زن شوهردار
خیانت
سفر


اسم من بهاره و اسم همسرم سعید. هردوتامون 30 سالمونه با اندام و قیافه معمولی.از نظر سکس سعید زیاد داغ نیست اما من خیلی داغ هستم و اکثر وقتا من واسه سکس پیشقدم می شدم. عاشق شنا و استخر و شناگر تقریبا حرفه ای هم هستم. خاطره ای که مینویسم مربوط به سه سال پیشه که با سعید تصمیم گرفته بودیم سفر بریم استانبول. بلیط و تور رو اوکی کردیم و مشغول چمدون بستن شدیم برای دو روز اینده که تاریخ بلیطمون بود . به سعید گفتم چه لباسهایی بردارم؟اینم بگم قبلش که تیپ بیرون از خونه من باز نیست و کاملا معمولیه. سعید گفت بیشتر شلوارک و دامن و تاپ بردار. منم که از خدام بود چند تا از بهترین تاپ هام و نیم تنه و دامن کوتاه و شلوارک کوتاه هامو برداشتم. و البته که سه تا از قشنگترین مایوهام. بیشتر مایو های من دوتکه بودن. سعید یه نگاهی به لباسهایی که برداشته بودم کرد وگفت کار دست خودت ندی با این لباسا اونجا… منم یه لب ازش گرفتم و گفتم تو پیشم هستی عزیزم و حواست به من هست. خلاصه مهیای سفر شدیم و بعد یه پرواز راحت رسیدیم فرودگاه آتاتورک. سعید اونجا داخل فرودگاه یه شیشه مشروب خرید و با ترانسفر تور راهی هتل شدیم. توی راه و قبل از سفر من همش به سعید میگفتم بالاخره میتونی شنای من رو ببینی چون خیلی دوس داشتم ببینه چقدر حرفه ای هستم. خلاصه رسیدیم هتل و کلید اتاقمون رو گرفتیم. بعد یه استراحت کوتاه و دوش یه شومیز کوتاه با شلوار جین چسب پوشیدم و یه آرایش ملایم کردم و با سعید رفتیم خیابون استقلال که تعریفشو خیلی شنیده بودیم قدم بزنیم. واقعا خیابون قشنگ و زنده ای بود. دوساعت که قدم زدیم برگشتیم هتل ساعت یازده شب بود. به سعید گفتم میشه بریم استخرشو ببینیم؟سعید گفت من خسته ام میرم اتاق خودت برو ببین. منم که عاشق استخر بودم آدرسشو از رزوشن هتل گرفتم که گفت طبقه زیر همکف هست. رفتم پایین و استخرشو پیدا کردم. یه استخر کوچیک تقریبا اما تاریک با نورپردازی شیک. با اینکه کوچیکش تو ذوقم زد اما فضای قشنگش با نورپردازیش جبران کرد. توی استخر کسی نبود. برگشتم بالا و وارد اتاق شدم. دیدم سعید لخته و کیرشم شق شده توی دستش. یه لحظه خندم گرفت و گفتم عزیزم راستیش به خاطر منه یا قدم زدن توی خیابون استقلال. خندید و گفت چه فرقی میکنه بیا که منتظرته. کلا از استخر فراموش کردم بهش بگم. رفتم جلوش زانو زدم و شروع کردم به لیس زدن و بازی با کیر سعید. یه ده دقیقه که ساک زدم سریع لختم کرد و کوسمو خیس کرد و شروع کرد به مالوندن کیرش به کوسم. کیر سعید 13 سانت بود. یه اخلاق بدی که داشت زیاد باهام لاس نمیزد و نوازشم نمی*کرد که آماده بشم و سریع میرفت سراغ کوسم. دیگه عادت کرده بودم منو برد روی تخت و گفت داگی کنم داگی شدم و کیرشو همون اول تا ته کرد توی کوسم. چون آماده نبودم یه ذره درد داشت. تند تند توی کوسم تلمبه میزد منم کم کم داشتم حال میکردم که یهو کیرشو کشید بیرون و آبشو ریخت روی کونم. ناراحت شدم ازین که منو ارضا نکرده. انگار با دیدن زنای توی خیابون خیلی تحریک شده بود. بعدش عذر خواهی کرد و اومد مثلا جبران کنه شروع کرد به انگشت کردن کوسم. منم هرجور بود ارضا شدم ولی اصلا بهم نچسبید اما به روی سعید نیاوردم و وانمود کردم خوب بوده برام. خوابیدیم. فرداش به سعید گفتم بریم استخر که سعید گفت میریم حالا دیر نمیشه. رفتیم بیرون و خرید و گشتن. شب که برگشتیم دوباره سکس کردیم ولی بازم به من نچسبید و بدجوری دوس داشتم درست حسابی ارضا بشم. اما سعید اینو درک نمی*کرد. فرداش بعد ازظهر دوباره به سعید گفتم بریم استخر. سعید گفت اول بریم بار یه چند تا پیک بزنیم بعدش میریم. ازین که قبول کرده بود خوشحال شدم زود یه شلوارک کوتاه و یه نیم تنه پوشیدم و موهامو دم اسبی بستم و با سعید رفتیم بار هتل. سعید همش میگفت خیلی سکسی شدی. سعید سفارش تکیلا داد. ولی من آبجو سفارش دادم. چون زیاد اهل مشروب نبودم. به سعید گفتم دوسه تا پیک بیشتر نزن چون میخوایم بریم استخر. اما سعید گوشش بدهکار نبود و گفت من جنبم بالاست نترس. غافل ازینکه تکیلا خیلی قوی*تر از مشروب های دیگه اس. فک کنم نزدیک 6 یا 7 پیک مشروب خورد. به زور بلندش کردم رفتیم اتاق که بیشتر نخوره. هر دقیقه مستیش داشت بیشتر می*شد. به خاطر اینکه پشیمون نشه زود بیکینی مشکیمو پوشیدم که روش لباس بپوشم و حوله و وسائل شنا رو آماده کردم. سعید مست مست شده بود. چشش به من توی بیکینی که افتاد یهو چسبید به من که بکنتم. بهش گفتم خیلی نامردی باز نمیخوای بریم استخر؟ تو به من قول دادی. گفت عزیزم بزار بکنمت یه ذره مستیم هم کمتر بشه میریم بعدش. من ساده باز قبول کردم. چون نای ایستادن نداشت کنارم روی تخت خوابید که از کنار منو بکنه. اما هر کاری می*کرد کیرش راست نمیشد الکل کار خودشو کرده بود. اعصابش بهم ریخته بود شروع کرد به انگشت کردن من. هم شهوتی شده بودم و هم عصبانی. با انگشت کردن کوسم کیرش راست شد و سریع کرد توی کوسم اینبار زودتر از هر دفه آبش اومد. به من گفت بعد استخر برام جبران میکنه. بهم گفت خودتو تمیز کن بپوش بریم استخر. با این جملش ناراحتی سکسو فراموش کردم. رفتم توالت خودمو تمیز کنم. بعد چند دقیق که اومدم بیرون دیدم آقا چشاش بسته اس با عصبانیت صداش زدم و گفتم خیلی مسخره ای پاشو بریم دیگه. چشاشو به سختی باز کرد و گفت تو برو من یه چرتی بزنم میام. کلا خوابید… منم نشستم لبه تخت و به این چند روز فکر کردم… نه درست ارضا شده بودم و نه استخر رفته بودم که واسه خودم برنامه ریخته بودم که مثلا شنامو به آقا نشون بدم… یه ربعی نشستم لبه تخت و ناراحت توی خودم بودم هنوز بیکینی تنم بود. یهو یه فکری به ذهنم رسید. باخودم گفتم کون لق سعید خودم تنهایی میرم استخر. لباس پوشیدم و وسایلمو برداشتم رفتم استخر. اولش ازینکه تنها میرم استخر مختلط حس خوبی نداشتم. میخواستم برگردم که باز کارای سعید یادم اومد. ساعت 5 عصر بود. استخر زیاد شلوغ نبود. دوش که گرفتم وارد استخر شدم. با بیکینی بار اول بود که لخت جلوی غریبه ها بودم اونم تنها بدون شوهرم. فکر می*کردم همه دارن منو نگاه میکنن ولی اینجوری نبود. یه آقا کنار استخر روی تخت دراز کشیده بود. یه خانوم و آقا هم داشتن با هم شنا میکردن. بهشون حسودیم شد. وارد آب شدم و شروع کردم شنا کردن. کلا همه چیزو یادم رفت و غرق شنا کردن شدم. خیلی لذت داشت برام. بعد ده دقیقه شنا لبه استخر نشستم که یه نفس بگیرم و دوباره شنا کنم. یه پسر جوون با اندام ورزشکاری وارد استخر شد اولش فکر کردم خارجیه چون موهاش خرمایی رنگ بود و پوست سفیدی داشت و کلا شبیه خارجی ها بود تقریبا 27 یا 28 سالی بهش می*خورد. قدشم بلند بود . یه راست اومد نزدیک من و شیرجه زد توی آب. شروع کرد کرال سینه رفتن. چقدر خوب و حرفه ای شنا می*کرد. به انتهای استخر که رسید یه سالتو زد و برگشت. 4 ی 5 بار طول استخرو شنا کرد من محو شنا کردنش شده بودم. چه بازوهای داشت. کاملا معلوم بود خیلی حرفه آیه. از من خیلی بهتر شنا می*کرد. اومد لبه استخر نفس بگیره که یه حسی بهم گفت یه خودی نشون بدم. منم مثل خودش شنا کردم البته با سرعت کمتر. وقتی خسته شدم و لبه استخر ایستادم. دیدم از جاش تکون نخورده و انگار داشته منو نگاه میکرده. یه ذره خجالت کشیدم. اومد جلو و به انگلیسی سلام کرد منم جوابشو دادم. بهم گفت were are you from? منم گفتم ایران. یه دفه خندید و به فارسی گفت واقعا؟؟؟؟؟ ازین که ایرانی از کار دراومده بود جا خوردم و گفتم آره. گفت چه عالی منم ایرانیم و شیرازی. چقدر خوب شنا کردین شما… گفتم ممنون. شنای شما که خیلی بهتر از من بود… خودشو معرفی کرد. اسمش آرش بود و مجرد و تنهایی چند روزی اومده بود سفر. منم اسممو گفتم. دستشو دراز کرد بهش دست دادم. اولین بارم بود. ازم سوال کرد با کی اومدم که گفتم با همسرم اومدم اما الان مسته و داخل اتاق خوابه. یه لبخندی زد و بهم پیشنهاد شنا داد. اولش مردد بودم ولی قبول کردم. رفتیم لبه استخر وایسادیم و با گفتن 1 2 3 شیرجه زدیم. تا من بیام برسم اونورآرش رفت و برگشت و اول شد. من همون طرف وایسادم و مثلا عصبانی که باختم. شنا کنان اومد سمتم و خندید و گفت عیبی نداره که باختی آخه من مربی شنام و مقام دارم. راست می*گفت خیلی بدن ورزیده و شنای خوبی داشت. کاملا مشخص بود. خلاصه یه نیم ساعتی شما کردیم با هم. یخمون باز شده بود. و آرش گهگاهی به بهونه اصلاح حرکاتم به پاهام و باسنم دست میزد. من که چند روز بود سکس درست حسابی نداشتم ازین دستمالی ها بدم نمیومد و داغ شده بودم. انگار اونم فهمیده بود درونم چی میگذره چون بیشتر بهم دست میزد و عمدا به سینه هام که زیاد توی بیکینی نبودن زل میزد. حتی یه جا داخل آب اومد پشتم که حرکت دستمو اصلاح کنه. منو خم کرد و قشنگ کیرشو چسبوند به کونم. هرچند مدتش کوتاه بود اما میشد فهمید که کیرش بزرگه. خیلی سفت بود. خوشم اومد یه نفس کشیدم. اومد کنارم خیلی دوس داشتم بیشتر طول بکشه. آرش بهم گفت بریم دوش بگیریم بعدش یه چیزی بخوریم چون ضعف کردم. منم انگار نه انگار سعید شوهرمه و الان توی اتاق بالا خوابه قبول کردم. رفتیم داخل دوشها. هیچ کس نبود. هرکدوم رفتیم سمت یه دوش. من مشغول دوش گرفتم بودم که یهو آرش اومد جلوی در و صدام زد. گفت داری چکار میکنی بهار خانوم ؟گفتم چند دقیقه طول میگه صبر کن. آرش با لودگی و خنده گفت بیام کمکت؟ منم که هنوز تحت تاثیر دستمالی بودم گفتم بیا خب… از خدا خواسته وارد شد. هنوز مایوم تنم بود. آرش درو بست. یه حس شهوت عجیبی داشتم اما خجالت میکشیدم. آرش گفت بعد شنا پاهاتو و دستاتو با دستت ماساژ بده که ماهیچه هات نگیرن چون زیاد شنا کردی. گفتم من تاحالا همینجوری بودم و اصلا ماساژ نمی*دادم. آرش گفت امتحان کن این دفه بعدش میفهمی در اشتباه بودی. بعدش بهم گفت اصلا میخوای این بار رو من انجام بدم تا یاد بگیری. منم گفتم باشه ببینم چجوریاس. من زیر دوش آبگرم بودم و پشتمو کردم به آرش. شروع کرد اول دستام و پشتمو ماساژ دادن. چه لذتی داشت… دستای مردونه و قوی*ش. انگار ماساژور بود… دستشو تا نزدیک سینه هام می*برد اما دست نمیزد بهشون. خیلی دوس داشتم بگیرتشون. بعد چند دقیقه اومد سراغ باسن و پاهام. دستشو با حالت نوازش از روی باسنم می*کشید تا پایین پام. کوسم خیس و داغ شده بود. هر لحظه منتظر بودم کوسمو بگیره با دستش. اما انگار داشت ملاحظه می*کرد ببینه من چه عکس العملی نشون میدم.یهو فکری به ذهنم زد پاهامو باز کردم و گفتم میشه داخل پاهام رو هم ماساژ بدی؟ که گفت به روی چشم بهار خانوم. دستشو ایندفعه از پایین کشید به سمت بالا تاجایی که پشت دستش قشنگ می*خورد به کوسم. داشتم دیوونه میشدم. و نفس میزدم. این دفعه جراتشو بیشتر کرد و دستشو از کنار مایو کرد داخل و کوسمو گرفت توی دستش. یه آه کشیدم و پاهام شل شد. از پشت بغلم کرد و سینه هام رو گرفت توی دستش. من که تاحالا جز به شوهرم نداده بودم حالا لخت با بیکینی توی بغل یه مرد دیگه بودم. شاید سعیدم بی تقصیر نبو د که نیازهای منو درک نمی*کرد. آرش کارشو بلد بود. شروع کرد لیسیدن گردنم و مالوندن سینه*ها. سوتینم و باز کرده بود و فقط شورت پام بود. چشام بسته بود و توی دستا و بغل آرش بودم. نمیدونم کی مایو شو درآورده بود. بزرگی و داغی کیرشو بین پاهام حس میکردم. که دائم از روی شورت می*خورد به کوسم. همونجا ارضا شدم. اما آرش همچنان مشغول بود. مایومو باز کرد و درآورد. حالا من لخت مادرزاد جلوش بودم. منو برگردوند سمت خودش. ازین که به چشاش نگاه کنم خجالت میکشیدم. دستشو گذاشت روی شونم و به سمت پایین فشار داد. منظورش این بود جلوش زانو بزنم و ساک بزنم براش. منم مثل یه برده جلوش زانو زدم. چه کیر سفید و کلفتی داشت. شیو کرده بود و کاملا تمیز بود. با دستم کیرشو گرفتم. و لبامو گذاشتم روی کلاهک کیر آرش. باورم نمیشد این من بودم. دوباره داغ شده بودم. کلاهک کیرشو کردم توی دهنم. خیلی کلفت بود و با زبونم بهش زبون میزدم. آرش با دستش سرم رو هل داد به سمت کیرش ینی اینه حلقی بزنم براش. اما نمیشد واقعا چون کیرش دو برابر کیر سعید شوهرم بود. چند بار اوق زدم. که دید اذیتم گفت نمیخواد کافیه. منو خم کرد و کیر کلفت شو چسبوند در کوسم. چقدر خوب بود کارش. آروم آروم کیرشو هل داد داخل کوسم. همونجا ارضا شدم دوباره. تمام کوسم رو پر کرده بود. خیلی جدید بود برام. شروع کرد با یه ریتم آروم
تلمبه میزد توی کوسم. غرق در لذت بودم
و انگار روی هوا بودم. آرش درحالی که توی کوسم تلمبه میزد با انگشتش با سوراخ کونم بازی می*کرد. کاری که سعید هیچ وقت نمی*کرد. لذتش دوبرابر شده بود. بعد ده دقیقه تلم زدن توی کوسم گفت کجا بریزم بهار جوون. منم گفتم هرجا دوست داری بریز. اونم کیرشو درآورد و گذاشت درسوراخ کونم چون قبلش با انگشت با سوراخ بازی کرده بود. باز شده بود. کلاهک کیرشو هل داد توی کونم که یه جیغ ریز کشیدم. آرش گفت نترس این کیر توی این سوراخ تنگ جانمیشه. فقط کلاهکشه. همونطور که با سر کیرش توی کونم بود با دستش تنه کیرشو می*مالید که یهو آبش اومد و با شدت ریخت توی کونم. چقدر داغ بود و زیاد. باورم نمیشد. بعدش برم گردوند و شروع کرد خوردن لبام. کلی ازم تشکر کرد و قربون صدقم رفت. بهترین سکس عمرم رو در قالب یه خیانت انجام داده بودم. یاد سعید افتادم. سریع خودمو شستم و از آرش خداحافظی کردم و لباس پوشیدم و رفتم سمت اتاق. یه حال دیگه داشتم هنوز لذت کیر آرش توی وجودم بود. عجیب اینکه احساس پشیمونی نداشتم. با استرس درو باز کردم و داخل شدم. با دیدن خواب عمیق سعید خیالم راحت شد. منم کنارش دراز کشیدم و از خستگی خوابم برد. شب سعید بیدارم کرد و گفت کجا بودی. منم گفتم رفتم استخر ده دقیقه شنا کردم اومدم پیشت خوابیدم. منو بوسید و گفت ببخشید که تنها رفتی. منم با یه اخم الکی گفتم عیب نداره ولی هنوز کیر آرش جلوی چشام بود. دوروز بعدش برگشتیم ایران. دیگه آرش رو ندیدم. این بود خاطره من. ببخشید از اینکه طولانی شد.

نوشته: بهار