که بگم من نمیدونستم محمد میخواد بره تو. وقتش شد و محمد یهو رفت تو دید مامانم حمومه! گفت بهترن موقعس منم دیگه کاریش نداشتم رفت جلو در حموم صدای آب و حموم کردنش میومد. محمد لخت شد و درو آروم باز کرد مامانم فورا جیغ زد و ترسید ولی محمد جلوی دهنشو و گفت آروم باش جنده صدات دربیاد پارت میکنم مامانمم آروم شد محمد دست زد به پستوناش داشت میمالیدش مامانمم از کیر بزرگش خوشش اومده بود گرفته بود تو دستش. مامان جونم دستاشو گذاشت رو دیوار کونشو قمبل کرد محمد از عقب آروم کرد تو کصش هی تلمبه میزد داشت حال میکرد کصکش مامانم دردش اومده بود ناله میکرد میگفتم بکن منو کصمو جرش بده محمدم وحشی شده بود هی میکرد تا پوزیشنو عوض کرد. مامانم برگشت محمدم تکیش داد به دیوار لنگای مامانمو گرفت تو بغلش انگار فرغونی رو داشتن سرپا اجرا میکردن. محمد کرد تو کصش هزمان پستونشم گاز میگرفت مامانم سرشو گرفت بالا تا محمد راحت تر بخوره همزمان جیغ میکشید از درد کصش ولی محمد توجه نمیکرد محکم میکرد یهو مامانمو گذاشت پایین گفت بخورش اونم کیر گنده محمدو کرد تو دهنش ساک میزد براش چقد خوبه این زن. محمد گفت آبم داره میاد مامانمم سریع داگی استایل رفت کونشو قمبل کرد محمد کرد تو کونش چن تا تلمبه محکم زد و آبشو ریخت تو کونش.

بعد این که #محمد رفت بهم گفت #عجب #مامانی #داری و دیگه از اون به بعد هر چند وقت یه بار میاد با #کص #مامانم ارضا میشه و میره